آبان ۱۳۸۷
از طرف جامعهٴ بهائی کانادا

هم میهنان گرامی

بیش از یک و نیم قرن است که ایرانیان بهائی در کشور عزیزمان در میان شما زندگی می کنند وشما بخوبی آنان را می شناسید. آنان از اقوام شما، همکاران، همسایگان و دوستان شما بوده و هستند . ایرانیان بهائی در تمامی این دوران به گواه تاریخ همواره میهن خود و فرهنگ پرشکوه و ارزشمند ایران را ستوده و در خدمت به آن آب و خاک و ملت همدوش سایر میهن دوستان کوشا بوده و هستند.

با این حال، متاسفانه در تمامی این دوران طولانی، هموطنان بهائی شما هیچگاه از امکان بهره مندی از وسائط ارتباط جمعی در میهن خود و رساندن صدای خویش به مردم زادگاهشان برخوردار نبوده و بالعکس، مخالفینشان تمامی تریبونهای اجتماعی را در دست داشته و با تمام توان علیه اعتقادات و اندیشه های بهائی به مقابله پرداخته و در این تلاش از هیچ ترفند و ریا و جعل و دروغی پروا نداشته اند.

آنچه امروز برهمگان روشن است، اینست که در این سه دهه گذشته اقدامات مخالفین دیانت بهائی از مرز حرف گذشته و قدم به مرحله اعمالی گذاشته که میرود تا اعتبار و حیثیت ایران و ایرانیان را در انظار جهانیان کاملاً مخدوش سازد.

در سالهای اخیر دامنه این اعمال وسیعاً گسترش یافته و شدت عمل آنان در برابر جامعه ایرانیان بهائی به اوج کم نظیری رسیده است. ممنوعیت بهائیان از استخدام رسمی، تحصیل در دانشگاهها، تحقیر کودکان بهائی در مدارس و اهانت به دین و مقدسات آنان، تهدید دائمی افراد و خانواده ها، تخریب منازل و وگورستان های بهائیان، بازداشت و بازجوئی های درازمدت و حبس مسئولین جامعه بهائی و تهدید وکیلانی که در صدد دفاع از آنان هستند و... به موازات همه این اقدامات ، جعل اکاذیب در جهت تخدیش افکار عمومی و زمینه سازی برای اقداماتی بسیار شوم با شدت و حدت هرچه تمامتر ادامه دارد و این در حالی است که ایرانیان بهائی هیچگاه نه در فعالیتهای سیاسی شرکت جسته و نه هیچگاه و در هیچ برهه ای از تاریخ به مقابله با قانون و حکومت پرداخته اند زیرا اعتقاد راسخ دارند که تنها راه سعادت انسان بر روی زمین خیرخواهی عالم انسانی و خدمت به همه انسانهاست بویژه به مردم و میهن خود.

اما چنانچه اطلاع دارید افترائاتی چون; کفر و ارتداد، فساد ، بی وطنی و جاسوسی برای بیگانگان از جمله اقداماتی است که هر روزه با بوق و کرنا توسط برنامه های رادیوئی و تلویزیونی ، روزنامه ها، کتب و ویژه نامه ها علیه جامعه ایرانیان بهائی انجام می شود و این در حالی است که مرجع جهانی بهائی یعنی بیت العدل اعظم بطور دائم بهائیان را از سوئی به استقامت در برابر تضییقات و فشارهای دائم التزاید و از سوئی دیگر به ادامه خدمت به ایران وایرانیان و ترویج خیرخواهی و توسعه رویه گفتگو و رفع سوء تفاهمات موجود دعوت می نماید.

از این روی در ادامه، آخرین پیام مرجع انتخابی جهانی بهائی " بیت العدل اعظم" را به نظر همه هم مبهنان گرامی می رسانیم تا هرچه بیشتر با طرز تفکر و بویژه طرز عمل بهائیان آشنائی بیشتری حاصل گردد.

پیام بیت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران - ۳۱ اکتبر ۲٠٠۸

۱٠ آبان ۱۳۸۷
۱۶ شهرالعلم ۱۶۵
۳۱ اکتبر ۲٠٠۸

احبّای ممتحن ایران ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

در چند ماه اخیر بهائیان عالم با مسرّت و امتنان فراوان شاهد اقدامات شجاعانه و بی‌سابقه ایرانیان روشن‌ضمیر در دفاع از حقوق شهروندی هم‌وطنان بهائی خود بوده‌اند. از طرفی دیگر به قرار اطّلاع، عدّه معدودی از مردم آن سرزمین بازیچه دست نیروهای عناد و تعصّب قرار گرفته و وسیله‌ای برای ایجاد محدودیّت‌های بیشتر برای جامعه بهائی شده‌اند. در موقعیّتی که اکاذیب و افترائات مختلف در باره دیانت بهائی با شدّتی بی‌سابقه منتشر می‌گردد و بهائیان از دست‌رسی به رسانه‌های عمومی برای دفاع خود محرومند، چنین اقدامی را نمی‌توان حمل بر قصور کامل این قبیل افراد نمود.

شما عزیزان که به درایت ملّت شریف ایران ایمان دارید، علی‌رغم مشاکل فراوان با رعایت حکمت به رفع این سوء تفاهمات همّت گماشته‌اید. در انجام این کار از پا ننشینید، از شدّت این گونه حملات نگران نباشید و ناامیدی به خود راه ندهید. اشاعه تهمت و افترا و اثرات زیان‌‌آور آن به نحوی است که خنثی نمودن آن مستلزم تکرار و استمرار و صبر و بردباری است ولی نتیجه نهایی روشن است. سرانجام نور صداقت بر ظلمت کذب فائق آید و شمس حقیقت ابرهای تیره فریب را زائل سازد.

از جمله اتّهامات وارده این است که دیانت بهائی وابستگی سیاسی به دولت‌های خارجی دارد و بهائیان ایران در جهت مصالح کشور و دولت خود حرکت نمی‌کنند. به هم‌وطنان عزیزتان مکرّراً توضیح دهید که هر نوع دخالت در سیاست حزبی و یا جبهه‌گیری سیاسی در تمام سطوح محلّی، ملّی و بین‌المللی در دیانت بهائی اکیداً و شدیداً منع و نهی شده است. مفهوم حکومت در مقام نهادی برای تامین رفاه و ترقّی جامعه بشری و اصل اطاعت از آن و تبعیّت از قوانین مدنی از جمله ویژگی‌های بارز آیین بهائی است. بهائیان به ایران عشق می‌ورزند و بر اساس تعالیم دیانت خود، خیرخواه همگان هستند و در هر کشوری که زندگی می‌کنند، از جمله موطن جمال مبارک، به جان و دل می‌کوشند که شهروندانی مفید برای پیش‌برد رفاه عمومی باشند. به هم‌کاری با دیگران در راه ایجاد الفت و یگانگی و برقراری صلح و عدالت اجتماعی مامورند. برای احقاق حقّ خود و دیگران از طرق صلح‌آمیز و با استفاده از مجراهای قانونی موجود با امانت و صداقت می‌کوشند. از نزاع و تهاجم شدیداً برکنارند، از کشمکش برای دسترسی به سلطه و اقتدار دنیوی پرهیز می‌کنند و برای براندازی هیچ دولتی نه خود دست به اقدامی می‌زنند و نه در توطئه و دسیسه دیگران وارد می‌شوند. تاریخ صد و شصت سال گذشته مویّد این ادّعا است.

عدّه‌ای یا از روی بی‌خبری و یا به منظور پیش‌برد مقاصد خاصّ خود وجود مرکز جهانی بهائی در کشور اسرائیل را امری سیاسی و نوعی وابستگی به نهضت صهیونیسم به شمار می‌آورند. هر طفل سبق‌خوان مکتب تاریخ می‌داند که علّت وجود مرکز جهانی بهائی در اراضی مقدّسه این است که صد و چهل سال پیش، به تحریک دولت ایران حضرت بهاءالله به این منطقه که در آن زمان تحت سلطه امپراطوری عثمانی بود تبعید شدند و بدین ترتیب هشتاد سال قبل از تاسیس کشور اسرائیل، مرکز جهانی بهائی در اراضی مقدّسه تثبیت یافت. روابط مرکز جهانی بهائی با اسرائیل مانند سایر کشورهای جهان، بر اساس اطاعت از قوانین مدنی آن مملکت و عدم وابستگی و دخالت در امور سیاسی استوار است. شاید مناسب باشد که یادآور شوید که در سال ۱۹۴۷ میلادی، یک سال قبل از تاسیس کشور اسرائیل، هنگامی که کمیسیون ویژه فلسطین در سازمان ملل متّحد خواهان نظر ادیان و گروه‌های مختلف راجع به آینده این سرزمین شد، رئیس این کمیسیون، عالی‌جناب قاضی امیل سندستروم، ضمن نامه‌ای به مرجع امر بهائی، حضرت شوقی افندی، نظر و دیدگاه بهائیان را در این زمینه جویا شد. آن حضرت در تاریخ ۱۴ جولای ۱۹۴۷ در مکتوبی خطاب به ایشان فرمودند که دیانت بهائی به کلّی از سیاست حزبی مبرّا است و در مجادلات و منازعاتی که در مورد آینده ارض اقدس در میان است وارد نمی‌شود. هیکل مبارک در همان نامه توضیح می‌فرمایند که "بسیاری از پیروان دیانت ما از اعقاب مسلمان و یهودی هستند و ما هیچ گونه تعصّبی نسبت به هیچ یک از این دو گروه نداریم و به جان و دل مشتاقیم که که به منظور حفظ منافع متقابل آنان و خیر و صلاح این مملکت، بین آنها صلح و آشتی برقرار گردد."

جای تاسّف است که اهل افترا بهائیان را مخالف و حتّی دشمن اسلام می‌شمرند. بدون شک شما آماده‌اید که آثار بهائی را با این قبیل افراد در میان گذارید که در آن از اسلام به عنوان "شریعت مبارکه غرّا" یاد می‌شود، حضرت محمّد (ص) را "سراج وهّاج نبوّت کبری"، "سرور کائنات" و "نیّر آفاق" که "به اراده الهی از افق حجاز اشراق نمود" وصف می‌نماید و از حضرت امیرالمومنین (ع) به "بدر منیر افلاک علم و معرفت" و "سلطان عرصه علم و حکمت" یاد می‌کند. زیارت‌نامه مخصوص حضرت سیّدالشّهداء را که از قلم نفس شارع امر ابهی نازل شده با آنها زیارت کنید که در آن حضرت بهاءالله مقام آن حضرت را با القاب "فخر الشّهداء" و "نیّر الانقطاع من افق سماء الابداع" می‌ستایند. خطابات حضرت عبدالبهاء را که حدود صد سال پیش در اروپا و امریکا در کلیساها، کنیسه‌ها و در جمع دانشمندان راجع به مقام و اهمّیّت اسلام ایراد فرمودند برایشان بخوانید. شرح مراسم تشییع و تدفین حضرت عبدالبهاء را که در آن عدّه کثیری از اهالی منطقه شام، از جمله هزاران نفر مسلمان، برای ادای احترام به مقام ایشان حضور داشتند و سخنان مفتی شهر حیفا و دیگر رهبران مسلمانان در بزرگداشت آن حضرت را با آنان در میان گذارید.

مقابله با اشاعه اکاذیب و مفتریات تنها چالش‌ شما عزیزان نیست. فشارهای اقتصادی و اجتماعی گوناگون از جمله محرومیّت جوانان از تحصیلات دانشگاهی و ایجاد مشکلات برای برخی از دانش‌آموزان مدارس هم‌چنان ادامه دارد. در مقابل، عدّه فزاینده‌ای از مردم آن مرز و بوم شجاعت، شهامت، صبر و استقامت شما را در برابر امواج بلایا می‌ستایند و این واقعیّت را که اکثریّت بهائیان زندگی پرمشقّت در آن آب و خاک مقدّس را بر جلای وطن ترجیح می‌دهند ارج نهاده آن را نشانه‌ای از وطن‌دوستی شما می‌دانند.

اخیراً چنین استنباط می‌شود که عدّه‌ای مترصّدند تا از وجود کوچک‌ترین علائم کدورت‌ بین احبّا آگاهی یافته به آن دامن‌ زنند و به تصوّر خود در جامعه اختلاف و انشقاق ایجاد نمایند و از این طریق به تضعیف روحیّه پردازند. شما عزیزان البتّه واقفید که حفظ و استحکام وحدت جامعه از اعظم امور است. اسلاف روحانی شما در طیّ یک قرن و نیم گذشته در رویارویی با حملات مداوم دشمنان، چه کسانی که علناً به مخالفت با امر الهی قیام نمودند و چه نفوسی که چون گرگ در لباس میش مقاصد مزوّرانه خود را برای ایجاد تشتّت و اختلاف در بین احبّاء الله دنبال کردند، مقاومت نموده به قوّت میثاق بر قوای ظلم و تاریکی فائق شدند. شما نیز به خوبی می‌دانید که به فرموده مبارک "اختلاف هادم بنیان است و سبب تاخیر در انتشار" و بیان حضرت مولی‌الوری را هادی اعمال و رفتار خود قرار داده‌اید که می‌فرمایند "...الیوم یوم اتّحاد است و وقت وقت اتّفاق به اتّحاد و اتّفاق کمر اهل نفاق شکسته گردد...."

اگر مردم دنیا هنوز برای رسیدن به مراحل اوّلیّه هم‌زیستی در تلاشند شما در مکتب حضرت عبدالبهاء اتّحاد و یگانگی بین اقوام را می‌آموزید و به قوای سازنده آن ایمان دارید. پس بیش از پیش در باره آنچه لازمه تحکیم روابط الفت و محبّت بین احبّا در شرایط سخت کنونی است تفکّر و تامّل فرمایید و طلب تاییدات الهی نمایید. با تمسّک به آیات ربّانی و توجّه به هدایات مرجع امر، به وحدت نظر در مورد خدمت امر الله و کمک به استقرار پایه‌های تمدّنی روحانی موفّق شده‌اید. قدر این دست‌آورد ارزشمند را بدانید و ارج و بهای آن را کم نشمرید. به این نکته مهم و عملی نیز آگاهید که افراد احبّا در استعداد و کارآیی، در طرز عمل، در فهم و رعایت حکمت و انضباط روحانی و در میزان تعهّد و آمادگی برای گذشت و فداکاری و هم‌چنین در سلیقه و اولویّت‌های زندگی متفاوتند. پس به عنوان اعضای جامعه‌ای متّحد ولی متنوّع، هم‌چون رشته‌های حبل میثاق، کل مرتبط و متّصل بمانید. در جمیع شئون مشوّق و پشتیبان یک‌دیگر باشید تا به برکت آن هر روز باب جدیدی از خدمت به روی شما گشوده شود و با کمک دوستان و همسایگان و آشنایان خود، ظلمت جور و جفا را به نور حبّ و وفا زائل نمایید. به شایعات توجّه نکنید و از قوّه اتّحاد و نفوذ و تاثیر "کلمه طیّبه و اعمال طاهره مقدّسه" یاری جویید تا بتوانید بیش از پیش اسباب الفت و محبّت و یگانگی در جامعه و در بین هم‌وطنان عزیز خود گردید. هر قدمی که هر یک از احبّای الهی با خلوص نیّت در راه حقّ بردارد مطمئنّاً به طراز قبول در آستان مبارک مزیّن و با عنایات مخصوصه‌اش به فیوضات آسمانی مویّد خواهد شد. اوست که "قطره را حکم دریا دهد و ذرّه را آفتاب کند".

در اعتاب مقدّسه علیا همواره به یاد شما عزیزان به دعا مشغولیم.

تأييد بی‌گناهى بهائيان شيراز در يك گزارش داخلى از ایران

نيويورک
٢۴ اكتبر ۲۰۰۸ برابر با ۳ آبان ۱۳۸٧
سرويس خبرى جامعۀ جهانى بهائى


يك بازرس ايرانى كه پرونده سه جوان زندانى بهائى در در شيراز را رسيدگى كرده است نوشته است فعاليت هاى آنها كه خرابكارانه عنوان شده شده بود مطلقا جنبه انسان دوستانه داشته. اين سه نفر هاله روحى، ساسان تقوى و رها ثابت هستند.

يك بازرس ايرانى كه مأمور تحقيق در پروندۀ بازداشت گروهى از جوانان بهائى شيراز در سال ١٣٨۵ (٢٠٠۶) شده بود، در گزارش محرمانه‌اى كه در ماه خرداد ۱۳۸٧ (ژوئن ٢٠٠٨) ارائه كرد، سخنى را كه بهائيان در طى اين مدت مكرراً اظهار داشته‌اند مورد تأييد قرار داد و نوشت كه فعاليت‌هاى آنها مطلقاً انسان‌دوستانه بوده و با تبليغ «غيرقانونى» اصول آئين بهائى ارتباطى ندارد.

اين گزارش را 'مجموعۀ فعالان حقوق بشر در ايران' در روز دوم آبان برابر با بيست و سوم اكتبر منتشر كرد.

سه نفر از ۵۴ بهائى كه در اين جريان بازداشت شده بودند بعداً به چهار سال زندان محكوم شدند و هنوز هم در شيراز در اسارت هستند.

بازرس مذكور می‌گوید كه نه تنها در فعاليت‌هاى اين گروه اشاره‌اى به مسائل دينى نشده بلكه بعضى از جوانانى كه در اين كلاس‌ها شركت كرده‌اند به او گفته‌اند كه علاقمند به بازگشت آنها هستند «(آنها) اعلام داشتند...ما جوانان و نوجوانان انصافاً از حضور اين افراد و گروه بهره كافى برديم و تقاضاى حضور مجدد آنها را داريم.»

يك سخنگوى جامعۀ بهائى گفت اين گزارش بى‌عدالتى را كه در حق بهائيان شده بيشتر آشكار مى‌كند.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: «اين كه حكومت ايران، علی‌‌رغم نتيجۀ يك تحقيق داخلى كه جوانان بهائى شيراز را، حتى بر اساس تعاريف غير متعارف جرم در قوانين ايران، بى‌گناه دانسته، هم‌چنان آنها را در زندان نگه داشته يك بى‌عدالتى آشكار است. دروغ پردازى‌هاى حكومت ايران قابل د&# 1601;اع نيست.»


گزارش مورخ ٢٧ خرداد ١٣٨٧ (١۶ ژوئن ٢٠٠٨ ) مى گويد سه بهائى كه هنوز در شيراز زندانى هستند فقط…
دریافت فایل با کیفیت بالا

بازداشت اين جمع در اردیبهشت ١٣٨۵ (ماه مه سال ٢٠٠۶) توجه رسانه‌هاى بين‌المللى را جلب كرد و بسيارى از كشورها نگرانى خودشان را از اين بازداشت‌ها اعلام كردند.

اين گروه كه متشكل از ۵۴ جوان بهائى و تعدادى از دوستان مسلمان آنها بود از سال ١٣٨٣ (٢٠٠۴) در مجموعه‌اى از فعاليت‌هاى انسان‌دوستانه مشاركت داشتند كه هدف آن تشويق سواد آموزى و اشاعۀ ارزش‌هاى اخلاقى در بخش‌هاى محروم شهر شيراز و اطراف آن بود. اين فعاليت‌ها عمدتاً صبح‌هاى جمعه در كلاس‌هائى براى گروه‌هاى كوچك در محله‌هاى فقيرنشين متمركز بود

اعضاى اين گروه در ٣٠ اردیبهشت ١٣٨۵ (١٩ مه ٢٠٠۶) توسط مأمورين دولتى دستگير شدند. همكاران مسلمان آنها و يكى از بهائيان بلافاصله آزاد شدند اما ۵٣ نفر ديگر به تفاوت از چند روز تا بيش از يك ماه در بازداشت نگه داشته شدند.

در اوایل سال ١٣٨۶ (اواسط ٢٠٠٧)، اين جمع بر اساس اتهامات كاذبى محكوم شدند. ظاهراً مبناى اين محكوميت اتهام آنها به «تبليغ غيرمستقيم» آئين بهائى بود. اين عمل، برخلاف موازين بين‌المللى در زمينه آزادى دين، در ايران جرم محسوب مى شود. در ماه دی سال ١٣٨۶(ژانویه ٢٠٠٧) يك سخنگوى دولت در گفتگو با خبرنگاران در بارۀ محكوميت سه نفر از اعضاى اين گروه به زندان گفت كه آنها به «تبليغ» بر ضد حكومت مشغول بوده‌اند.

اما، گزارش محرمانه مورخ ٢٧ خرداد ١٣٨٧ (١۶ ژوئن ٢٠٠٨) توسط يك «بازرس و مشاور حقوقى» خطاب به «نمايندۀ مقام معظم رهبرى در استان (فارس) و امام جمعه معزز شيراز» حاكی‌ست كه به گفتۀ تمام كسانى كه او در تجسس‌هايش با آنها گفتگو كرده هيچ اشاره‌اى به آئين بهائى در اين كلاس‌ها نبوده است. اين گزارش عملاً ادعاهاى دولت در اين زمينه را نقض مى‌كند.

اين بازرس كه با نام «رستمى» گزارش را امضا كرده است، به عنوان نمونه، مى‌نويسد با جوانانى كه در كلاس‌ها شركت داشته‌اند و نيز با يك سرهنگ بازنشسته نيروهاى انتظامى جمهورى اسلامى (ناجا) صحبت كرده و همگى تأييد كرده‌اند كه كلاس‌ها تنها جنبه آموزشى داشته است.

بنا بر اين گزارش سرهنگ بازنشسته 'جدى' گفته است: «اين افراد از آغاز فعاليت تاكنون با هدف خيرانديشى و خدمت انسان‌دوستانه به نوجوانان و جوانان هفته‌اى يك مرتبه كلاس داشتند و بيشتر كلاس‌ها جنبه نقاشى و آموزش خط و بهداشت و اخلاقى داشت و هيچ گونه اظهار نظرى در مسائل دينى و سياسى نداشتند و هيچوقت از بهائيت نه اسمى و نه عنوانى مطرح نكرده‌اند.»

بازرس رستمى همچنين گفته است كه با هشت نفر از جوانانى كه در اين كلاس‌ها شركت داشته‌اند گفتگو كرده «و (آنها) پس از سؤالاتى اعلام داشتند اين گروه مشغول امورات تربيتى و عموماً كلاس‌ها جنبه نقاشى، خطاطى و اخلاقى و معاشرتى داشته و هيچگونه بحث سياسى و اظهار نظر خلاف موازين شرعى و قانونى و فرهنگى نداشتند.»

سه بهائى زندانى عبارتند از هاله روحى جهرمى، رها ثابت سروستانى و ساسان تقوى. سازمان عفو بين‌الملل در ماه دی (ژانويه) گذشته با معرفى اين سه نفر به عنوان زندانيان عقيدتى، كه فقط به خاطر باورهاى دينى‌شان در اسارت‌اند، اطلاعيه‌اى براى دعوت به دفاع از آنها منتشر كرد.

خانم دوگال گفت بازداشت و زندانى كردن بهائى‌ها هميشه ظالمانه بوده است چون قوانين بين‌المللى همواره از حق «تبليغ» باورهاى دينى مردم دفاع كرده است.

«اما در اين مورد خاص حتى چنين 'تبليغى' صورت نگرفته است. بهائيان و همكاران مسلمان آنها فقط به فعاليت‌هاى انسان‌دوستانه و خدمت به كودكان و نوجوانان بى‌بضاعت در منطقۀ خودشان از طريق ايجاد كلاس‌هاى سواد‌ آموزى، بهداشت و اشاعۀ ارزش‌هاى اخلاقى مشغول بوده‌اند.»

«به خاطر اين اقدام سه بهائى در زندان هستند كه با توجه به اين گزارش تازه اسارت آنها جز يك قساوت ظالمانه است. يكى از اين افراد زندانى مدت‌ها از معالجه لازم براى جراحت پايش، كه در سانحه رانندگى پيش آمده بود، محروم بود.»

«اميد ما اين است كه با انتشار عمومى اين گزارش حكومت ايران اين سه زندانى را آزاد كند و آنها و همراهانشان را از اتهامات وارده تبرئه كند.»

خانم دوگال افزود: «علاوه بر آن ما انتظار داريم حكومت ايران به برنامه تبليغاتى قديمى‌اش براى بدنام كردن بهائيان ايران به اتهامات مشابه خاتمه دهد و ديگرانى را كه با چنين اتهاماتى در اسارت اند — از جمله هفت نفر از رهبران جامعۀ بهائى ايران را كه در حال حاضر در اوين زندانى هستند — آزاد كند.»

گزارش سازمان ملل متحد به نقض حقوق بهائيان توسط حكومت ايران اشاره مى‌كند

نیویورک
٢٢ اکتبر ٢٠٠٨ برابر با ١ آبان ١٣٨٧
سرويس خبرى جامعۀ جهانی بهائى

بان كى مون، دبيركل سازمان ملل متحد از نقض حقوق انسانى بهائيان، اقليت‌هاى ديگر مذهبى، زنان و كودكان در ايران ابراز نگرانى كرده است.

آقاى بان روز دوشنبه در سندى بيست صفحه‌اى به خواسته مجمع عمومى سازمان ملل در ماه دسامبر گذشته، براى تهيه يك «گزارش جامع» از وضعيت حقوق بشر در ايران، پاسخ داد.

آقاى بان با اشاره به بعضى دستاوردهاى مثبت ايران نوشت هرچند قانون اساسى اين كشور بسيارى از آزادى‌هاى بنيادى را به رسميت مى‌شناسد اما «در عمل موانع جدى براى تأمين كامل حقوق بشر وجود دارد.»

در گزارش آقاى بان نسبت به اعمال شكنجه، «موارد متعدد اعدام،» و «افزايش موارد نقض حقوق زنان، دانشجويان، معلمين، كارگران و ساير گروه‌هاى فعال» ابراز نگارانى شده است.

در اين گزارش تقريباً يك صفحۀ كامل به وضعيت جامعۀ سيصد هزار نفرۀ بهائيان، كه بزرگ‌ترين اقليت مذهبى در اين كشور هستند، اختصاص داده شده است.

اين گزارش به ماده ١۴ قانون اساسى ايران اشاره مى‌كند كه در آن «امنيت غير مسلمانان» كشور تضمين شده است. اما مى‌افزايد «گزارش‌هاى مداومى از بازداشت‌هاى بى‌دليل، زندان، مصادرۀ اموال، تخريب املاك، ممنوعيت از مشاغل و مزاياى دولتى، و جلوگيرى از ورود بهائيان به مؤسسات آموزش عالى دريافت مى‌شود.»

بنا به گزارش آقاى بان «اخبار خشونت‌هائى كه خانه‌ها، مغازه‌ها، مزارع و گورستان‌هاى بهائى در سراسر كشور را مورد هدف قرار مى‌دهد به طور چشمگيرى افزايش يافته است. چند مورد شكنجه يا بدرفتارى با بازداشت‌شدگان نیز گزارش شده است.»

آقاى بان از آزار دانش آموازن بهائى و بازداشت هفت نفر از رهبران اين جامعه در اوايل سال جارى نيز ابراز نگرانى كرده است.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهاى بهائى در سازمان ملل متحد در امریکا، گفت: «گزارش دبیر کل سازمان ملل در عين حالى كه بعضى قدم‌هاى ايران به جلو را تآييد مى‌كند مى‌گويد كه حكومت اين كشور نسبت به بهائيان و ديگران مرتكب مواردى روشن و آشكار از نقض حقوق بشر شده است.»

«بايد توجه داشت كه اين گزارش نتيجه مستقيم خواست مجمع عمومى سازمان ملل متحد در قطعنامۀ سال گذشته آن در بارۀ ايران است و اهميت نقش حساس جامعۀ جهانى در افشاى موارد نقض حقوق بشر را به خوبى آشكار مى كند.»

خانم دوگال افزود: «ما اميدواريم كه مجمع عمومى امسال با صدور قطعنامۀ ديگرى حكومت ايران را براى اجراى تعهدات‌اش در حفظ موازين بين المللى تحت فشار بگذارد.»


مهر ۱۳۸۷
در سال جديد تحصيلى بار ديگر بهائيان از ورود به مؤسسات آموزش عالى در ايران محروم شدند

نیویورک
٣ اکتبر ٢٠٠٨ برابر با ١٢ مهر ١٣٨٧
سرويس خبرى جامعۀ جهانی بهائى


در پاسخ دادخواهى دانشجويان بهائى در مورد ادعاى «نقص پرونده» يا اخراج بى دليل از دانشگاه ها، ديوان عدالت ادارى نوشته است «ذيحق بودن شاكى محرز نمى باشد» و «حكم به رد شكايت» داده و در پايان حكم افزوده است «رأى صادره قطعى است».

در آستانۀ سال تحصیلی جدید، جوانان بهائی مجدداً درهای مؤسسات آموزش عالى را بر روی خود بسته دیدند.

گرچه در مجامع عمومی، دولت ایران مدعی است که بهائیان آزادند تا به دانشگاه بروند، اما گزارش‌های چند هفتۀ اخير حاکی است که سیاست بازداشتن بهائیان از تحصیلات دانشگاهی همچنان به قوت خود باقی است.

براى دانشجویان بهائی که سعی داشتند در پائيز امسال به دانشگاه‌ها و سایر مؤسسات آموزش عالی راه یابند امكان دسترسی به نتیجۀ آزمون ورودى مسدود گردیده و پرونده‌های آنها در تارنمای سازمان آزمون سراسرى با عنوان «نقص پرونده» بسته شده است.

اخراج دانشجويان بهائی که در سال‌های قبل موفق به ورود به دانشگاه‌ها شده بودند نيز ادامه دارد. كسانى‌ هم که از طریق قانونی اقدام نموده‌اند شکایتشان رد شده است و از رسيدن به نتيجه مطلوب نااميد شده‌اند.

بانی دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل گفت: «دولت ایران با همان روش‌هاى پنهانى متداول چهار سال گذشته، مانع دستیابی دانشجویان بهائی به تحصیلات دانشگاهی مى‌شود.»

به گفته خانم دوگال؛ «سياست‌هاى حكومت ايران، علی‌رغم امضاى معاهدات بين المللى در تأييد حق آموزش، در جهت بستن درهاى دانشگاه‌ها به روى بهائيان بوده است».

«خواست ما از جامعۀ بين المللى و بخصوص از استادان، مسئولان ادارى و دانشجويان در همه جا اين است كه صدايشان را در حمايت از دانشجويان بهائى در ايران بلند كنند».

براساس گزارش‌هاى رسيده از ايران امسال شيوه اصلى جلوگيرى از ورود دانشجويان به دانشگاه‌ها مسدود كردن دسترسى آنها به نتايج آزمون دانشگاهى با ادعاى «نقص پرونده» است.

سال گذشته نيز از اين روش استفاده شده بود اما امسال علنى شد كه بسيارى از دانشجويان بهائى در روند بررسى درخواست پذيرش از پيش شناسائى شده‌اند. اين دانشجويان وقتى به تارنماى آزمون سراسرى دانشگاه‌هاى ايران مراجعه مى‌كردند به جاى ديدن نتيجه آزمون خودشان با صفحه‌اى كه در آن نوشته بود «خطاهاى مقابل را تصحيح نمائيد» و موضوع خطا را «نقص پرونده» اعلام كرده بود مواجه مى‌شدند. (اين سند را به زبان های فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).

نشانى اينترنتى (URL) اين صفحه كه متقاضيان بهائى به طور خودكار به آن فرستاده مى شدند با كلمات «error_bah» ختم مى‌شد كه احتمالاً اشاره‌اى به اين است كه پرونده آنها به دليل بهائى بودن مهر خطا (error) خورده است.

با وجود اين كه دانشجويان بهائى تمام اطلاعات خواسته شده را به طور كامل ارائه داده و با موفقيت در امتحانات شركت كرده بودند اين پيام را دريافت مى‌كردند.

در سال تحصیلی گذشته (٢٠٠٨-٢٠٠٧) از بیش از ١٠٠٠ دانشجوی بهائی، که در آزمون ورودی شرکت کرده و امتحانات را به طور کامل گذرانده بودند، اسامى نزدیک به ٨٠٠ نفر با عنوان «نقص پرونده» حذف شد.

بدون داشتن پروندۀ کامل، ثبت نام در تمام دانشگاه‌های دولتی و اکثر دانشگاه‌های خصوصى غیر ممکن است.

دانشجویانی که شكايت كرده‌اند كه پرونده‌شان به اشتباه ناقص عنوان شده، در دادگاه‌های ایران تا به حال گوش شنوائى پيدا نكرده‌اند.

در حکمی که در آوریل گذشته شعبه يك ديوان عدالت اداری صادر كرد شكايت یک دانشجوی بهائی از سازمان سنجش آموزش كشور رد شد.

در راى اين دادگاه آمده بود: «با توجه به این که سازمان طرف شکایت شرایط مذکور را در خصوص شاکی احراز نکرده بنا براین شکایت وی غیر وارد تشخیص و حکم به رد آن صادر و اعلام می گردد» (اين سند را به زبان های فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).

همان دادگاه تقاضای یک دانشجوی بهائی را نيز که به دليل عقائد مذهبى‌اش از دانشگاه اخراج شده بود براى پذيرش مجدد در دانشگاه رد کرد.

دادگاه در رد اين تقاضا به بخشنامه‌اى از گلپایگانی در سال ١٩٩١ اشاره كرده بود كه در آن صريحاً طرح گسترده‌اى براى مسدود کردن «ترقی و توسعۀ» جامعۀ بهائی شامل اخراج دانشجویان بهائی عنوان شده است.

دادگاه نوشته بود: «نظر به این که وضعیت شاکی با مصوبۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی (بشماره ١٣٣٧/م/س-۶/١٢/۶٩) تطبیق و مردود شناخته شده است و اعتراض موجهی ندارد که تخلف از مقررات را ثابت نموده و خواسته وی را موجه سازد، بنابراین ذیحق بودن شاکی محرز نمی باشد، لذا حکم به رد شکايت صادر و اعلام می دارد». (اين سند را به زبان های فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).

گزارش‌هاى اخیر نشان می‌دهد هنوز هم بهائیانی که در دانشگاه ثبت نام نموده‌اند — كه در حال حاضر تعدادشان بسیار اندك است — اگر اعتقادات مذهبى‌شان معلوم شود اخراج می‌شوند.

به عنوان نمونه، در ماه اوت، در دانشگاه فضیلت دانشجوی دختری که فقط سه هفته به فارغ التحصیلی‌اش باقی مانده بود به دفتر مقامات دانشگاه احضار شد و وقتى حاضر نشد اعتقاداتش را انكار كند از دانشگاه اخراج شد.

با وجود رفتار فريبكارانه حكومت ايران، نشانه‌هاى روزافزونى از حمايت از دانشجويان بهائى در داخل و خارج كشور به چشم مى‌خورد.

يكى از نمونه‌هاى قابل ذكر مقاله احمد باطبى، فعال سرشناس حقوق بشر بود كه اينك در تبعيد به سر مى‌برد. او در اين مقاله با عنوان «بهائيت رقيب ولايت» كه روز دوم سپتامبر در روزآنلاين منتشر شد به محروم كردن بهائيان از آموزش عالى و اصولاً به آزار بهائيان در ايران اعتراض كرد. (اين مقاله را به زبانهای فارسی و انگلیسی ملاحظه نمائید).


شهریور ۱۳۸۷

مرداد ۱۳۸۷
حملات رسانه هاى ايران به بهائيان و شيرين عبادى، برندۀ جايزۀ نوبل، به قصد دامن زدن به «تعصبات و ترسهاى غير منطقى» مردم است

نيويورك
١٢ اوت ٢٠٠٨ برابر با ٢٢ مرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى جامعۀ جهانی بهائى

جامعۀ جهانی بهائى امروز در بيانيه اى اعلام كرد ادعاهاى فريبكارانه رسانه هاى خبرى ايرانى دربارۀ هفت رهبر زندانى جامعۀ بهائيان ايران و خانم شيرين عبادى و كسان ديگرى كه به دفاع از آنها برخاسته اند نشانگر تلاش حكومت ايران براى محروم كردن اين زندانيان از امكانات دفاع قانونى و نيز دامن زدن به «تعصبات و ترسهاى غيرمنطقى» مردم است.

در اين بيانيه آمده است: «گزارشهاى منتشر شده در رسانه هاى خبرى تحت حمايت دولت حاكى از تلاش مقامات ايرانى براى استفاده از رسانه هاى عمومى در شايع كردن اتهاماتى مبنى بر فعاليت اين زندانيان در طرحهاى براندازى در ايران است. متهم كردن خانم شيرين عبادى، وكيل سرشناس حقوق بشر و برندۀ جايزۀ صلح نوبل، نيز كه به اتفاق همكارانش آمادگى خود را براى دفاع از بهائيان اعلام كرده، طرح ديگرى براى ادامۀ محروم نگه داشتن اين افراد از حق داشتن وكيل است.»

اين بيانيه كه در تارنماى دفتر جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد منتشر شده است به اتهامات بهائى شدن دختر خانم عبادى، عامل صهيونيزم بودن بهائيان و اين كه تماس بهائيان ايران با نهاد اداره كنندۀ جامعۀ جهانى بهائى نوعى «توطئه» است پاسخ داده است.

«حكومت ايران از هر ابزارى كه در اختيار دارد براى بدنام كردن جامعه بهائيان ايران استفاده مى كند و بعد هر وقت كه بخواهد، در فضاى مسمومى كه خودش ايجاد كرده، مى گويد فلان كس بهائى است. خانم عبادى اولين كسى نيست كه اين روش در بارهاش اعمال شده است. خانم عبادى به عنوان يك وكيل از افراد و گروه هائى با سوابق گوناگون دفاع مى كند و اين به آن معنا نيست كه او الزاماً به اعتقادات آنها باور دارد. سؤال اين است كه رسانه هاى تحت حمايت دولت با ادعاى اين كه دختر او بهائى است مى خواهند چه شبه هاى را القا كنند؟»

تصنيف آهنگ برگزيده المپيك توسط موسيقى پردازان جاز آمريكائى

برانزويك، جورجيا، ايالات متحده
۵ اوت ٢٠٠٨ برابر با ١۵ مرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى جامعۀ جهانی بهائى

دو موسيقى پرداز جاز با تركيب دانش خودشان از موسيقى چينى، سامباى برزيلى و جاز آمريكائى موفق به تصنيف يكى از آوازهاى برگزيده براى بازى هاى المپيك شدند.


كيت ويليامز پيانيست و فيل موريسون نوازندۀ گيتار باس آهنگساز و تنظیم کنندۀ آهنگ «المپيك پكن، موفق باشى»

«المپيك پكن، موفق باشى» (Beijing Olympics Hao Yuing) ساخته فيل موريسون و كيت ويليامز يكى از سى آهنگ انتخاب شده براى مرحلۀ نهائى مسابقهاى بود كه كميته المپيك پكن برگزار كرد.

اين مسابقه كه از چهار سال پيش آغاز شده بود به گفته برگزاركنندگان در مرحلۀ آخر بيش از سه هزار شركت كننده داشت.

به آقايان موريسون و ويليامز، دو بهائى كه در ده سال گذشته به دفعات در چين موسيقى شان را اجرا و ضبط كرده اند، اطلاع داده شده كه آنها تنها موسيقى پردازان آمريكائى در ميان برندگان اين مسابقه اند. بر اساس نامهاى كه آنها دريافت كرده اند فقط چند قطعه از موسيقى پردازان غير چينى در ميان برندگان هست.

شعر ترانۀ آنها حاوى بعضى از اصول آئين بهائى ست: «تنها يك خانوادۀ بشرى – زمين جشن مى گيرد – برای يگانگى جهان» و «اشاعۀ صلح و دوستى براى همه – جهان يكى خواهد شد – ما دروازهها را مى گشائيم.»

اين دو هنرمند به همراه يك نوازندۀ ديگر با عنوان «گروه سه نفرۀ فيل موريسون به همراهى كيت ويليامز» در المپيك برنامه خواهند داشت.

فيل موريسون، نوازندۀ گيتار باس و آهنگساز، تقريباً در تمام دوران زندگى اش، ابتدا در بوستون و پس از آن در اطراف جهان، به كار موسيقى مشغول بوده است. او پنج سال در گروه فردى كول (برادر جوان تر نت كينگ كول) نوازندگى مى كرد و در همان دوره بارها براى اجراى برنامه به برزيل رفت. در حال حاضر آقاى موريسون مقيم برانزويك در ايالت جورجياست.

كيت ويليامز كه اصلا ً اهل سانفرانسيسكوست خواننده، پيانيست، آهنگساز و تنظيم كنندۀ آهنگ است و تحصيلاتش را در كالج موسيقى بركلى در بوستون به اتمام رسانده است. او همراه هنرمندانى چون ديزى گيليسپى و ليونل همپتون نوازندگى كرده و پنج سال هم گروه سه نفرۀ خودش را داشته است. آقاى ويليامز نيز در حال حاضر مقيم برانزويك است.

آقايان موريسون و ويليامز تحت نام 'همنوازان جاز يگانگى جهان' (The World Unity Jazz Ensemble) اسمى كه هنوز هم گاهى در اجراهاى خاصى از آن استفاده مىكنند — دو آلبوم «آسمان چين» (China Sky) و «نى توخالى» (Hollow Reed) را تا به حال منتشر كرده اند.

اكثر آوازهاى برگزيده المپيك شبيه سرودهاى كليسائى هستند اما به گفته آقاى ويليامز «المپيك پكن، موفق باشى» بيشتر حالت موسيقى يك ميهمانى شادمانه را دارد. «شعر اين آواز مى گويد 'بيا در خانوادۀ بشرى به ما بپيوند'».

قرار است اين آهنگ يكى از قطعات آلبوم رسمى المپيك باشد كه شركت سونى منتشر خواهد كرد.

اين قطعه را مى توانيد در تارنماى زير بشنويد:
www.philmorrisontrio.com

بهائيان اتهام فعاليت‌هاى غيرقانونى در ايران را تكذيب می‌كنند

نيويورک
٣ اوت ۲۰۰۸ برابر با ١۳ مرداد۱۳۸۶
سرويس خبرى جامعۀ جهانى بهائى

جامعۀ جهانى بهائى سخنان يك قاضی ايرانى را كه گفته است هفت بهائى زندانى به فعاليت در يك سازمان «غيرقانونى» و مرتبط با اسرائيل و كشورهاى ديگر اعتراف كرده‌اند مطلقاً تكذيب مى‌كند.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل گفت: «ما به شدت اين اظهارات را كه بهائيان ايران در فعاليت‌هاى ضدّ حکومتی دست داشته‌اند رد مى كنيم. جامعۀ بهائى در امور سياسى دخالتى ندارد و تنها 'جرم' اين جمع اعتقادات دينى‌شان است.»

وى افزود: «سنگينى اين اتهام‌ها ما را نگران جان اين هفت زندانى كرده است.»

خانم دوگال اين سخنان را در واكنش به گزارش روزنامه‌هاى ايران در بارۀ اظهارات حسن حداد، معاون امنيت دادسراى عمومى و انقلاب تهران، ابراز داشت.

خانم دوگال گفت هفت بهائى دستگير شده اعضاى هيأتى بودند كه به امور اوليۀ جامعۀ سيصدهزار نفرۀ بهائيان ايران رسيدگى مى‌كرد.

وى گفت: «كار اين هيأت پنهانى نبود. حكومت ايران سالها پيش از دستگيرى اعضاى اين گروه از وجود آن آگاه بود، همچنان كه دولت به خوبى می‌داند اين افراد در هيچ فعاليت مخفيانه‌اى مشاركت نداشته اند.»

خانم دوگال بازداشت اين افراد را بخشى از برنامۀ بلند مدت حكومت ايران براى از ميان بردن جامعۀ بهائى دانست و گفت اسناد موثق اين برنامه در دست است. وى اتهامات اخير را ادامۀ اتهامات بى پايۀ قبلى دانست.

وى گفت: «اتهام تبانى بهائيان با دولت اسرائيل مطلقا ًدروغ و انحرافى است. مبناى اين اتهامات از سوى مقامات ايرانى سوء استفاده از اين واقعيت است كه مركز جهانى بهائى در شمال اسرائيل قرار دارد.»

«حكومت ايران تعمداً اين واقعيت تاريخى را كه مرکز آئين بهائى تا سال ١٨۵٣ در ايران بوده را ناديده مى‌گيرد. در آن زمان بود كه مؤسس اين آئين از ايران تبعيد شد و عاقبت در عكا در ساحل مديترانه كه در آن زمان بخشى از حكومت تركيۀ عثمانى بود زندانى گشت. اين محل امروز بخشى از خاك كشور اسرائيل است.»

خانم دوگال گفت بسيارى از بهائيان ايران — از جمله اعضاى هيأت رسيدگى به امور اوليۀ جامعۀ پيش از زندانى شدن — به دفعات دستگير و مورد بازجوئى قرار گرفته‌اند. وى افزود بهائيان چيزى براى پنهان كردن ندارند و همواره كوشيده‌اند پاسخ‌هاى روشنى به بازجويان بدهند.

ویتنام آئین بهائی را به عنوان جامعه ای دینی به رسمیّت میشناسد

هوشیمین سیتی، ویتنام
۳۱ ژوئیه ٢٠٠٨ برابر با ١٠ مرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى جهانی بهائى

دولت ویتنام دیانت بهائی را به رسمیّت شناخت.

طی مراسمی در روز ۲۵ ژوئیه، سند این شناسائی رسمی به نمایندگان محفل روحانی ویتنام اهداء شد.

این شناخت رسمی آخرین اقدام از سلسله مراتبی است که شامل انتخاب محفل ملّی بهائیان در چهار ماه پیش بود — این خود یک رویداد برجستۀ تاریخی بود که برای نخستین بار بعد از سالیان دراز انتخابات شورای رهبری بهائیان آن کشور برگزار میشد. نمایندگان دولت از نزدیک بر جریان رأیگیری نظارت داشتند.

رئیس هیئت دولت مرکزی در امور دینی، گوئن ذی دوآن (Nguyen The Doanh)، به عنوان نمایندۀ رسمی دولت در مراسم هفتۀ پیش در هوشیمین سیتی شرکت داشت.

خبرگزاری رسمی دولت ضمن گزارش این رویداد به سخنان رئیس محفل ملی بهائیان، آقای گوئن ثوک ترونگ، چنین اشاره کرد: «ایشان (جناب ترونگ) اظهار داشتند که به رسمیّت شناختن دیانت بهائی از سوی دولت 'مسیر جدیدی را برای پیشرفت و ترقی تمامی جامعۀ بهائی ترسیم میدارد' و پیروان این آئین را در راه خدمات بیشتر اجتماعی و انساندوستانه و نیز در راه تلاش برای حفظ ارزشهای دیرین روحانی تشویق و ترغیب میسازد.»

آئین بهائی در سال ۱۹۵۴ در ویتنام مستقر شد، و ده سال بعد نخستین محفل روحانی ملّی بهائیان آن کشور انتخاب شد. در اواسط دهۀ ۱۹۷۰، فعّالیتهای رسمی جامعه متوقف شد.

خبرگزاری ویتنام اظهار داشت که مراسم هفتۀ پیش بدان معناست که «کمیتۀ امور دینی دولت، جامعۀ بهائی ویتنام را به عنوان سازمانی دینی که قادر است همگام با ادیان دیگر فعّالیت نماید، به رسمیّت شناخته است.»

بهائیان ویتنام هماکنون در جهت تحکیم و تقویت جامعۀ خود، جمعآوری آمار و ارقام دقیق، و توسعۀ برنامه های اجتماعی، خصوصاً در زمینۀ تعلیم و تربیت، مشغول فعّالیت هستند.

خانه و وسائل نقليۀ بهائيان ايران هدف آتش‌سوزى‌هاى عمدى قرار گرفته‌اند

نيويورك
٢٨ ژوئيه ٢٠٠٨ برابر با ٧ مرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

آتش زدن عمدى خانه‌ها و وسائل نقليۀ بهائيان در ايران تازه‌ترين روش اِعمال خشونت بر عليه آنهاست.

بانى دوگال نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: «در ساعات اوليه بامداد هيجدهم ژوئيه خانۀ مسكونى خانوادۀ شاكر در كرمان طعمه حريق شد. اين حادثه تنها چند هفته پس از آن رخ داد كه اتومبيل اين خانواده بعد از دریافت تلفن‌های مکرر تهدیدآمیز، به آتش كشيده شد.»


منزل خانوادۀ مهران شاكر، اهل كرمان در ایران، در روز ١٨ ژوئيه به آتش كشيده شد. پیش از آن اعضای خانواده آنها تلفن‌هاى تهديدآميزی دريافت کرده بودند، و تلاش ديگرى هم براى آتش زدن اتومبيل‌شان صورت گرفته بود. آتش سوزی خانۀ خانوادۀ شاکر در کرمان، یکی از حداقل دوازده مورد آتش سوزی عمدی به‌هدف صدمه زدن به اموال بهائیان ایرانی در سال گذشته بود.

منزل خانوادۀ مهران شاكر، اهل كرمان در ایران، در روز ١٨ ژوئيه به آتش كشيده شد. پیش از آن اعضای خانواده آنها تلفن‌هاى تهديدآميزی دريافت کرده بودند، و تلاش ديگرى هم براى آتش زدن اتومبيل‌شان صورت گرفته بود وی افزود: «همانطور كه بنا به تجربه‌هاى قبلى انتظار مى رفت، مسئولانى كه به پروندۀ اين آتش سوزى رسيدگى مى‌كردند نشانۀ‌هاى بديهى عملياتى مشكوك در اين آتش سوزى از جمله صداى انفجار را نديده گرفتند و حادثه را ناشى از اختلال و اتصال برق اعلام كردند.»

به گفته خانم دوگال در پانزده ماه گذشته بهائيان ايران هدف حداقل دوازده مورد آتش‌سوزى عمدى بوده‌اند. ایشان وقایع زیر را به عنوان مثال بیان کردند:

• روز پانزدهم ژوئيه در ويلاشهر چند فقره كوكتل مولوتف به حيات خانۀ خسرو دهقانى و همسرش دكتر هما آگاهى پرتاب شد. اين حوادث فقط چند ماه پس از آن رخ داد كه دكتر آگاهى به خاطر تهديدهاى افراد ناشناس در ارتباط با بهائى بودن او مجبور شد مطب خودش را در نجف‌آباد، كه ٢٨ سال بود در آنجا به طبابت اشتغال داشت، تعطيل كند.

• در روز بیست و پنجم ژوئیه، اتومبیل یک بهائی سرشناس در رفسنجان، واقع در استان کرمان، توسط دو موتور سوار به آتش کشیده شد. چندی پیش صاحب اتوموبیل، سهیل نعیمی، و ١٠ خانوادۀ دیگر از بهائیان رفسنجان نامۀ تهدید‌آمیزی از طرف گروهی که خود را نهضت ضد بهائیت جوانان رفسنجان می‌نامد دریافت کردند. از جمله تهدیدهای این نامه اعلام جهاد بر ضد بهائیان بوده است.


خانوادۀ موسوی، ساکن یکی از دهات کوچک استان فارس، در ١٠ ژوئن از خطر آتش‌سوزی ومجروح شدن جان سالم بدر بردند وقتی شخصی آلاچیق منزلشان را که آنها در نزدیکی آن خوابیده بودند به آتش کشید و باعث انفجار شد.

• در روز دهم ژوئن، آلاچیق بیرونی در حیاط منزل آقا و خانم موسوى، زوج بهائى مسنى كه در دهکدۀ تنگريز واقع در استان فارس زندگى مى‌كنند، با آتشى كه بر اثر ريختن بنزین افروخته شده بود، ساعت ١:١۵ بعد از نیم شب به كلى از ميان رفت. خانم و آقاى موسوى و دو پسرشان كه در نزديكى اين بنا خوابيده بودند، تصادفاً در موقع انفجار بشكه بنزینی كه براى شروع اين آتش‌سوزی استفاده شده بود، از خطر جراحت در امان ماندند.

خانواده موسوى معتقدند عامل اين آتش سوزى گمان مى‌كرده كه همۀ آنها در آلاچیقی كه به آتش كشيده شد خوابيده‌اند. آقاى موسوى بر عليه كسى كه به گمان او عامل اين آتش سوزى بوده رسماً شكايت نمود اما مقامات مربوطه به اين عنوان كه اين شخص به قرآن سوگند خورده كه در اين كار دست نداشته از پيگيرى اين پرونده خوددارى كردند. خانواده موسوى به حرمت قرآن مجید از شكايت خودشان صرف نظر كردند.

• در چهارم آوريل خانه يك بهائى در بابلسر در شمال ايران به آتش كشيده شد.

• در ماه فوريه در شيراز يك تاجر ۵٣ ساله در خيابان مورد حملۀ افراد ناشناسى قرار گرفت كه او را به درختى زنجير كردند، بر رويش بنزين ريختند و كوشيدند با پرتاب كبريت‌هاى روشن او را آتش بزنند.

• در همان ماه فوريه در شيراز تلاش‌هاى ديگرى نيز براى آتش زدن يك خانه و وسائل نقليۀ بهائيان صورت گرفت.

• در روز اول مه ٢٠٠٧ خانۀ عبدالباقى روحانى در روستاى ایول در مازندران بر اثر آتش سوزى عمدى از بين رفت.

• در كرج، بخش اختصاص داده شده به بهائيان در يك گورستان به آتش كشيده شد.

آتش سوزی خانۀ خانوادۀ شاکر در کرمان، یکی از حداقل دوازده مورد آتش سوزی عمدی به‌هدف صدمه زدن به اموال بهائیان ایرانی در سال گذشته بود خانم دوگال در اشاره به دستگيرى هفت عضو هيأت مسئول امور اوليۀ جامعۀ بهائيان ايران در ماه‌هاى مارس و مه سال جارى گفت: «حملات اخير ادامۀ تلاش مقامات مملكتى براى محروم كردن جامعۀ بهائيان ايران از رهبرى آن است.» اين هفت نفر همچنان بدون اتهام مشخص و محروم از تماس با وكيل و خانواده‌هايشان در زندان اوين گرفتار هستند.

خانم دوگال افزود: «بهائيان در سراسر جهان ناظر تشديد خشونت‌ها در ايران هستند و ترس آنها از اين كه برنامه‌اى منظم در جهت آزار بهائيان در اين كشور به جريان افتاده روز به روز تقويت مى شود.»

«تنها اميد آنها اين است كه آنقدر صداى اعتراض در اطراف جهان بلند شود كه حكومت ايران را وادار سازد به اين خشونت‌ها خاتمه دهد.»


تیر ۱۳۸۷
گزارش خرداد ماه نقض مستمر حقوق بشر در ایران

(06.21.08) (01.04.87)

منبع: اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
نهادهای مدافع حقوق بشر! ایرانیان مدافع حقوق بشر!

در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانیم:

بین المللی:
۱ ـ رئیس حزب چپ سوئد طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نوشت: ما از وضعیت فرزاد کمانگر مطلع شده ایم، یک معلم و فعال حقوق بشر کرد بشدت مورد شکنجه قرار گرفته است. فرزاد کمانگر بدون هیچ شانسی برای دفاع در مقابل اتهامات نابجا به مرگ محکوم شده است. شیوه رفتار با مردم بشدت بی رحمانه و آزار گرایانه است و بر خلاف قانون و معاهدات بین المللی حقوق بشر است. ما قویا در مقابل رفتار بسیار ناعادلانه با فرزاد کمانگر معترض هستیم. او بایستی فورا آزاد شده و برای معالجات پزشکی به بیمارستان برده شود.(فعالان حقوق بشر در ایران ۲/٣/٨۷)

۲ ـ معاون رئیس حزب چپ سوئد طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نسبت به مرگ کاوه عزیزپور فعال سیاسی در مهاباد اعتراض کرد و نوشت : حزب چپ سوئد قویا رفتار پلیس امنیتی را در مورد کاوه عزیزپور محکوم می کند. همچنین قویا فقدان امنیت قانونی در جمهوری اسلامی ایران را محکوم می کند و تقاضا می کند که همه زندانیان سیاسی در ایران باید آزاد شوند .(اخبار روز ۲/٣/٨۷)

٣ ـ سازمان عفو بین الملل با ارسال نامه ای خطاب به محمود هاشمی شاهرودی رئیس قو قضائیه در خواست کرد تا از برگزاری هر چه سریعتر دادگاه تجدید نظر شش فعال امور زنان ، اطمینان حاصل کند . در این نامه آمده است : اگر دادگاه تجدید نظر حکم این افراد را تایید کند، این سازمان درخواست تجدید نظر مجدد را ارائه خواهد کرد . مرضیه مرتاضی لنگرودی ، نسرین افضلی ، پروین اردلان ، زینب پیغمبرزاده ، ناهید جعفری و رضوان مقدم از جمله فعالان حقوق زنان هستند که به احکام تعلیقی حبس و شلاق محکوم شده اند . در نامه سازمان عفو بین الملل آمده است : این زنان تنها به دلیل عقاید شان محکوم شده اند .( رادیو فردا ٣/٣/٨۷)

۴ ـ اتحادیه اروپا از دولت ایران درخواست کرد تا حکم اعدام بهنود شجاعی و سعید جزی که در سنین کودکی مرتکب قتل شده اند ، را لغو کند. این اتحادیه صدور حکم اعدام برای این دو نوجوان ایرانی و دیگر افرادی را که در کمتر از سن قانونی مرتکب جرم شده اند . نقض تعهدات بین المللی ایران اعلام کرده است .ماده ٣۷ کنوانسیون حقوق کودک که دولت ایران از امضاء کنندگان آن است ، مجازات مرگ یا حبس ابد را در مورد افراد زیر ۱٨ سال ممنوع کرده است.(بی بی سی ۴/٣/٨۷)

۵ ـ سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای از وضعیت فرشاد دوستی پور دانشجوی ۲٣ ساله ای که توسط اطلاعات سپاه پاسداران در ایوان غرب بازداشت گردید ، ابراز نگرانی کرد . در این بیانیه آمده است : دوستی پور که در طول بازداشت در زندان اوین دچار مشکلات ریوی شده است در حال حاضر احتمالا در معرض شکنجه قراردارد .جرم وی اطلاع رسانی در رابطه با کشته شدن ٣ نفری از مردم ایوان غرب بدست نیروهای امنیتی می باشد. (رادیو زمانه ۴/٣/٨۷)

۶ ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) طی نامه ای خطاب به مقامات حکومت ایران نگرانی عمیق خود را نسبت به صدور حکم زندان برای امیر یعقوبعلی از اعضای « کمپین یک میلیون امضاء» اعلام کردند . در این نامه از مقامات دولت ایران خواسته شده است : تحت هر شرایطی سلامت روحی و جسمانی امیر یعقوبعلی و دیگر فعالان « کمپین یک میلیون امضاء» را تضمین کنند. اطمینان دهند که دادگاه تجدید نظر نامبرده کاملا بی طرف و واجد صلاحیت خواهد بود تا بدین ترتیب از وی رفع اتهام گردد . به علاوه، کاملا مشخص است که ایراد این اتهامات خودسرانه بدلیل فعالیتهای وی در زمینه حقوق بشر است . هر چه سریعتر به هرگونه اقدام تهدید آمیز و آزار دهنده ، حتی در سطوح قضایی ، در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۹٨ احترام گذاشته و آنرا را رعایت کنند . بطور کلی تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادیهای اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق و دیگر عهد نامه های بین المللی و منطقه ای که ایران نیز آنها را به رسمیت شناخته رعایت خواهند شد . (عصرنو ٨/٣/٨۷)

۷ ـ سازمان عفو بین الملل گزارش سالانه خود از وضعیت حقوق بشر در جهان را منتشر کرد ،در بخش مربوط به ایران عفو بین الملل می نویسد که دولت این کشور همچنان به سرکوب منتقدان ادامه داد و دگراندیشان ، روزنامه نگاران ، نویسندگان ، پژوهشگران و فعالان مدافع حقوق زنان و حقوق اقلیت های قومی و مذهبی با فشارهایی شامل بازداشت خودسرانه ، محدودیت سفر؛ تعطیلی سازمانهای غیر دولتی و آزار و ارعاب و تهدید مواجه بودند. در بخش دیگری از این گزارش آمده است: تبعیض علیه زنان در قوانین و روش های جاری باقی ماند ، شکنجه و سوء رفتار در زندانها و بازداشتگاههای دولتی رواج داشت و در ماه اوریل ، برخورد شدید با مخالفان با افزایش چشمگیر شمار اعدامها همراه شد به نحوی که طی سال میلادی ،مجازات اعدام در مورد ٣٣۵ نفر، از جمله ۷ محکوم خردسال به اجرا درآمد . عفو بین الملل می نویسد که دادگاههای ایران در سال گذشته به صدور احکام سنگسار ، قطع اندامها و شلاق مبادرت ورزیدند و برخی از این احکام به اجرا گذشته شد . به گزارش عفو بین الملل و خامت وضعیت اقتصادی باعث شد ، تعداد بیشتری ازایرانیان با فقر روبرو شوند.(بی بی سی ٨/٣/٨۷)

٨ ـ خانم سوهیر باالحسن رئیس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و آقای جو استارک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا دیده بان حقوق بشر طی نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نگرانی شدید خود را از سرنوشت ۷ تن از اعضای جامعه بهائیان که در زندان بسر می برند، اعلام کردند . فریبا کمال آبادی ، مهوش ثابت ، عفیف نعیمی ، جمال الدین خانجانی ، سعید رضایی ، بهروز توکلی و وحید تیز فهم اعضای گروه هماهنگ کننده ملی بهائیت در ایران هستند که با اطلاع حکومت تاسیس شده و هدف آن کمک به جامعه ٣۰۰هزار نفری بهائیان در کشور است .در این نامه آمده است : ما از مسئولین جمهوری اسلامی ایران مصرانه می خواهیم مکان حبس این هفت نفر ، اتهامات دقیقی که علیه آنها مطرح شده و تارخ محاکمه آنها را به اطلاع برسانند. ما همچنین از شما مصرانه می خواهیم به ناظران مستقل بین الملی اجازه دهید بر محاکمه آنها نظارت داشته باشند . حق محاکمه عادلانه شامل جلسه استماع علنی ، منع تبعیض دینی و حق آزادی مذهب است . این حقوق همگی در میثاق حقوق مدنی و سیاسی که توسط ایران تصویب شده آمده است .
( دیده بان حقوق بشر ۱۲/٣/٨۷)

۹ ـ کمیسیون بین المللی حقوقدانان در رابطه با بازداشت اعضاء گروه هماهنگ کننده ملی بهائیان ایران طی نامه ای خطاب به اولیاء حکومت ایران اعلام نمود: بهائیان بطور خودسرانه دستگیر شده و در وضعیت ممنوع الملاقات نگهداری می شوند ، باید بلافاصله آزاد گردند یا به لحاظ حقوقی به جرمی مشخص متهم شوند . کمیسیون بین المللی حقوقدانان از اولیاء حکومت ایران می خواهد منطبق با وظایف و تکالیف حقوق بشر بین المللی عمل نمایند و تضمین دهند که این افراد بر مبنای اعتقادات خود در بازداشت بسر نمی برند . آزادی دین و وجدان بهائیان به شدت محدود است و این محدودیت در تجاوز واضح از میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعمال می گردد که ایران مهر تایید بر آن نهاده و ملزم به رعایت آن است . کمیسیون از اولیاء حکومت ایران می خواهد تضمین نمایند که کلیه افراد بازداشت شده از هرگونه شکنجه و سوء رفتار مصون هستند، امکان دسترسی به خانواده ها و وکلای خود را دارند و در صورت لزوم از مراقبت های پزشکی بهره مندند.( گویا ۱۵/٣/٨۷)

۱۰ ـ دیده بان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای از مقامات دولت ایران درخواست کرد: آیت الله کاظمینی بروجردی، عماالدین باقی و محمد صدیق کبود وند را بسرعت تحت مراقبتهای پزشکی قرار دهند. مدیر خاورمیانه و شمال آفریقا در دیده بان حقوق بشر گفت:" این بسیار ظالمانه است که سلامت این اشخاص بدون هیچ دلیل روشنی به مخاطره انداخته شده است". وی افزود:"مقام های ایران تاکنون مدرکی درباره علت زندانی شدن آنها ارائه نکرده اند، و اکنون از ارائه مراقبتهای پزشکی به آنها خودداری می کنند." همچنین در این اطلاعیه آمده است:حداقل مقررات استاندارد سازمان ملل متحد برای رفتار با زندانیان،"زندانیانی که نیاز به معالجات ویژه دارند باید به موسسات تخصصی و یا بیمارستان غیر نظامی منتقل شوند". مدیر خاور میانه و شمال افریقای این سازمان اعلام کرد:"مسئولین ایرانی مسئول سلامت این زندانیان هستند."(دیده بان حقوق بشر ۱۶/٣/٨۷)

۱۱ ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: ناهید کلهر ۲۱ ساله دانشجوی زیست شناسی دانشگاه آزاد قم و مسئول وبلاگ « آزادی بی بها نیست » به اتهام تماس با گروههای مخالف حکومت در خارج از کشور در روز ۱۲ خرداد توسط اداره اطلاعات قم بازداشت شده است. در این اطلاعیه آمده است: این دانشجو درمعرض خطر بدرفتاری و شکنجه قرار دارد. محل نگهداری او مشخص نیست و تماسی با خانواده خود و یا یک وکیل مدافع ندارد.(ایران امروز ۱۷/٣/٨۷)

۱۲ ـ سازمانهای دیده بان حقوق بشر ، فدارسیون بین المللی جامعه دفاع از حقوق بشر، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران و کانون مدافعان حقوق بشر در ایران اعلام کردند ، دولت ایران باید با نهادهای حقوق بشری سازمان ملل متحد برای پرداختن به وضعیت بسیار وخیم حقوق بشر در ایران همکاری کند . این نهادهای حقوق بشری اعلام کردند : ایران رتبه اول را در اعدام افراد زیر ۱٨ سال دارد که این امر نقض تعهدات این کشور در قبال پیمان حقوق کودک است . حداقل ۱۰۷ نفر بخاطر خطاهایی که ادعا می شود قبل از سن ۱٨ سالگی مرتکب شده اند در انتظار اعدام بسر می برند .ایران در کنار کره شمالی، ترکمنستان ، سوریه ، برمه و کوبا یکی از معدود کشورهایی است که مانع حضور سازمانهای مستقل بین المللی حقوق بشر در کشور می شود . ایران همچنان به اعدام به روش سنگسار ادامه می دهد و حداقل ده زن و دو مرد در انتظار اجرای حکم اعدام به روش سنگسارند. مجازاتهای ظالمانه و غیرانسانی ازجمله قطع دست و پا (۵مورد در دی ماه ٨۶ در استان سیستان و بلوچستان اجرا شد) و احکام شلاق همچنان اجرا می شوند. دولت ایران مرتبا فعالان حقوق زن ، دانشجویان و فعالان حقوق کارگران را بخاطر فعالیتهای مسالمت آمیزشان سرکوب می کنند .(دیده بان حقوق بشر ۱۷/٣/٨۷)

۱٣ ـ سازمان عفو بین الملل در رابطه با بازداشت فعالان مدنی آذربایجانی با انتشار اعلامیه ای از مقامات دولت ایران درخواست کرد: علی صدیقی ، حسن اسدی ، حجت تاریوردیان، اکبر حسین زاده، احد رضوی، امیر محمد بنایی صادق و سایر فعالان مدنی آذربایجانی در زندان مورد شکنجه و بد رفتاری قرار نگیرند . امکان دسترسی فوری و مرتب زندانیان به خانواده خود و وکیل مورد نظر خودشان و هر نوع مداوای پزشکی که لازم داشته باشند. این سازمان خواستار آزادی فوری و بی قید شرط بازداشت شدگان شده است، مگر اینکه به جرمهای جنایی مشخصی متهم شده و تحت محاکمه فوری و منصفانه ای قرار گیرند. (ساوالان سی ۱۷/٣/٨۷)

۱۴ ـ دبیر کل فدارسیون جهانی اتحادیه معلمان طی نامه ای خطاب به مقامات دولت ایران خواستار توقف حکم اعدام فرزاد کمانگر شده است . فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمان بیش از ٣۰ میلیون عضو را در ۱۷۱ کشور نمایندگی می کند و دفتر مرکزی آن در بروکسل پایتخت بلژیک می باشد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۱/٣/٨۷)

۱۵ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای صدور احکام حبس سنگین برای دو روزنامه نگار سعید میتن پور و یعقوب سالکی نیا را محکوم کرد. در این اطلاعیه آمده است: « چنانکه در ایران رسم است پیگرد قضایی و محاکمه روزنامه نگاران در ابهام و ناروشنی انجام می گیرد. به قاعده تبدیل شدن برگزاری دادگاههای غیرعلنی و مخفی و بدون رعایت موازین قضایی نگران کننده است.» ( گزارشگران بدون مرز ۲۲/٣/٨۷)

۱۶ ـ سازمان عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و ٣٣ سازمان مدافع حقوق بشر و حقوق زنان با انتشار بیانیه ای مشترک همبستگی خود را با زنان ایران اعلام کردند. در این بیانیه آمده است: ما از دولت ایران می خواهیم که آزار و اذیت مدافعان حقوق برابر را متوقف کند، همه اتهامات وارده علیه فعالانی که حقوق بشر زنان را بطور مسالمت آمیز ترویج می کنند بویژه فعالان کمپین یک میلیون امضاء را لغو کنند. به فعالان حقوق زن برای استفاده از ابزار مدنی در بیان نگرانی هایشان از قوانین تبعیض آمیز در ایران و افزایش آگاهی عمومی در این زمینه اجازه فعالیت دهند. در نهایت ما به مسئولین در ایران توصیه می کنیم که برای تطبیق قوانین حاکم بر حیات زنان با معیارهای بین المللی حقوق بشر و در راستای تعهدات بین المللی ایران گامهای مشخصی بردارد.(گویا ۲۲/٣/٨۷)

۱۷ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای اعمال فشار و سخت گیری بر وب نگاران فمنیست و مدافعان حقوق زنان را محکوم کرد . گزراشگران بدون مرز اعلام کردند: «مقامات امنیتی – قضایی ایران باز هم راه سرکوب علیه مدافعان حقوق زنان و وب نگاران فمنیست را برگزیدند،فعالانی که اینترنت به تنها وسیله ی بیان خواستهایشان در ایران تبدیل شده است . افزایش سخت گیری و سرکوب از سوی دولت نشان وحشت آنها از گسترش جنبش برابرخواهی زنان است.» ماموران امنیتی ژیلا بنی یعقوب، جلوه جواهری، فریده غائب، نفیسه آزاد، ناهید میرحاج و عالیه مطلب زاده روزنامه نگاران و وب نگاران سایتهای مدافع حقوق زنان « کانون زنان ایران » ، « مدرسه فمنیستی » ، « تغییر برای برابری » و نسرین ستوده وکیل بسیاری از روزنامه نگاران و مدافعان حقوق زنان را بازداشت کردند . گزارشگران بدون مرز یادآور می شوند که ایران یکی از سرکوبگرترین کشورهای خاورمیانه در عرصه اینترنت است و در لیست کشورهای « دشمنان اینترنت » در جهان قرار دارد. ایران همچنین در رده بندی آزادی مطبوعات در کشورهای جهان در رده ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشورقرار دارد.(گزارشگران بدون مرز ۲٣/٣/٨۷)

۱٨ ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای به دار آویخته شدن محمد حسن زاده ۱۷ ساله را در سنندج محکوم کرد . به گزارش عفو بین الملل محمد حسن زاده در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده بود ، پس از دستگیری در سال ٨۵ به کانون اصلاح و تربیت سنندج منتقل شد و سال گذشته حکم اعدام او صادر شد . سازمان عفو بین الملل ضمن محکوم کردن این اعدام در بیانیه خود نوشته است : « مورد اخیر اعدام نوجوان متهم به قتل ، یکی دیگر از موارد بی اعتنایی مقامات ایران از تعهدات بین المللی خود به کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق کودکان است که بر اساس آن افرادی که در سن زیر هجده سال مرتکب جرم می شوند، نباید اعدام شوند.» سازمان عفو بین الملل در گزارش خود از ٨۵ نوجوان مجرم دیگر که در انتظار اجرای حکم اعدام هستند، نام برده و ابراز نگرانی کرده است . (بی بی سی ۲٣/٣/٨۷)

۱۹ ـ بودیل سه بالئوس نماینده حزب سبزها در پارلمان سوئد به نیابت از حزب طی نامه ای خطاب احمدی نژاد رئیس جمهور ایران خواستار آزادی فعالان جنبش زنان شد . نامبرده نوشت : تمایل دارم به نیابت از حزب سبزهای سوئد نگرانی خود را از وضعیت فعلی در ایران ابراز نمود و نسبت به روشهای خشن و گاها وحشیانه تشکیلات و مقامات ایرانی در شکستن تجمعات صلح طلبانه برای حقوق انسانی و حقوق برابر اعتراض نمایم . چنین رفتاری نه قابل پذیرش و نه قابل تحمل می باشد . از دولت ایران مصرا می خواهم لطفا همه ۹ فعال جنبش زنان را که در سالروز روز ملی همبستگی زنان ایرانی دستگیر شده اند را آزاد نمائید . آیدا سعادت، ناهید میرحاج ، نسرین ستوده ، ژیلا بنی یعقوب ، نفسیه آزاد، سارا لقمانی، جلوه جواهری، فریده غائب و عالیه مطلب زاده از فعالین کمپین یک میلیون امضاء می باشند که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند .
(مقصود رنجبر نماینده حزب سبزها در شورای شهر اروبرو ۲۴/٣/٨۷)

۲۰ ـ اولیا علی بیگی نایب رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار که به نمایندگی از سوی وزارت کار در اجلاس سازمان بین المللی کار(ILO) شرکت کرده بود، اعلام کرد : امسال نیز مانند سالهای گذشته اعتراضاتی نسبت به ایران شد . در اجلاس امسال ایرادی به ایران گرفتند که مربوط به زندانی شدن منصور اسانلو و تشکل سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بود. در این اجلاس بیانیه ای علیه ایران در مورد زندانی بودن منصور اسانلو ، آزاد نبودن تشکلهای مستقل کارگری و اخراج فعالین سندیکایی امضا شد.(ایسنا ۲۶/٣/٨۷)

۲۱ ـ "جامعه دفاع از خلقهای تهدید شده" با انتشار گزارشی به جمهوری اسلامی ایران بخاطر سرکوب بهائیان اعتراض کرد. در این گزارش آمده است که از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد تاکنون ٣۵۰ هزار بهائی مقیم ایران مورد فشار شدید تری قرار گرفته اند. این سازمان حقوق بشری در گزارش خود تاکید می کند که حمله به بهائیان و دستگیری گسترده آنان سیستماتیک انجام می شود و از جانب حکومت برنامه ریزی شده است. در این گزارش به دستگیری هفت تن از فعالان بهائی اشاره شده است.(دویچه وله ٣۰/٣/٨۷)

۲۲ ـ نمایندگان پارلمان اروپا اعدام نوجوانان در جمهوری اسلامی را بشدت محکوم کردند. نمایندگان پارلمان اروپا در مصوبه خود تاکید کرده اند، که اعدام نوجوانان مغایر است با پیمانهای بین المللی که از جانب حکومت ایران نیز تائید شده اند. پارلمان اروپا از مقامات جمهوری اسلامی خواست، حکم اعدام چهار نوجوان که قرار است بزودی بدار آویخته شوند را لغو کند. نمایندگان پارلمان اروپا به اعدام محمد حسن زاده ۱۷ ساله در زندان سنندج اشاره کرده اند و از کشورهای اروپایی خواسته اند، پناهجویان ایرانی را که در معرض خطر اعدام هستند، به کشورشان باز نگردانند.(دویچه وله ٣۰/٣/٨۷)

اخبار دانشجویی:
۲٣ ـ دکتر حسین مددی رئیس هیات نظارت دانشگاه زنجان ، معاون دانشجویی و رئیس دانشکده ادبیات در حال تعرض به یکی از دانشجویان دختر توسط سایر دانشجویان دستگیر شد . پیش از این مسئولین حراست ، انتظامات دانشگاهها به دانشجویان دختر در دانشگاههای رازی کرمانشاه ، علامه طباطبایی ، سهند تبریز و ... تعرض کرده اند و هیچگاه محاکمه و مجازات نشده اند . (کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ۲۶/٣/٨۷)

دانشجویان: بازداشت شده
۲۴ ـ عسگر اکبرزاده دانشجوی دانشگاه پیام نور اردبیل و از فعالین آذربایجانی توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بازداشت شد. وی قبلا به مدت ۴ ماه زندانی بوده و همچنین به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه به پرداخت ۶۰۰۰۰۰ تومان محکوم شده بود.(ساوالان سی ۲۱/٣/٨۷)

۲۵ ـ هود یازرلو ۲۱ ساله دانشجوی رشته مدیریت دانشگاه معصومیه قم به علت سفر به عراق به همراه مادرش نازیلا دشتی بدستور قاضی سید مجید ضرغامی بازپرس شعبه ۲ امنیت دادگاه انقلاب در روز ۴ خرداد بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید.(کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ۲٣/۲/٨۷)

۲۶ ـ خانواده امیر رضا اردلان دانشجوی ترم آخر دانشگاه آزاد شهرضا در استان اصفهان، که دو روز پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، اعلام کردند: فرزندشان در بازداشت گاه امنیتی شدیدا شکنجه شده است و قادر به راه رفتن و تکلم نبوده است. خانواده امیر رضا اردلان به صورت تصادفی وی را در دادگستری شهرضا ملاقات کرده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۹/٣/٨۷)

توقیف سایتها و نشریات دانشجویی:
۲۷ ـ نشریه دانشجویی"پرومته" به مدیر مسئولی فرخ باستانی به علت چاپ مقالاتی در نقد اعدام و سنگسار به اتهام توهین به اسلام پس از انتشار ۲ شماره به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه یزد بطور دائم توقیف گردید. قبلا نشریات دانشجویی"زمستان"و"بیان آزاد" هم در دانشگاه یزد توقیف شده بودند.
(امیر کبیر ۵/٣/٨۷)

۲٨ ـ نشریه دانشجویی"وریا" به مدیر مسئولی نوید غفاری به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه شیراز به اتهام انتقاد از دولت احمدی نژاد برای مدت یکسال توقیف گردید.(امیر کبیر ۱٣/٣/٨۷)

۲۹ ـ نشریه دانشجویی"چرو" به مدیر مسئولی عباس توفیقی که به زبان کردی منتشر می شد به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه رازی کرمانشاه توقیف گردید.(امیر کبیر ۲۱/٣/٨۷)

٣۰ ـ نشریه دانشجویی"تریفه" به مدیر مسئولی رزگار خضری با شکایت استاندار مازندران به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه مازندران توقیف گردید.(امیر کبیر ۱۹/٣/٨۷)

دانشجویان: احضار و بازجویی
٣۱ ـ محمد بنی ابراهیمی دانشجوی دانشگاه مفید قم به علت اعتراض به سایت های فرهنگی دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شد. دانشگاه مفید یکی از دانشگاههای همکار با سازمان ملل در جهت طرح ارتقای حقوق بشر و دسترسی به عدالت است که هرساله سازمان ملل بودجه های بسیاری را برای برپایی همایش ها و کنفرانس ها به این دانشگاه اختصاص می دهد. دانشجویان دانشگاه مفید حق داشتن موبایل دوربین دار، تلویزیون شخصی، لب تاپ و کامپیوتر را در خوابگاه ندارند.(امیر کبیر ۹/٣/٨۷)

٣۲ ـ مدیران مسئول نشریات دانشجویی"پنجره"،"شورا"،سردبیر نشریه دانشجویی "کاغذ اخبار" و دو دانشجوی دیگر دانشگاه سیستان و بلوچستان به کمیته انضباطی احضار شدند. دانشجویان احضار شده در ائتلافی به نام"هم پیمانان" در انتخابات شورای صنفی دانشگاه شرکت کرده بودند.(ایران امروز ۱۵/٣/٨۷)

٣٣ ـ میلاد اسدی دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر و مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده "درنگ" جهت محاکمه به شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ادوار نیوز ۲۰/٣/٨۷)

٣۴ ـ مهدی خسروی و حمید رضا امیرخانی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد جهت بازجویی به شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد احضار شدند. ( امیر کبیر ۲۷/٣/٨۷)

٣۵ ـ امین ریاحی دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب مشهد مورد بازجویی قرار گرفت.(امیر کبیر ٣۰/٣/٨۷)

دانشجویان محاکمه:
٣۶ ـ یاسر گلی دانشجویی که از مهر ماه سال گذشته به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق هواداری از گروه پژاک در زندان بسر می برد، در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی طیاری محاکمه شد.
(موکریان نیوز ٨/٣/٨۷)

دانشجویان: احکام صادر شده
٣۷ ـ سازمان سنجش وزارت علوم از ارائه کارنامه به ناصر پویافر و علی صابری از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه امیرکبیر خود داری کرده همچنین نتیجه آزمون مجید شیخ پور را نیز تغییر داده است. فریدون مشیری نماینده بندرعباس در مجلس شورای اسلامی گفت : تقلب برای نورچشمی هاست اما دانشجویان ستاره دار مورد غضب هستند و از لحاظ قانونی امسال دست آنها به جایی بند نیست. وی افزود: در سالهای ٨۵ و ٨۶ اوراق دانشجویان ستاره دار تصیح شده بود و برخی از آنها رتبه یک تا دو رقمی داشتند اما با تمام پیگیریها و رای دیوان عدالت اداری ، وزارت علوم حاضر به ثبت نام این دانشجویان نشد . اما امسال وضعیت متفاوت بود و اوراق این دانشجویان به هیچ وجه تصحیح نشد . نامبرده اعلام کرد: مافیای مالی در سازمان سنجش وجود دارد ، با خرید و فروش سوالات کنکور سالانه ۴۰۰میلیون تومان پول رد و بدل می شود .(امیرکبیر ۲/٣/٨۷)

٣٨ ـ امیر یعقوبعلی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو کمپین یک میلیون امضا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام در دادگاه به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.
(تغییر برای برابری ۵/٣/٨۷)

٣۹ ـ سینا جهانبخش مدیر مسئول نشریه دانشجویی « گونش» بدلیل چاپ ویژه نامه ای با عنوان گذری بر حماسه خرداد آذربایجان در سال ٨۵ به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت برای مدت ۹ ماه از مدیر مسئولی محروم شد.(وبلاگ حق ۵/٣/٨۷)

۴۰ ـ یک دانشجوی دانشگاه آزاد کاشان به دلیل مخالفت با دفن شهید در این دانشگاه از دانشگاه اخراج شد و ٣ دانشجوی دیگر به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شدند.(امیر کبیر ۷/٣/٨۷)

۴۱ ـ هشت تن از دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی شیراز به اتهام "بدحجابی در محیط دانشگاه" در کمیته انضباطی هرکدام به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند.(امیر کبیر ۹/٣/٨۷)

۴۲ ـ ناهید بابازاده، صمد پاشایی، نادر مهدقره باغ و امین امامی دانشجویان دانشگاه تبریز به اتهام فعالیت سیاسی به حکم اداره گزینش استاد و دانشجو وزارت علوم از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند. همچنین سجاد راد مهر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک به کمیته انضباطی احضار شد. نامبرده بدلیل ممانعت مسئولین امنیتی دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاع پایان نامه ارشد خود محروم شده بود.
(ادوار نیوز ۱۱/٣/٨۷)

۴٣ ـ پارسا کرمانیان و علیرضا حیدری از دانشجویان دانشگاه آزاد کرمانشاه به اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه هرکدام به ۷ ماه حبس تعزیری و پنج ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. این دانشجویان در مراسم روز دانشجو به مدت یک هفته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.(امیر کبیر ۱۲/٣/٨۷)

۴۴ ـ عباس رشیدی، مصلح ستار پور، سیوان فرخزادی، امین آریا، فاروق معروفی، امیر سالاری و امین شجاع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران به جرم شرکت در تحصن و اعتصاب غذا در کمیته انضباطی به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شدند. بیش از ۲۰۰۰ دانشجو در تحصن و ۹۱ دانشجو در اعتصاب غذا بسر می برند. اداره حراست و مسئولین دانشگاه برای سرکوب تحصن دانشجویان خطوط اینترنت دانشگاه را قطع نموده و در خطوط موبایل اختلال ایجاد کرده اند. آب را به مدت یک روز قطع کردند. با خانواده های متحصنین تماس برقرار کرده و اتهام پراکنی مبنی بر این که دانشجویان با گروه های بیگانه در ارتباط هستند و افزایش نیروهای امنیتی در لباس حراست و ........(دسترنج ۱۷/٣/٨۷)

۴۵ ـ فرزاد حسن زاده، مهدی خسروی و امین ریاحی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به دلیل چاپ مطالب انتقادی نسبت به برخی اقدامات دولت احمدی نژاد در نشریه دانشجویی « محاوره » در کمیته انضباطی هر کدام به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند.(بوعلی سینا ۲۱/٣/٨۷)

فیلتر کردن سایتهای خبری، جلوگیری از برگزاری مراسم و منحل کردن نهادهای مدنی:
۴۶ ـ سایت خبری"تبریز نیوز" به مدیریت پیمان پاک مهر برای چندمین بار فیلتر شد. این سایت از اردیبهشت ٨۵ آغاز بکار کرده است.(تبریز نیوز ۲/٣/٨۷)

۴۷ ـ مجوز فعالیت انجمن"ژیار" در کرمانشاه به اتهام برقراری ارتباطات سیاسی و عدول از خطوط قرمز و ممنوعه ی فعالیت تشکلهای زیر مجموعه سازمان ملی جوانان بدستور مدیر کل امور اجتماعی سازمان ملی جوانان کشور لغو گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۴/٣/٨۷)

۴٨ ـ به حکم اردشیر خزائی رئیس دانشگاه بوعلی سینا و رئیس هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاهیان کلیه فعالیتهای جامعه اسلامی دانشجویان به علت دعوت از عباس پالیزدار برای سخنرانی با موضوع"گزارشی از پرونده های مفاسد اجتماعی" برای مدت ٣ ماه لغو گردید. عباس پالیزدار در این سخنرانی اسامی ۴۴ نفر از مسئولین دولتی منجمله ۹ نفر روحانیون را نام برده بود.(فارس ۱٨/٣/٨۷)

۴۹ ـ مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان به حکم دکتر حسین مددی رئیس هیات نظارت دانشگاه لغو گردید .(ادوار نیوز ۲۴/٣/٨۷)

۵۰ ـ وبسایت اطلاع رسانی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان برای هفتمین بار طی ٣ سال گذشته بدستور مقامات قضایی فیلتر شد.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ٣۰/٣/٨۷)

مطبوعات: توقیف شده
۵۱ ـ روزنامه"شاخه سبز" چاپ قم با شکایت حجت الاسلام رسائی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، بدستور دادستان عمومی و انقلاب قم برای مدت ۱۰ روز توقیف گردید.(ایسنا ۲۲/٣/٨۷)

اخراج روزنامه نگاران:
۵۲ ـ نه نفر از اعضای تحریریه روزنامه "مردم نو" چاپ زنجان با ۲ تا ۵ سال سابقه از کار اخراج شدند.
(دسترنج ٨/٣/٨۷)

۵٣ ـ جانشین دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری «برنا» وابسته به سازمان ملی جوان به علت حضور در تجمعات دانشجویی و خوانده شدن خطبه عقد وی توسط سید محمد خاتمی ، در جریان گزینش توسط ماموران اداره حراست خبرگزاری ایرنا رد صلاحیت شد . گزینش خبرگزاری «برنا» زیر نظر حراست «ایرنا» می باشد .
(دسترنج ۲۷/٣/٨۷)

مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
۵۴ ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه"توسعه" به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد.(ایسنا ۱۲/٣/٨۷)

۵۵ ـ علی اکبر مسگران مدیر مسئول هفته نامه"دیروز، امروز،فردا" به اتهام نشر مطالب خلاف واقع بصورت غیابی در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد.(ایسنا ۱۲/٣/٨۷)

۵۶ ـ رضا عباس زاده سر دبیر و منصور جمشیدی خبرنگار هفته نامه"صبح آزادی" به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شدند.(ایسنا ۱۲/٣/٨۷)

۵۷ ـ الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه"اعتماد" به اتهام تبلیغ علیه نظام، انتشار مطالب خلاف واقع، انتشار مطالب خلاف عفت عمومی، استفاده ابزاری از تصویر زن، تحریک و تشویق افراد و گروهها برای ارتکاب اعمال علیه امنیت و حیثیت جمهوری اسلامی با شکایت مدعی العموم و معاونت اطلاعات پلیس امنیت عمومی تهران بزرگ در شعبه ۱۰٨٣ به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایسنا ۱۹/٣/٨۷)

۵٨ ـ محمد نعیمی پور مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « یاس نو » به اتهام تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین به مسئولان ، اهانت و هتک حرمت با شکایت مدعی العموم در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد . چاپ نظرات مصطفی تاج زاده ، عبدالکریم سروش ، عباس عبدی ، سعید رضوی فقیه ، هاشم آغاجری ، محمد موسوی خوئینها ، رجبعلی مزروعی ، محمدرضا خاتمی و متن نامه نمایندگان متحصن مجلس ششم خطاب به خامنه ای و بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از جرائم وی می باشد . ( ایسنا ۲۶/٣/٨۷)

احضار فعالین سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی به دادگاهها:
۵۹ ـ بهاالدین ملکی عضو هیات مدیره انجمن صنفی معلمان کردستان به اتهام نشر مطالب خلاف واقع جهت بازجویی به شعبه ۴ دادسرای سنندج احضار شد. نامبرده قبلا در حراست فرمانداری سنندج و ستاد خبری اداره اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته بود.(موکریان نیوز ۷/٣/٨۷)

۶۰ ـ شورش گلکار نویسنده و فعال مدنی که در دو پرونده جداگانه توسط دادگاه انقلاب مریوان و دادگاه انقلاب سنندج به ۷ ماه زندان محکوم شده، به شعبه اول اجرای احکام دادگستری سنندج احضار شد.
(موکریان نیوز ۵/٣/٨۷)

۶۱ ـ طی هفته های گذشته دهها تن از اعضا و هواداران جریان مذهبی"مکتب قرآن" جهت بازجویی به دادگاهها احضار شد ه اند. اسامی تعدادی از احضارشدگان به شرح زیر است:
پنج شهروند سقزی بنامهای غفور مولائی، محمد عباسی، طه حسینی، ناصر زمانی و جمال هبکی به دادگاه ویژه روحانیت همدان احضار شدند.ده شهروند بوکانی بنامهای مصطفی نادری، حسین شاویردی، طاهر کریمی، نادر بایزیدی، ابراهیم اسماعیل پور، خالد خدا کرمی، علی رسول نژاد، اسماعیل ادیب حسامی، ناصر حاجی پیروتی، محمد کریمی به دادسرای انقلاب مهاباد احضار شدند.شش شهروند دهگلانی بنامهای فاروق محمدزاده، امجد کرمی، حسن علم خواه، احمد فتاحی نیا، رضا خالدیان و حسن قادر مرزی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شدند. صلاح معروفی به دادسرای انقلاب بانه احضارشد. همچنین پنج شهروند دیواندره ای هم به دادگاه ویژه روحانیت همدان احضار شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۷/٣/٨۷)

۶۲ ـ عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران جهت محاکمه به شعبه امنیت دادگاه انقلاب تهران احضار شد. نامبرده در ۱٨ تیر ماه سال گذشته برای مدت یکماه در بازداشت بسر برد.(ادوار نیوز ۲۰/٣/٨۷)

۶٣ ـ رضا گلپور چمن کوهی نویسنده کتاب « شنود اشباح » با شکایت وزارت اطلاعات جهت محاکمه به شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ایسنا ۲٨/٣/٨۷ )

بازجویی فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی:
۶۴ ـ مهندس محمد رضا مختاری فعال آذربایجانی صاحب مغازه موسیقی توقیف شده"ائل سسی" و کاندیدای رد صلاحیت شده در دور سوم شورای شهر میانه به مدت ۶ ساعت در اداره اطلاعات میانه مورد بازجویی قرار گرفت.(ساوالان سی ٣/٣/٨۷)

۶۵ ـ عماالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان به علت موضع گیری درباره دانشجویان ستاره دار (دانشجویان محروم از تحصیل) با شکایت دادیار دادگاه انقلاب، برای دومین بار طی یک ماه اخیر از زندان به دادگاه احضار و مورد بازجویی قرارگرفت.(اعتماد ٨/٣/٨۷)

۶۶ ـ عبدالله ناصری مسئول سایت بهارستان و سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی با شکایت سردار علیرضا افشار رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور در شعبه ۱۲ دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایسنا ۲۶/٣/٨۷)

۶۷ ـ محمد صدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده «پیام مردم» که از یکسال پیش در زندان بسر می برد، در پرونده جدید ارجاعی دادسرای انقلاب مهاباد به علت چاپ کتابچه ای درباره زنان به اتهام تبلیغ علیه نظام با شکایت اداره اطلاعات و پیگیری دادستانی مهاباد، در شعبه ٣ بازپرسی نیابتی دادگاه انقلاب منطقه ۱۲ تهران مورد بازجویی قرار گرفت.
(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۶/٣/٨۷)

محاکمه فعالین سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی به دادگاهها:
۶٨ ـ حمید دفاطی، امین مزروعی، رمضان عمره و محمد دلف لوینی به اتهام تشکیل جمعیت غیر قانونی، اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز محاکمه شدند، نامبردگان در سال ٨۵ توسط نیروی اطلاعات بازداشت و پس از مدتی با قید ضمانت از زندان آزاد شدند.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۲/٣/٨۷)

۶۹ ـ محمد صدیق کبودوند مدیر مسئول نشریه توقیف شده"پیام مردم" و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بصورت غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. نامبرده از یکسال پیش در زندان بسر می برد. وکیل مدافع نامبرده با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی موکل خود و با اشاره به اینکه وی در زندان به دلیل گرفتاریهای ناشی از بازداشت طولانی مدت دچار سکته قلبی شده است.(سرمایه ۶/٣/٨۷)
بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی:
۷۰ ـ همایون شکوهی غلامزاد ۴٨ ساله ، فریبا ناظمیان ، امیرحسین باب اناری ۲۵ ساله ، فاطمه شناسا ۲۵ ساله ، حمید علاالدین حسین و ٣ فرزندش بنامهای فاطمه ۲٨ساله ، محمد ۲۷ ساله ، مجتبی ۲۱ ساله، محمود متین و آرش پنداری به علت گرویدن به دین مسیحیت توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند. ۶ نفر از بازداشت شدگان با قید ضمانت و کفالت آزاد شدند . و چهار نفر همچنان در زندان بسر می برند .(فعالان حقوق بشر در ایران ٣/٣/٨۷)

۷۱ ـ قدرت حسن زاده و فردین محمدی از فعالین سیاسی سنندج به اتهام همکاری با یک حزب مخالف حدود ٣ ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.(موکریان نیوز ۷/٣/٨۷)

۷۲ ـ علی جان گرای از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ ، به همراه همسرش شهناز گرای در ۱۷ فروردین توسط مامورین وزارت اطلاعات در کرج بازداشت شدند. سپس در ۲۲ فروردین دو فرزند این خانواده بنامهای محسن گرای ۱۹ ساله و آزاده گرای ۲۵ ساله توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شدند. نامبردگان پس از بازجویی به زندان گوهر دشت منتقل شده اند. بدنبال بازداشت خانم آزاده گرای سه فرزند خرد سال ایشان از جمله یک کودک سه ساله بدون مادر در منزل باقی مانده اند.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۷/٣/٨۷)

۷٣ ـ همزمان با دومین سالگرد اعتراضات مردمی در آذربایجان بیش از ۱۰۰ نفر از فعالان سیاسی ، فرهنگی ، روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر در شهرهای آذربایجان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. بازجویی ها بدون حضور وکیل و حق دسترسی به وکیل انتخابی در جریان است . امکان ملاقات با خانواده ها برای آنها فراهم نشده است . اسامی تعدادی از بازداشت شدگان در تبریز عبارتند از : حسن اسدی ٣۰ساله ، علی صدیقی ٣۵ ساله ، جمشید زارعی، حجت تاریوردیان ۴۰ ساله ، ایرج حسنی ۴۰ساله ، اکبر حسین زاده ، محمد راهنما ، علی خاکپور، احد رضایی ، حمید رضایی ٣۵ ساله ، محمد فرهادی ۲۰ ساله ، حسین میرزاخانی ۲۴ ساله ، صمد محمد جعفری ۲۰ساله یاسر حیدر نژاد ۲٣ ساله ، حجت مختارزاده ۲۱ ساله ، ولی عبدالله پور ۲۲ ساله مهدی دهقان ۲۶ساله ، مرسل بخشی ، حجت سیفی نژاد، اصغر نعیمی ، عبدالعجب تاریوردیان، حجت ولی پور ، محمد نادرپور ، کمال اشرف فرشی ، حسن حسین زاده ، رحمان قاسمی، اسماعیل فتحی ، امیر محمد بنائی صادق ، حسن طوری ، رشید مصطفائی ، وحید رضایی ، مهدی نجاری ، ابراهیم و بهروز. فعالانی که طی روزهای گذشته بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده اند ، عبارتند از : محمد رحمانی ، ابراهیم طلوعی ، حسن بعثت پور ، عزیز لیمانی ، صمد فروتنی ، کریم محمدزاده ، فیروز عباس قلیزاده ۱۷ ساله، رضا عباس قلیزاده ، وحید هاشم پور و سعید هاشم پور در تبریز . حجت عراقی ، سلمان عراقی ، سالار عراقی ، اکبر عبداللهی و پیام علمقلی لو در خوی و خدایار تیمری و ائلیاز یئکانی در ارومیه. (ساوالان سی ۷/٣/٨۷)

۷۴ ـ هوشمند طالبی، مهران زینی مسئولین جامعه بهائیان ویلا شهر اصفهان و فرهاد فردوسیان از اعضای جامعه بهائیان توسط نیروی امنیتی بازداشت و به زندان اصفهان منتقل شدند.(فعالان حقوق بشر در ایران ٨/٣/٨۷)

۷۵ ـ مهران بندی مدیر شرکت کامپیوتری « کمند» به علت اعتقاد به آئین بهائیت توسط نیروهای اداره اطلاعات یزد بازداشت شد . منزل و شرکت وی مورد تفتیش قرار گرفت و شرکت وی توسط نیروی انتظامی پلمپ گردید . ( فعالان حقوق بشر در ایران ۱۱/٣/٨۷ )

۷۶ ـ شورش طهماسبی ۲۵ ساله فعال مدنی توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شد. ماموران پس از دستگیری، منزل نامبرده را تفتیش کرده کامپیوتر و وسایل شخصی وی را با خود بردند.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۲/٣/٨۷)

۷۷ ـ محمد میرزاخوانی ٣۷ ساله از دستگیر شدگان تجمع مقابل سفارت امارات متحده عربی در تهران پس از ۱۰ روز همچنان در بازداشت بسر می برد . پس از حمله نیروی انتظامی به تظاهرکنندگان وی در دفاع از خود با سرهنگ نژاد ابراهیمی از مسئولان نیروی انتظامی درگیر شد ، ماموران او را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کردند. بیم آن می رود که او زیر شکنجه باشد.( کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ۱۴/٣/٨۷)

۷٨ ـ حسین سعیدی معلم و سرپرست گروه"کوهنوردی دهگلان" که در تاریخ ۱۱/٣/٨۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، سرانجام بعد از چند بازداشت توام با بی خبری از زندان آزاد شد.
(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۰/٣/٨۷)

۷۹ ـ حسن سرداری فعال فرهنگی اهل کرمانشاه، توسط نیروهای امنیتی در نقده بازداشت و به زندان ارومیه منتقل گردید.(موکریان نیوز ۲۴/٣/٨۷)

٨۰ ـ خسرو سیفی ۵۰ ساله معلم بازنشسته مهابادی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان مهاباد منتقل گردید .(موکریان نیوز ۲۵/٣/٨۷)

٨۱ ـ بشیر ریاحی ، غلامعلی کریمی ، صادق حیاتی ، سید علی فاضلی مقدم ، مرتضی شریفی دارانی ، مرتضی حیدری فارسانی ، عبدالرحیم علاف ، علی معظمی گودرزی ، ابوالحسن طاهریان ، هاشم اجاقی ، علیرضا سیف ، منصور مرعشی ، محمدعلی جان نثار و عباس سخاوت سلیمی از دراویش گنابادی که درحمله نیروهای امنیتی به حسینیه شریعت قم بازداشت شده بودند ، توسط شعبه ۱۱۲ دادگاه جزایی قم به ریاست قاضی پور موسوی به زندان ، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند . حکم صادره در رابطه با دراویش به مرحله اجرا در آمد . ( کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۵ /٣/٨۷ )

٨۲ ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: عباس پالیزدار و شش نفر به اتهام معاونت و مباشرت با شکایت مدعی العموم بازداشت شده اند. عباس پالیز دار بعنوان دبیر هیئت تحقیق و تفحص با همکاری همدستان خود با نفوذ در برخی ارگانها تحت پوشش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه، اسناد طبقه بندی شده و بعضا اسناد ارزیابی نشده و گزارشات مردمی بی نام ونشان را از سیستم های دولتی خارج کرده اند و میزانی از این موارد را در استانهای مختلف مخفی کرده اند.(ایسنا ۲٨/٣/٨۷)

فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
٨٣ ـ کاوه پرویزی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در یک حزب اپوزیسیون در دادگاه انقلاب سنندج و با تائید دادگاه تجدید نظر استان کردستان به ۴ سال زندان محکوم شد. نامبرده در زندان مرکزی سنندج بسر می برد.
(موکریان نیوز ۱/٣/٨۷)

٨۴ ـ اسماعیل قردویی میلان به اتهام همکاری با « حزب حیات آزاد کردستان» در دادگاه به ۵ سال زندان محکوم و به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.همچنین منصور جلی بگلو به همین اتهام به ۶ ماه زندان محکوم و به زندان رجایی شهر کرج تبعید گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران ۴/٣/٨۷)

٨۵ ـ حسن عبدالحسین طفاه وکیل و فعال سیاسی ٨۱ ساله با تابعیت دوگانه ایرانی ـ عراقی به اتهام ارتباط با دولت متخاصم ایران در دادگاه به ۱۵ سال حبس در تبعید و پرداخت ۱٣۰ میلیون تومان به دولت محکوم شد. نامبرده بدلیل فعالیتهای سیاسی مخالف دولت عراق در چندین نوبت مدت ۱۵ سال از عمر خود را در زندانهای عراق سپری کرده است. وی در مرداد ماه سال گذشته بازداشت و پس از تحمل ٣ ماه انفرادی در سلول های ۲۰۹ وزارت اطلاعات به بند عمومی زندان اوین منتقل گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۶/٣/٨۷)

٨۶ ـ اکبر لکستانی فعال سیاسی و منتخب اول شورای اسلامی شهر شوط در دوره دوم به اتهام توهین به خامنه ای و تبلیغ علیه نظام در دادگاه به ٣ سال زندان محکوم گردید . نامبرده سال قبل به مدت یک ماه در بازداشت بود و سپس با قرار وثیقه ۴۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد .(ساوالان سی ۷/٣/٨۷)

٨۷ ـ بدستور ستاد اجرایی اصل ۴۹ قانون اساسی تمام اموال دکتر رویا طلوعی روزنامه نگار و فعال جنبش زنان ضبط و مصادره شد. ستاد اجرایی دستور مصادره سه دانگ از آزمایشگاه متعلق به خانم طلوعی در سنندج را صادر کرده است، سه دانگ دیگر این آزمایشگاه متعلق به دکتر حاجی زاده همسر وی می باشد. چندی پیش مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان از سوی همسر خانم طلوعی به حساب دادگستری واریز شده بود تا وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آنها رفع بازداشت شود.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۷/٣/٨۷)

٨٨ ـ فاطمه گفتاری مادر دانشجوی زندانی یاسر گلی، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، اهانت به مامورین، نشر اکاذیب و شرکت در مراسم تعزیه، جان باختگان و شرکت در جلسات کمیته مادران صلح در شعبه ۱۰٣ دادگاه عمومی سنندج به ٨ ماه حبس تعزیری محکوم شد.(فعالان حقوق بشر در ایران ۷/٣/٨۷)

٨۹ ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: علی حیدریان و فرهاد وکیلی به اتهام عضویت در حزب"حیات آزاد کردستان" در دادگاه انقلاب هرکدام به ۱۰ سال زندان محکوم شدند.(ایران ٨/٣/٨۷)

۹۰ ـ تنها مسجد اهل سنت در شهر قصبه در نزدیکی آبادان توسط نیروهای امنیتی تعطیل شد، شیخ عبدالحمید دوسری ۵۷ ساله امام جماعت این مسجد به اتهام پخش افکار سلفیت و وهابی گری در دادگاه به ۷ سال زندان محکوم گردید.(میزان نیوز ۱۲/٣/٨۷)

۹۱ ـ هادی امینی اهل روستای"کانی ره ش" از توابع بوکان به اتهام عضویت در یک حزب مخالف نظام در دادگاه انقلاب مهاباد به ۵ سال زندان محکوم شد. نامبرده از ۷ ماه پیش در زندانهای مهاباد، سردشت و ارومیه بسر می برد و انگشتان دستهای وی بشدت آسیب دیده است.(موکریان ۲۰/٣/٨۷)

۹۲ ـ ایمان رضایی عضو انجمن شعر جوانان آمل و فعال حقوق بشر به علت سخنرانی در مراسم سالگرد اکبر محمدی، که به اتهام ایجاد اغتشاش و توهین به رهبری در دادگاه به ۶ ماه زندان تعزیری محکوم شده بود، بازداشت و به زندان آمل منتقل گردید.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ۲۰/٣/٨۷)

۹٣ ـ سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام به ٨ سال حبس تعزیری محکوم شد. صالح کامرانی فعال حقوق بشر و وکیل مدافع زندانیان سیاسی آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم گردید. همچنین لیلا حیدری، بهروز صغری، عبدالله عباسی جوان، دکتر محمد علی حیدری، جلیل غنی لو، علیرضا متین پور، یعقوب سالکی نیا و میر قاسم سیدین زاده فعالین سیاسی، فرهنگی و روزنامه نگاران آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعلیقی محکوم شدند.(ادوار نیوز ۲۱/٣/٨۷)

۹۴ ـ زاهد محمدزاده به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب به ۶ ماه زندان محکوم شد، وی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج دوران محکومیت خود را سپری می کند.(موکریان نیوز ۲۱/٣/٨۷)

۹۵ ـ ساعد بنفشی به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام در دادگاه انقلاب سنندج به ۱٨ماه حبس محکوم شد. نامبرده هم اکنون در زندان سنندج بسر می برد (موکریان نیوز ۲۲/٣/٨۷)

۹۶ ـ جلال جلالی زاده استاد دانشگاه تهران و نماینده سنندج در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی شهرستان آق قلا واقع در استان گلستان به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.(موکریان نیوز ۲٣/٣/٨۷)

۹۷ ـ یاسر پرویزی به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون در دادگاه تجدید نظر استان به ٣۰ ماه زندان محکوم شد . نامبرده حدود ٣ ماه است که در زندان سنندج بسر می برد . ( موکریان نیوز ۲۶/٣/٨۷)

۹٨ ـ محمدرضا عوض پور دانش آموز تبریزی به اتهام توهین به خامنه ای در شعبه ۱۱٨ دادگاه جزایی تبریز به ریاست قاضی نیاکار به ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شد. (وبلاگ حق ۲٨/٣/٨۷)

صدور قرار وثیقه برای آزادی زندانیان سیاسی:
۹۹ ـ بشیر رستمی ۲۴ ساله که به اتهام طرفداری از یکی از احزاب سیاسی کرد مخالف رژیم و اقدام علیه امنیت ملی ۱٣ روز پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود ، با قرار وثیقه ۴۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد . ( فعالان حقوق بشر در ایران ۲۷/٣/٨۷)

اخبار مربوط به زندانیان سیاسی:
۱۰۰ ـ کاوه جوانمرد خبرنگار هفته نامه توقیف شده "کرفتو" که از ۱٨ ماه پیش در زندان بسر می برد، در زندان مراغه به بیماری کبد مبتلا شده و سلامتی جسمی وی در معرض خطر است. نامبرده به اتهام محاربه در دادگاه انقلاب سنندج به ۲ سال حبس و تبعید به زندان مراغه محکوم شده است.(موکریان نیوز ۶/٣/٨۷)

۱۰۱ ـ منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که از تیرماه سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان بسر می برد طی نامه ای سرگشاده خطاب به نهادهای بین المللی در رابطه با نقض حقوق بشر نوشت : از لحظه ربوده شدن توسط ماموران امنیتی لباس شخصی مورد شدیدترین ضرب و شتم و هتاکی و فحاشی قرار گرفته ام . نامبرده افزود: هیچ یک از دادگاههای اعضای سندیکا به صورت علنی و با حضور هئیت منصفه ، خبرنگاران و مردم برگزار نشده و در پشت در بسته شبیه به اتاق های بازجویی بند ۲۰۹ اطلاعات بوده است. اسانلو اعلام کرد: دولت سعی می کند با انواع روش های تهدید آمیز و ایجاد رعب و وحشت برای فعالان کارگری، تلاش های آنان را متوقف و به سازمانهای جهانی اعلام کند که شهر در امن و امان است و هیچ کارگری ، هیچ خواسته سندیکایی ندارد . مهدی کوهستانی نژاد مسئول آسیا و اقیانوسیه کنگره کار کانادا گفت : فدارسیون جهانی کارگران حمل ونقل و کنوانسیون بین المللی اتحادیه های کارگری طی شکایت نامه ای به سازمان بین المللی کار شکنجه های اعمال شده علیه اسانلو را گزارش داده اند . یکی از دلایل اصلی ناراحتی هایی که آقای اسانلو در قلب ، کمر و چشم خود پیدا کرده است، به سه سال و نیم گذشته باز می گردد ، یعنی عوارض کتک خوردن ها و شکنجه هایی است که بر وی اعمال شده است. گذاشتن برق زیر ناخن ها ، شوک الکتریکی و ساعت ها بازجویی همراه با بی خوابی از مواردی است که در شکایت نامه آمده است . (رادیو فردا ۲۱/٣/٨۷)

۱۰۲ ـ بدنبال اعتصاب غذای سراسری در بند ۵۰۰ زندان اوین ویژه روحانیت ، مامورین امنیتی وارد بند شده و زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و تلفن های بند را قطع کردند. اعتصاب کنندگان خواسته های خود را اعتراض به ستم مدیریت زندان و تاکید بر حق برخورداری از حقوق اولیه انسانی و همچنین امکان ملاقات با نمایندگان تشکلات مدافع حقوق بشری و بازدید آنان از بند ۵۰۰ اعلام نموده اند.( فعالان حقوق بشر در ایران ۲٣/٣/٨۷)

۱۰٣ ـ فرهاد حاج میرزایی بیش از شش ماه است که در بند ۲۰۹ زندان اوین بسر می برد. نامبرده در ۲٨ دی توسط مامورین وزارت اطلاعات در سنندج بازداشت شد. وی به مدت ٣ ماه در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ بسر برده و شدیدا مورد شکنجه قرار گرفته است. بر اثر شکنجه پاهای او دچار آسیب جدی شده و قادر به راه رفتن نبوده و کارهای شخصی خود را با کمک دیگران انجام می داده. مامورین وزارت اطلاعات در سنندج پدر ۷۰ ساله او را مورد ضرب و شتم قرار داده و برای مدت ۴٨ ساعت بازداشت کرده اند. پرونده فرهاد حاج میرزایی در دست موسوی رئیس شعبه ۲ امنیت دادگاه انقلاب است که دستورات قاضی سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد را اجرا می کند. یکی از دست یاران اسدالله لاجوردی (رئیس سابق زندان اوین و دادستان انقلاب مرکز )بنام سید مجید ضرغامی بعنوان معاون شعبه ۲ امنیت دادگاه انقلاب مسئولیت بازجویی را بعهده دارد.(فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران ۲۶/٣/٨۷)

۱۰۴ ـ نازنین داودی همسر ارژنگ داودی زندانی سیاسی که مدت ۶۰ روز است در اعتصاب غذا بسر می برد، اعلام کرد: پس از یکماه موفق به ملاقات با همسرم شدم ، او را با ویلچر به سالن ملاقات آوردند، در حالی که به سختی قادر به حرف زدن بود. با وجود شرایط جسمانی خطرناک ارژنگ داودی در زندان ، تاکنون هیچ گونه واکنشی از سوی دستگاه قضایی و مسئولان زندان نسبت به شرایط او صورت نگرفته است.این فعال سیاسی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و مدت ۵ سال است که در زندان بسر می برد.(کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ۲۷/٣/٨۷)

۱۰۵ ـ کریم علیمحمدی که به اتهام همکاری با حزب دمکرات کردستان ایران در دادگاه به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود پس از ۱٣ سال و ده ماه حبس از زندان سقز آزاد شد.( موکریان نیوز ۲٨/٣/٨۷)

اخبار فعالان جنبش زنان:
۱۰۶ ـ پروین اردلان فعال جنبش زنان بخاطر فعالیت در سایتهای"تغییر برای برابری" و "زنستان" به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جهت محاکمه به شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.
(تغییر برای برابری ۵/٣/٨۷)

۱۰۷ ـ محبوبه حسین زاده از فعالان جنبش زنان و از بازداشت شدگان ۱٣ اسفند ٨۵ جهت محاکمه به دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(تغییر برای برابری ۷/٣/٨۷)

۱۰٨ ـ مریم حسین خواه فعال جنبش زنان به علت فعالیت در سایتهای زنستان و تغییر برای برابری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جهت محاکمه به شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب تهران احضار شد . نامبرده سال گذشته در رابطه با همین پرونده بازداشت و مدت ۴۵ روز در زندان اوین بسر برد.
(تغییر برای برابری ۹/٣/٨۷)

۱۰۹ ـ نه نفر از فعالان جنبش زنان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. به مناسبت ۲۲ خرداد روز همبستگی زنان قرار بود مراسمی در گالری راه ابریشم تهران برگزار شود که به علت فشار نیروهای امنیتی مراسم لغو گردید. ژیلا بنی یعقوب روز نامه نگار و مسئول سایت کانون زنان ایرانی، نسرین ستوده وکیل دادگستری، جلوه جواهری، آیدا سعادت، فریده غائب، ناهید میر حاج، سارا لقمانی، نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده عکاس از فعالان کمپین یک میلیون امضاء پس از یک شب بازداشت و بازجویی با قید ضمانت آزاد شدند.(کانون زنان ایرانی ۲۴/٣/٨۷)

۱۱۰ ـ محبوبه کرمی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در نزدیکی پارک ملت تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.( تغییر برای برابری ۲۵/٣/٨۷)

۱۱۱ ـ هانا عبدی ۲۱ ساله دانشجوی دانشگاه پیام نور بیجار، عضو انجمن زنان آذر مهر کردستان و عضو کمپین یک میلیون امضا که از ۱۱ مهر سال گذشته در زندان سنندج بسر می برد، به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت ملی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ۵ سال حبس و تبعید به زندان شهرستان گرمی واقع در استان آذربایجان شرقی محکوم شد.(تغییر برای برابری ۲۹/٣/٨۷)

۱۱۲ ـ سایت تغییر برای برابری متعلق به فعالین جنبش زنان برای یازدهمین بار طی ۱٨ ماهه گذشته بدستور مقامات قضایی فیلتر شد.( تغییر برای برابری برای ٣۰/٣/٨۷)

اخبار کارگری:
۱۱٣ ـ محمد حیدری مهر ، علی نجاتی ، فریدون نیکوفر ، جلیل احمدی و رمضان علیپور از فعالین کارگری شرکت کشت نیشکر هفت تپه به همراه ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار به اتهام تبلیغ علیه نظام و تحریک کارگران به اعتصاب در شعبه اول دادگاه انقلاب دزفول به ریاست قاضی اندی محاکمه شدند .
(فعالان حقوق بشر در ایران ٣۱/۲/٨۷)

۱۱۴ ـ ٣٣۰ کارگر کارخانه روغن نباتی "گلنار" کرمان از کار اخراج شدند.(دسترنج ۱/٣/٨۷)

۱۱۵ ـ علی طالبی دبیر اجرایی خانه کارگر قم اعلام کرد: ٣۰۰ کارگر شاغل در دو واحد تولیدی"ایران ترمه" و "تهران پتو" مدت ٨ ماه است که حقوق نگرفته اند.(دسترنج ۱/٣/٨۷)

۱۱۶ ـ خالد صالحی ٣۵ ساله کارگر جوشکاری به علت نبود تجهیزات ایمنی بر اثر سقوط از طبقه چهارم ساختمانی واقع در شهرک دانشگاه سقز کشته شد.(دسترنج ۶/٣/٨۷)

۱۱۷ ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت: ٣٨ کارگر تصفیه خانه آب طبس از کار اخراج شدند.(دسترنج ۷/٣/٨۷)

۱۱٨ ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس اعلام کرد: کارگران شرکت « سد سازی کریت » مدت ۴ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.(دسترنج ۷/٣/٨۷)

۱۱۹ ـ پس از واگذاری کارخانه صنایع اراک به بخش خصوصی حق شیفت، مزایای شغلی و طرح طبقه بندی کارگران حذف شد. ۱٨۰ کارگر شاغل در این کارخانه با راهپیمایی در مسیر ۱٣ کیلومتری کارخانه تا اداره کار اراک به خصوصی سازی اعتراض کردند.(دسترنج ۷/٣/٨۷)

۱۲۰ ـ بیش از ٨۰۰ کارگر شاغل در ٣۰ کوره آجر پزی قرچک ورامین در اعتراض به کمی دستمزد از دو هفته پیش در اعتصاب بسر می برند.(دسترنج ٨/٣/٨۷)

۱۲۱ ـ نصرالله دریا بیگی دبیر اجرایی خانه کارگر استان مازندران اعلام کرد: کارگران کارخانه"حریر" مازندران وابسته به سازمان بازنشستگی مدت ۵ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین کارگران کارخانه "کرم کرمیکال" مازندران مدت ۴ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.(دسترنج ٨/٣/٨۷)

۱۲۲ ـ ۵٣ کارگر کارخانه صنایع چوب طالقانی مدت ۱۷ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض به همراه خانواده هایشان در محوطه ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی متحصن شدند.
(دسترنج ۱۲/٣/٨۷)

۱۲٣ ـ حدود ۱۰۰ نفر از کارکنان شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه در اعتراض به شرایط سخت و ساعات طولانی کار، کاهش حقوق و عدم پرداخت کامل عیدی امسال و معوقات سال گذشته خود و نیز کیفیت نامطلوب خدمات و سرویس دهی نامناسب دست به اعتصاب غذا زدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۲/٣/٨۷)

۱۲۴ ـ اکبر اکبری فرمانده ایستگاه ۱۰٨ آتش نشانی تهران گفت: به علت گود برداری غیر اصولی و فروریختن دیوارهای بتونی ساختمان در حال ساخت دو کارگر در میدان فاطمی کشته شدند.(دسترنج ۱٣/٣/٨۷)

۱۲۵ ـ دختری بنام گلاویژ سلطان نیا فرزند عبدالله از اهالی شهر مهاباد که به همراه پدر خود در یک کارگاه آجرپزِی در شهر همدان مشغول بکار بوده، از سوی ابراهیم الیاسی صاحب کارخانه مورد اذیت و آزار قرار می گیرد، وی به علت فشارهای روحی اقدام به خودکشی از راه خود سوزی می نماید و پس از ۱٨ ساعت در بیمارستان فوت نمود.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۴/٣/٨۷)

۱۲۶ ـ بیش از ۵۰ کارگر شاغل در دو واحد تولیدی صنعتی استان قزوین بنامهای « بلورک» و « پاد سانیج» از کار اخراج شدند . (دسترنج ۱۹/٣/٨۷)

۱۲۷ ـ عیدعلی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد: بیش از ۴۰۰ کارگر شرکت فرنخ و مه نخ در اعتراض به عدم دریافت حقوق ، عیدی و پاداشت مدت ۶روز است که دست به اعتصاب زده اند . مدت ۲ سال است که لباس و کفش کار به کارگران این واحد تولیدی داده نشده است . (دسترنج ۲۰/٣/٨۷)

۱۲٨ ـ محمد حسن قوامی دبیر اجرایی خانه کارگر لارستان گفت: ۵۰ کارگر شاغل در کارخانه"شیرین طعم" از کار اخراج شدند.(دسترنج ۲۰/٣/٨۷)

۱۲۹ ـ محمد حسن قوامی دبیر اجرایی خانه کارگر لارستان گفت: ۱۵۰ کارگر شاغل در شرکت حفاری"راه سر" مدت ۶ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.(دسترنج ۲۰/٣/٨۷)

۱٣۰ ـ فرماندار شهرستان شازند در آخرین گزارش خود تعداد کارگران فوت شده بر اثر آتش سوزی در دو کارخانه مواد شیمیایی « کیمیاگران امروز» و « کیمیاگستر» را ٣۴ نفر اعلام کرد . غلامرضا مرادی فعال کارگری در اراک گفت : ٣۰ کارگر مجروح در بیمارستانهای قم ، اراک ، اصفهان ، تهران و اراک نگهداری می شوند .این دو کارخانه در تاریخ پنجم خرداد دچار آتش سوزی شدند. (دسترنج ۲۰/٣/٨۷)

۱٣۱ ـ بختیار رحیمی عضو "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" و کریم داتوپر که از تیرماه سال گذشته به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان بسر می بردند، هرکدام با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۱/٣/٨۷)

۱٣۲ ـ محمد گودرزی دبیر اجرایی خانه کارگر بروجرد اعلام کرد: ۵۰۰ کارگر شاغل در کارخانه "سامان کاشی" مدت ٣ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(دسترنج ۲۱/٣/٨۷)

۱٣٣ ـ بیش از ۱۰۰۰ کارگر کارخانه لاستیک البرز مدت ۴ ماه حقوق و عیدی سال ٨۶ خود را دریافت نکرده اند . کارگران برای اعتراض مجددا دست به اعتصاب زده اند. (دسترنج ۲۱/٣/٨۷)

۱٣۴ ـ کارگران کارخانه"ریسندگی خاور" رشت مدت ۱۲ تا ۱۷ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض با تجمع و آتش زدن لاستیک جاده فومن به رشت را مسدود کردند.(دسترنج ۲۱/٣/٨۷)

۱٣۵ ـ محمد گودرزی دبیر اجرایی خانه کارگر بروجرد گفت: بیش از ۵۰۰ کارگر از کارخانه و واحدهای تولیدی و صنعتی از ابتدای سالجاری تاکنون از کار اخراج شده اند.(دسترنج ۲۱/٣/٨۷)

۱٣۶ ـ یک کارگر ۵۰ ساله بنام رستمی بر اثر ریزش دیوار مترو در اصفهان در عمق ۲۰ متری کشته شد.
( کیهان ۲۶/٣/٨۷)

۱٣۷ ـ محمد صالح حسینی فعال کارگری در سقز گفت : بیش از ۴۰ کارگر شاغل در کارخانه نوشابه گازدار سقز مدت ٣ماه است که حقوق دریافت نکرده اند . (دسترنج ۲۶/٣/٨۷)

۱٣٨ ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت : ۵۰ کارگر معدن « چیروک طبس » در اعتراض به عدم طرح طبقه بندی مشاغل دست از کار کشیدند . ( دسترنج ۲۶/٣/٨۷)

۱٣۹ ـ عبدالله صالحی رئیس شورای اسلامی شهرستان خواف اعلام کرد: حقوق کارگران معدن سنگان پرداخت نشده است و کارگران برای اعتراض تجمع کرده بودند که نیروی انتظامی تعدادی از کارگران را بازداشت کرده است . وی افزود : یک کارگر در زیر آوار کشته شده است ، همچنین دست یک کارگر در حین کار قطع شده است . مولا یعقوبی رئیس شورای اسلامی بخشداری سنگان گفت : سنگ های برداشت شده توسط کارگران تنی ۶ تا ۱۰ هزار تومان توسط شرکتهای خصوصی خریداری می شود و شرکتها همین سنگها را تنی ۱۲۰ هزار تومان به فروش می رسانند . وی افزود : تعدادی از کارگران معترض بازداشت شده اند .( دسترنج ۲۶/٣/٨۷)

۱۴۰ ـ بیش از ٣۰۰۰ کارگر کوره پزخانه های ارومیه که از ۲۰روز پیش در اعتراض به پایین بودن دستمزدها و شرایط نامطلوب محل کار در اعتصاب بسر می برند، در روز ۲۴ خرداد با حمله نیروهای انتظامی مواجه شدند.نیروی انتظامی برای در هم شکستن اعتصاب کارگران کوره پزخانه ها حداقل ۲۴ نفر را بازداشت کردند. کارگران بازداشتی مورد بازجویی قرار گرفته و با سپردن تعهد آزاد شدند . ( دسترنج ۲۷/٣/٨۷)

۱۴۱ ـ فرشیدیان رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان فارس اعلام کرد : تنها در یک ماهه سال جاری ۱٨ کارگر ساختمانی بدلیل نبود وسایل ایمنی و سهل انگاری کارفرمایان کشته شده اند . وی افزود : دست کم روزی یک کارگر ساختمانی در استان فارس جان خود را بدلیل نبود ایمنی کار از دست می دهد . نامبرده ادامه داد متاسفانه نیرو و ناظر مستقیم محل کار و ایمنی ساختمان محل اشتغال کارگران ساختمانی را مورد بازرسی قرار نداده و کارشناسان پس از وقوع حادثه در محل بروز حادثه حاضر می شوند . (دسترنج ۲۷/٣/٨۷)

۱۴۲ ـ کارگران شرکت نیشکر هفت تپه شوش به همراه خانواده هایشان در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه و سایر خواسته ها ، اقدام به بستن جاده ترانزیتی اهواز – اندیمشک در منطقه سه راه خوانساری شوش نمودند . نیروی امنیتی و اطلاعاتی با آوردن ماشین های آب پاش آتش نشانی کارگران و خانواده های آنها را در محاصره خود قرار داده اند . خواسته های کارگران معترض عبارتند از: پرداخت حقوق معوقه ٣ ماه اخیر، حق داشتن سندیکای مستقل کارگری، پایان دادن به پرونده سازیها و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب، برکناری آخوند یعقوب شفیعی مدیر عامل شرکت و سایر اعضای هئیت مدیره شرکت، و برکناری رئیس حراست شرکت. لازم به یادآوری است که هفته قبل نیز ۴ نفر از فعالین کارگری بنامهای نجات دهلی، احمد راجی ، ایرج عابدینی و محمد لیثی توسط نیروهای اطلاعات شوش بازداشت شدند . (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۲٨/٣/٨۷)

۱۴٣ ـ جوانمیر مرادی و طاها آزادی از اعضای هیات مدیره « اتحادیه آزاد کارگران ایران » که در روز جهانی کارگر در عسلویه واقع در استان بوشهر بازداشت شده بودند، پس از ۴۷ روز هر کدام با قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شدند. (دسترنج ۲٨/٣/٨۷)

۱۴۴ ـ نعمت الله محمدی رئیس انجمن صنفی کارگران تخلیه و بار گیری بندر خمینی اعلام کرد: تحریم اقتصادی امنیت شغلی ۲۰۰۰ کارگر تخلیه و بارگیری را در معرض تهدید قرار داده است. نامبرده گفت: در سه ماهه اول سال ٨۶، ۲۴۴ کشتی وارد بندر خمینی شدند که این میزان با کاهش ۵۰% در سه ماهه نخست سال جاری به کمتر از ۱۵۰ کشتی رسیده است. وی افزود: کاهش ورود کشتی به این بندر طی ماه گذشته باعث بیکاری ۲۰۰۰ کارگر در ساعاتی از شبانه روز شده که این مهم کاهش حقوق دریافتی کارگران را به همراه داشته است.(دسترنج ۲٨/٣/٨۷)

۱۴۵ ـ میر بلوچ زهی رئیس شورای اسلامی کار شرکت کشت و صنعت خاش گفت: ٣۰ کارگر قرار دادی مدت یکسال است که حقوق دریافت نکرده اند. وی افزود: ۱۰۰ کارگر رسمی مدت ٨ ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند. عیدی، پاداش و بن کارگری این کارگران نیز پرداخت نشده است. این واحد تولیدی زیر نظر بنگاه تعاون صنایع زندانهای کشور اداره می شود.(دسترنج ۲٨/٣/٨۷)

۱۴۶ ـ محسن ٣۲ ساله کارگر چاه کن که در یک ساختمان نیمه کاره در تهران مشغول بکار بود بر اثر قطع برق هواکش خفه شد.(فارس ۲۹/٣/٨۷)

۱۴۷ ـ ٣۲ کارگر شرکت ساختمانی گسترش سازه ماد مدت چهار ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. عیدی و پاداش تعدادی از کارگران پرداخت نشده است.دسترنج ۲۹/٣/٨۷)

۱۴٨ ـ کارگران شرکت صنایع مخابراتی راه دور ایران مدت چهار ماه است که حقوق دریافت نکرده اند، جمعی از کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری فارس دست به تجمع زدند.(آفتاب ۲۹/٣/٨۷)

قتل مردم توسط نیروی انتظامی:
۱۴۹ ـ مهدی فتحی ۱۷ساله بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی در منطقه مرزی شهرستان بانه کشته شد .
( فعالان حقوق بشر در ایران ۱۲/٣/٨۷ )

۱۵۰ ـ سپاه پاسداران برای غصب ۲۰۰ هکتار زمین مرغوب در کناره رود ارس به تجمع اعتراضی اهالی روستاهای بیوک خانلو ، قره داغلو، خلیل کندی، ایازکندی و سلمان کندی در غرب پارس آباد مغان واقع در استان آذربایجان شرقی حمله کرده و بر اثر تیراندازی نورالدین در گاهی پسر حاج حمزه درگاهی کشته شده، بابک مرادی شدیدا مجروح شده و عده ای از مردم مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی بازداشت شده اند . (دویچه وله ۲۶/٣/٨۷)

۱۵۱ ـ حسین علیپور شهروند بوکانی بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی کشته شد . ( موکریان نیوز ۲۶/٣/٨۷)

۱۵۲ ـ عبدالله ابراهام مشهور به عبدالله قوت بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی در بخش خلیفان شهرستان مهاباد کشته شد.(موکریان نیوز ۲۹/٣/٨۷)

مرگ مشکوک در زندانها:
۱۵٣ ـ فرهاد محسنی نگارستان ۲۵ ساله فرزند رحیم فعال سیاسی آذربایجانی که در اعتراضات اول خرداد توسط نیروهای وزارت اطلاعات در تبریز بازداشت شده بود، در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بطور مشکوکی در گذشت. نامبرده در تظاهرات اول خرداد ٨۵ مردم تبریز بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی مجروح و بازداشت شده و بصورت غیر علنی محاکمه شده بود.(ساوالان سی ۲۲/٣/٨۷)

زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
۱۵۴ ـ محمد پالش ۶۰ ساله اهل روستای"شیخ عسگر" از توابع شهرستان ماکو که از ۷ ماه پیش در زندان بسر می برد، در دادگاه به اتهام محاربه محکوم به اعدام شد. نامبرده به علت عضویت فرزندش درحزب"حیات آزاد کردستان" بازداشت گردیده است.(فعالان حقوق بشر در ایران ۶/٣/٨۷)

۱۵۵ ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: فرزاد کمانگر ٣٣ ساله،دبیر دبیرستان کارو دانش شهرستان کامیاران و عضو انجمن صنفی فرهنگیان کردستان که از ۲۲ ماه پیش در زندان بسر می برد در دادگاه انقلاب به عنوان محارب محکوم به اعدام و ۱۰ سال حبس شده است.(ایران ٨/٣/٨۷)

محکومین به اعدام:
۱۵۶ـ نیما به جرم قتل احسان در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(ایران ۲/٣/٨۷)

۱۵۷ ـ زینب ۲٨ ساله به جرم قتل همسرش موسی ۴۱ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۵/٣/٨۷)

۱۵٨ ـ محمد مصطفایی عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری و وکیل مدافع ۲۷ نفر از محکومین به اعدام که در زمان ارتکاب جرم سنشان کمتر از ۱٨ سال بوده است طی نامه ای سرگشاده خطاب به محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه نوشت : همانطور که مستحضرید هم اکنون حدود ۱۰۰ نفر در زندانهای کشورمان در حبس بسر می برند، که سنشان در زمان ارتکاب جرم، زیر ۱٨ سال بوده و با صدور احکام اعدام روز و شب را در بدترین شرایط می گذرانند . نیز مستحضرید که ایران در سال ۱٣۷۲ کنوانسیون حقوق کودک را پذیرفته و در سال ۱٣۵۴ به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی پیوسته، در هر دو سند بین المللی به صراحت دولتها از اعمال مجازات مرگ برای اطفالی که در زمان ارتکاب جرم سنشان کمتر از ۱٨ سال بوده، منع شده اند. در بخش دیگر نامه آمده است: حتی بعضا طبق نظر پزشکی قانونی در حین ارتکاب جرم فاقد رشد عقلانی و فکری بوده اند ( همانند محمد لطیف و حجت حیدری) و بعضا خود مرتکب جرم قتل نشده و جرم را به گردن گرفته اند و حال مرگ در انتظارشان است (همانند محمدرضا حدادی و دل آرا دارابی). در میان این افراد، اطفالی مشاهده می شوند که بعضا در دفاع از جان خود مرتکب جرم شده اند ولی در اثبات ادعای خود به گونه ای عاجز شده و یا قضات رسیدگی کننده به پرونده، دلایل آنان را نادیده انگاشته اند (همانند رضا علی نژاد و حسین ترنج) و تمامی آنها بدون قصد و نیت قبلی مرتکب عملی شده اند که عملشان قتل دیگری را در بر داشته است . در ادامه آمده است: شما اجرای احکام اعدام برای ٣ نوجوان بنامهای بهنام زارع ، بهنود شجاعی و سعید جزی از موکلان اینجانب را که در سن زیر ۱٨ سال دستگیر شده و در دادگاهها به اعدام محکوم شده اند را تنفیذ نموده و اذن به اجرای احکام آنها داده اید. محمد مصطفایی در پایان خواستار توقف صدور و اجرای حکم اعدام برای کودکان شده است. (ادوارنیوز ۶/٣/٨۷)

۱۵۹ ـ محمد فدایی ۲۱ ساله به جرم قتل سعید ۲۱ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۲۷ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان وقوع جرم ۱۷ ساله بوده است.(اعتماد ٨/٣/٨۷)

۱۶۰ ـ احمد ۵۴ ساله به جرم قتل همسرش نسرین در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی ۱۱/٣/٨۷)

۱۶۱ ـ منصور ۲٣ ساله به جرم قتل مجید ۲٣ ساله در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه ۲۷ دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ایران ۲۰/٣/٨۷)

۱۶۲ ـ فخرالدین جعفرزاده سرپرست دادسرای امور جنایی تهران گفت: بدستور رئیس قوه قضائیه اجرای حکم اعدام بهنود شجاعی و محمد فدائی یک ماه به تعویق افتاد . نامبردگان در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱٨ سال سن داشته اند. (ایسنا ۲۱/٣/٨۷)

۱۶٣ ـ ابومسلم سهرابی ۲۴ ساله به جرم قتل امین ۲۵ساله در شعبه ۱۰۱ دادگاه جنایی فیروزآباد و با تایید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد . نامبرده در زمان وقوع جرم ۱۷ساله بوده و از سوی مقتول مورد تجاوز قرار گرفته بود .(روز ۲۷/٣/٨۷)

۱۶۴ ـ صلاح تاسه فرزند نامق که در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده در دادگاه محکوم به اعدام شد. نامبرده پس از رسیدن به سن ۱٨ سال از کانون اصلاح و تربیت نوجوانان جهت اجرای حکم به زندان سنندج منتقل گردید. قرار است وی در طی یک ماه آینده اعدام شود.(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۹/٣/٨۷)

۱۶۵ ـ اسامی و مشخصات ۱۱۴ متهم نوجوان که در انتظار اعدام بسر می برند از سوی « کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» منتشر شد. این اولین بار است که چنین لیستی در دسترس قرار گرفته و به طرح جزئیات اعدام متهمین به ارتکاب جرم زیر ۱٨ سال پرداخته است. این کار نتیجه تحقیقات اولیه عماالدین باقی فعال حقوق بشر در ایران می باشد. این لیست بخشی از کتاب چاپ نشده عماالدین باقی به نام « حق حیات ۲ » را شامل می شود. در این لیست از صدور دست کم ۱۷۷ حکم اعدام زیر ۱٨ سال و ٣۴ حکم اجرا شده و ۱۱۴ نفر منتظر اجرای حکم خبر داده است. به این کتاب بدلیل وجود سانسور در جمهوری اسلامی ایران اجازه چاپ داده نشد.
(کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ۲۹/٣/٨۷)

۱۶۶ ـ محمود سالار کیا معاون دادستان تهران در امور زندانها اعلام کرد: چهار نفر به اتهام "اراذل و اوباش" در دادگاه بدوی و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شده اند.(مهر ۲۹/٣/٨۷)

زندانیان سیاسی که اعدام شدند:
۱۶۷ ـ علیرضا براهویی معروف به عبدالله دایر به اتهام محاربه و افساد فی الارض از طریق عضویت در گروه جندالله به حکم دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید مراجع عالی قضایی در زندان زاهدان اعدام شد.(کیهان ۲٨/٣/٨۷)

۱۶٨ ـ یونس رحماندوست به اتهام افساد فی الارض به حکم دادگاه انقلاب چابهار و با تائید مراجع عالی قضایی در زندان چابهار اعدام شد.(کیهان ۲٨/٣/٨۷)

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها:
۱۶۹ ـ رضا ٣۵ ساله تبعه افغانستان به جرم قتل منیژه ۵۰ ساله در شعبه ۱۷ دادگاه کیفری اصفهان و با تائید دیوانعالی کشور در زندان اصفهان به دار آویخته شد.(اعتماد ۱/٣/٨۷)

۱۷۰ ـ رضا به جرم تجاوز به عنف به حکم شعبه ٨ دادگاه تجدید نظر استان قم و با تائید شعبه ٣۲ دیوانعالی کشور در زندان قم به دار آویخته شد.(ایران ٨/٣/٨۷)

۱۷۱ ـ رمضان به جرم قتل ٣ تن از خانواده اش به حکم دادگاه کیفری استان مازندران و با تائید دیوانعالی کشور در محوطه کلانتری بابل به دار آویخته شد.(ایران ٨/٣/٨۷)
۱۷۲ ـ موسی نارویی و کلبعلی چراغی به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید مراجع عالی قضایی در زندان زاهدان اعدام شدند.(جمهوری اسلامی ۱٣/٣/٨۷)

۱۷٣ ـ رحیم پشابادی ۶۰ ساله فرزند حسین به اتهام قتل به حکم قوه قضائیه در زندان مرکزی سنندج اعدام شد . (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۱/٣/٨۷)

۱۷۴ ـ کیارش ٣۲ ساله به جرم قتل نادر به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣٣ دیوان عالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)

۱۷۵ ـ علیرضا ۲٨ ساله به جرم قتل روح الله به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۴۰ دیوان عالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)

۱۷۶ ـ عبدالحمید ٣۴ ساله به جرم تجاوز به ٣ دختر دانشجو به حکم شعبه ۷۹ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣۹ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)

۱۷۷ ـ علی اکبر به جرم قتل به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)

۱۷٨ ـ محمد ۲۷ ساله به جرم قتل محمد حسین ۲۱ ساله به حکم شعبه ۱۱۵۷ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۱۶ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)

۱۷۹ ـ دو پسر عمو بنامهای علی و علی به جرم تجاوز به یک دختر ۲٣ ساله به حکم شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ٣٣ دیوانعالی کشور در زندان بدار آویخته شدند.(فارس ۲۲/٣/٨۷)

۱٨۰ ـ فرهاد ٣۱ ساله به جرم قتل سعید به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۱۱ دیوانعالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد.(فارس ۲۲/٣/٨۷)

۱٨۱ ـ محمد مصطفایی وکیل دادگستری اعلام کرد: من به شعبه اول اجرای احکام سنندج رفتم و دادیار اجرای احکام تائید کرد که در روز ۲۱ خرداد، محمد حسن زاده در سن ۱۷ سالگی در محوطه زندان سنندج بدار آویخته شده است. اتهام او قتل یک کودک ۱۰ ساله در سن ۱۵ سالگی بوده است.(اعتماد ملی ۲۴/٣/٨۷)

اخبار مربوط به سرکوب عمومی:
۱٨۲ ـ سردار نصرتی فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی اعلام کرد: طی دو ماه گذشته ۵۷۵ زن و مرد به اتهام داشتن رابطه ناسالم طی دو ماه گذشته دستگیر شدند. وی در مورد رعایت حجاب در چهار چوب طرح ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی گفت: از اول سال جاری به ۱۴۵۶۰ نفر تذکر داده شد و ۱٨ مرد و ۴۹ زن دستگیر شد ه اند.(امیر کبیر ۱۱/٣/٨۷)

۱٨٣ ـ علیرضا اکبر شاهی رئیس پلیس استان تهران اعلام کرد: طی دو ماه گذشته ۱۰۹٨ زن به اتهام بدحجابی در تهران دستگیر شده اند که از این تعداد ۹۵۴ نفر با اخذ تعهد کتبی آزاد و تعداد ۱۱۴ نفر نیز با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند.(نواندیش ۱۲/٣/٨۷)

۱٨۴ ـ علیرضا آوایی رئیس کل دادگستری استان تهران اعلام کرد: ۲۰۰ نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات پارک ملت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.(ایسنا ۲۵/٣/٨۷)

۱٨۵ ـ سرهنگ احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی ستاد نیروی انتظامی در باره فعالیتهای گشت نیروی انتظامی با نام ارشاد گفت: در تهران ٣۲ واحد صنفی شامل آرایشگاهها و فروشنده پوشاک نامتعارف توسط مامورین نیروی انتظامی پلمپ شدند. همچنین سرنشینان ۲۱ خودرو که پوششهای نامتعارف به تن داشتند توقیف شدند.
(فارس ۲۷/٣/٨۷)

۱٨۶ ـ بیش از ۲٣۰ تن از تجمع کنندگان در بلوار وکیل آباد مشهد در بازداشت بسر می برند و هیچ خبری از آنان در دست نیست. تنها ۵ دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد آزاد شدند. نیروهای امنیتی لباس شخصی و یگان ویژه ضد شورش با استفاده از گاز اشک آور ، زنجیر، قمه، باطوم و شوک الکتریکی تظاهر کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کردند. بر اثر تیراندازی یک نفر مجروح شد و تعدادی از مجروحین در بیمارستانهای قائم و امام رضای شهر مشهد بستری می باشند. حال دو تن از مجروحان وخیم گزارش شده است.
(امیر کبیر ۲٨/٣/٨۷)

اخبار اجتماعی :
۱٨۷ ـ سرهنگ شعبانی معاون اجتماعی و فرماندهی انتظامی استان قزوین اعلام کرد: طی دو ماه گذشته ۹۵ زن به اتهام عدم رعایت حجاب اسلامی توسط پلیس دستگیر شده اند. همچنین پلیس به ۲۰۰۰ زن بدپوشش تذکر داده است.(نواندیش ۵/٣/٨۷)

۱٨٨ ـ جواهری معاون امور بانوان استان مرکزی اعلام کرد: در سال گذشته بیش از ۶۰۰۰ زن معتاد در استان مرکزی دستگیر شده اند که میانگین سنی آنها بین ۱٨ تا ۲۵ سال است . وی افزود: ٣۰ درصد معتادان دختر و ۷۰ درصد آنان را زنان تشکیل می دهند نامبرده گفت : ۲۱ مورد خودکشی موفق و ۴۰۷ مورد خودکشی ناموفق و ٣۲ مورد قتل و ۷۲ مورد دستگیری دختران فراری در استان به ثبت رسیده است. (امیرکبیر ۷/٣/٨۷)

۱٨۹ ـ علیرضا اکبر شاهی رئیس پلیس استان تهران گفت: ۱۵٣۴ نفر به اتهام عرضه"محصولات ضد فرهنگی" بازداشت شده و تحویل مراکز قضایی شدند. همچنین ۶۴۱۴ نفر به اتهام ایجاد مزاحمت برای زنان در استان تهران دستگیر شدند.(فارس ۱۲/٣/٨۷)

۱۹۰ ـ نیروهای پلیس ساختمان شهرداری همدان سر پناه نمازگزاران دروایش سلسله نعمت اللهی گنابادی را در حیاط منزل فرمانپور شیخ این گروه در همدان تخریب کردند.(دسترنج ۱۶/٣/٨۷)

۱۹۱ ـ سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران گفت: ۱۱۰۰ زن در زندانهای استان تهران نگهداری می شوند. (امیر کبیر ۲۲/٣/٨۷)

۱۹۲ ـ عابدی رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد: ۱۴۱۴ نفر در سال ٨۶ براثر شلیک گلوله کشته شده اند. همچنین ۱۵۴٨ نفر در سال ٨۵ بر اثر شلیک گلوله کشته شده اند.(اعتماد ملی ۲٣/٣/٨۷)

۱۹٣ ـ قاضی فلاح رئیس یکی از شعب اجرای احکام در دادگستری شهرستان بیجار که چندی پیش در حال تجاوز به پسر بچه ۱٣ ساله به همراه دو تن دیگر بازداشت شده بودند در زندان خودکشی نمود.(روز ۲٨/٣/٨۷)

۱۹۴ـ وزارت بهداشت با نزدیک شدن فصل گرما اعلام کرد: سال گذشته ۱۲۲۰ نفر در دریا غرق شدند.
(فارس ۲۹/٣/٨۷)

"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

برندگان جايزۀ نوبل خواستار آزادى زندانيان بهائى شدند

(06.30.08) (10.04.87)

نيويورك
۳۰ ژوئن ٢٠٠٨ برابر با ۱۰ تیر ١۳٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

شش برندۀ جايزۀ صلح نوبل در بيانيۀ مشتركى از حكومت ايران خواسته اند هفت عضو برجستۀ جامعۀ بهائى اين كشور را كه در تهران زندانى هستند فوراً آزاد كند.

اين شش نفر كه اعضاى ’نهاد زنان نوبل‘ هستند از حكومت ايران خواسته اند كه امنيت اين بهائيان را – كه بدون اتهام مشخص و حقّ مشاورۀ با وكيل در زندان اوين هستند – تضمين كند و آنان را بدون قيد و شرط آزاد سازد.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: «ما از اين فعالان سرشناس بين المللى به خاطر درخواست آزادى دوستان بهائى خودمان، كه بدون هيچ دليلى و فقط به خاطر اعتقاداتشان زندانى هستند، تشكر مى كنيم.»

امضاءكنندگان اين بيانيه عبارتند از:
-- بتى ويليامز و مايريد كاريگان مگواير، مؤسسين بنياد «مردمِ صلح» در ايرلند شمالى. برندگان صلح نوبل در سال ۱۹۷۶.
-- ريگوبرتا منچو تام، از پيشگامان دفاع از آشتى قومى-فرهنگى در موطن خودش گواتمالا. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۲.
-- جودى ويليامز، استاد دانشگاه و از فعالان بين المللى براى ممنوعيت استفاده از مين. برندۀ نوبل سال ۱۹۹۷.
-- دکتر شيرين عبادى، وكيل ايرانى حقوق بشر. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۳.
-- وانگارى موتا ماآتاى، استاد دانشگاه و فعال كنيائى محافظت از محيط زيست. برندۀ نوبل سال ۲۰۰۴.

در بيانيۀ آنها كه روى سركاغذ ’نهاد زنان نوبل‘ منتشر شده آمده است: «ما با نگرانى از خبر بازداشت شش عضو برجستۀ جامعۀ بهائيان ايران در روز ۱۴ می ۲۰۰۸ آگاه شده ايم. ما مطلع هستيم كه خانم فريبا كمال آبادى، و آقايان جمال الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى و وحيد تيزفهم اعضاى يك گروه غيررسمى معروف به ’ياران‘ هستند كه به امور اوليۀ جامعۀ بهائيان ايران رسيدگى میكنند؛ همچنين مطلع هستيم كه عضو ديگر اين گروه خانم مهوش ثابت از پنجم مارس ۲۰۰۸ در بازداشت به سر میبرد؛ ما به اين وسيله نگرانى عميق خودمان را از تهديدهاى فزاينده و آزار جامعۀ بهائيان ايران اعلام مى كنيم.»

«ما از حكومت ايران میخواهيم كه امنيّت اين افراد و آزادى فورى و بدون قيد و شرط آنها را فراهم كند.»

نهاد زنان برندۀ نوبل‘ در سال ۲۰۰۶ توسط شش زن برندۀ اين جايزه از آمريكاى شمالى، آمريكاى لاتين، اروپا، خاورميانه، و آفريقا به منظور كمك به برقرارى صلح از طريق مشاركت با زنان در سراسر جهان تأسيس شد. تا به حال فقط دوازده زن موفق به دريافت جايزۀ نوبل شدهاند.

دفتر ’نهاد زنان برندۀ نوبل‘در شهر اتاوا در كانادا قرار دارد.

انتخاب زيارتگاه بهائيان به عنوان ميراث جهانى

(07.08.08) (18.04.87)

شهر كُبك
٨ ژوئيه ٢٠٠٨
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

یك کميتۀ سازمان ملل در نشستى در شهر كُبك در كانادا دو زيارتگاه بهائى واقع در اسرائيل را داراى ’ارزش والاى جهانى‛ خواند و آنها را به عنوان بخشى از ميراث فرهنگى بشريت شناخت.

تصميم امروز كميسيون ميراث جهانى يونسكو به معناى آنست كه دو مكان مقدس بهائيان — يعنى آرامگاه هاى مؤسّسين اين آئين — به فهرستى از اماكن شناخته شدۀ بين المللى مانند ديوار چين، اهرام مصر، تاج محل و استون هنج (stonehenge) افزوده شد.

اماكن مهم دينى مانند واتيكان، بخش قديمى بيت المقدس، و بوداهاى باميان، كه اخيراً نابود شد، نيز در فهرست ميراث جهانى قرار دارند.


آرامگاه حضرت باب در شیب شمالی کوه کرمل در حیفا، اسرائیل، یکی از دو زیارتگاهی است که به فهرست میراث جهانی اضافه شد. هر سال نیم میلیون نفر از این مکان مشهور در حیفا بازدید میکنند.

زيارتگاه هاى بهائى نخستين اماكن مرتبط با يك آئين دينى تازه تولد يافته هستند كه به فهرست يونسكو، نهاد آموزشى، علمى و فرهنگى سازمان ملل متحد، افزوده شده اند.

اين دو زيارتگاه يكى در نزديكى بخش قديمى عكا در ساحل شمالى اسرائيل — كه خود بخشى از ميراث جهانى است — و ديگرى در كوه كرمل در حيفا، آرامگاه مؤسّسين آئين بهائى، حضرت باب و حضرت بهاءالله، هستند.

بهائيان معتقدند كه حضرت باب و حضرت بهاءالله هر دو پيامبران الهى هستند و آرامگاه های اين دو، زيارتگاه های جامعۀ پنج ميليون نفرۀ آنهاست. آرامگاه حضرت بهاءالله قبلۀ بهائيان جهان است و از اين نظر قابل مقايسه با ديوار ندبه در بيت المقدس براى يهوديان و خانۀ كعبه براى مسلمين است.


آرامگاه حضرت بهاءالله در نزدیکی عکا، در شمال حیفا – که برای بهائیان مقدس ترین نقطۀ جهان است – یکی دیگر از اماکن برگزیدۀ میراث جهانی است.

حضرت بهاءالله در ايران به دنيا آمد و بعداً به عكا كه در آن زمان بخشى از امپراطورى عثمانی بود تبعيد شد و در سال ١٨٩٢ در همان جا درگذشت. حضرت باب در سال ١٨٥٠ در ايران تيرباران شد و بقاياى جسدش بعدها براى خاكسپارى به حيفا منتقل شد.

اين دو آرامگاه به خاطر باغهاى زيبائى كه آنها را احاطه كرده قابل توجه هستند. در طراحى اين باغها عناصرى از فرهنگهاى گوناگون در هم آميخته شده اند. غير از زائران بهائى، سالانه صدها هزار بازديد كنندۀ دیگر از اين باغ ها ديدن مى كنند.

آلبرت لينكلن، دبيركلّ جامعۀ بين المللى بهائى، گفت: «ما از تصميم يونسكو در شناخت اماكن مقدّس ديانت بهائى استقبال مى كنيم. ديانتى كه طى ١٥٠ سال از جمعيتى كوچك در خاورميانه به يك جامعۀ جهانى با پيروانى در تقريباً تمامى كشورها تبديل شده است.»

فهرست ميراث جهانى را يونسكو در سال ١٩٧٢ براى شناسائى و حفاظت «ميراثهاى فرهنگى و طبيعى با ارزشهاى والاى جهانی» ايجاد كرد.

تا به حال ١٨٤ كشور معاهدۀ ميراث جهانى را كه معيارهاى كلّى انتخاب اين اماكن را تعيين مى كند امضاء كرده اند و بيش از ٨٥٠ محل، از جمله اماكن طبيعى مانند سِرِنـْگِتى در آفريقاى شرقى و آبسنگ هاى بزرگ مرجانى در استراليا، به موجب آن به ثبت رسيده اند.

كميتۀ ميراث جهانى از ٢١ كشور امضاء كنندۀ عهدنامۀ ميراث جهانى تشكيل مى شود. اين كميته هرسال در كشورى كه رياست كميته را برعهده دارد تشكيل جلسه مى دهد.

رئيس امسال اين كميته دكتر كريستينا كمرون از كاناداست و اجلاس آن در شهر كبك برگزار مىشود كه خود يكى از ميراثهاى جهانى است و امسال چهارصدمين سال تولّدش را جشن مى گيرد.


خرداد ۱۳۸۷
تماسهاى كوتاه هفت زندانى بهائى ايرانى با خانواده هايشان

(06.19.08) (30.03.87)

نيويورك
١٩ژوئن ٢٠٠٨ برابر با ٣٠ خرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

جامعۀ جهانى بهائى اطلاع يافته است كه به هفت عضو برجستۀ جامعۀ بهائى ايران كه زندانى هستند اجازۀ تماسهاى كوتاه تلفنى با خانواده هايشان داده شده است.

اين تماسها نخستين ارتباط زندانيان بهائى پس از دستگيرى شش تن از آنها در حملات سحرگاهى به خانه هايشان در چهاردهم ماه می است. هفتمين نفر در ماه مارس در شهر مشهد دستگير شده بود.

بنا به اطّلاع جامعۀ جهانى بهائى به خانم ها مهوش ثابت و فريبا كمال آبادى در روز سوم ژوئن اجازه داده شده كه با خانواده هايشان تماس تلفنى بگيرند. خانم ثابت روز پنجم مارس در مشهد دستگير شد، اما در بيست و ششم می به زندان اوين، كه گمان مى رود سايرين نيز در آنجا زندانى هستند، منتقل شد.

بعداً تأييد شد كه آقايان جمال الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكّلى و وحيد تيزفهم نيز تماسهاى تلفنى كوتاهى با خانواده هايشان داشته اند.

هيچ اعلام جرمى عليه اين هفت نفر، كه مجموعۀ اعضاى هيأت هماهنگ كنندۀ امور اوّليه جامعۀ سيصد هزار نفرۀ بهائيان ايران هستند، صورت نگرفته است.

در سال ١٩٨٠ تمام ۹ عضو محفل روحانى ملّى بهائيان ايران ربوده شدند كه چون پس از آن هيچ اطّلاعى از وضعيت آنها به دست نيامده، گمان مى رود به قتل رسيده باشند. يك سال پس از تشكيل مجدّد اين محفل، هشت نفر از نه عضو آن دستگير و به قتل رسيدند.

غير از هفت عضو زندانى اين هيأت در تهران، پانزده بهائى ديگر نيز در ايران در بازداشت بسر میبرند. بعضى از اين افراد اجازۀ تماس با بيرون را ندارند و اكثر آنها رسماً مورد اتّهامى قرار نگرفته اند.

بيانيه سوسياليست‌ها در گرامیداشت یاد قربانیان بهائی

(06.18.08) (29.03.87)

بيانيۀ سازمان سوسياليست های ايران در رابطه با بيست و پنجمين سالگرد اعدام ١٠ زن و ٦ مرد بهائی ايرانی در جمهوری اسلامی

سازمان سوسياليست های ايران، خاطرۀ ١٠ زن و ٦ مرد بهائی ايرانی که در ٢٥ سال قبل در روزهای ٢٨ و ٢٦ مرداد ١٣٦٢ در زندان عادل آباد شيراز به «جرم» عقيدتی بهائی بودن حلق آويز شدند، گرامی می‌دارد و رژيم جمهوری اسلامی ايران را بخاطر اين جنايت ضدّ بشری که کاملا در مغايرت با اهداف، خواسته ها و شعارهای انقلاب بهمن ١٣٥٧ بود، محکوم می کند و به روان آن جانباختگان درود ميفرستد!

به نظر ما سوسياليست های مصدقی نمی توان ادّعای طرفداری از «اعلاميۀ جهانی حقوق بشر» را داشت و از حاکمين مستبدّ و قانون شکن جمهوری اسلامی خواستار محترم شمردن تمام حقوق مندرج در آن«اعلاميه» را شد، ولی به دلايلی رسمأ و بطور صريح به پايمال شدن حقوق شهروندی هموطنان بهائی و ديگر اقليت های مذهبی از سوی مقامات امنيتی و قضائی جمهوری اسلامی ايران و برخی از روحانيون دولتی مذهب شيعه اعتراض نکرد و اعمال ضدّ بشری آن مقامات را محکوم ننمود!

مقامات جمهوری اسلامی با بی توجهی به حقوق شهروندی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای تمام شهروندان ايرانی در نظر گرفته شده است، بطور مستمرّ حقوق دگرانديشان، ازجمله حقوق شهروندی بهائيان را پايمال کرده و می کند، امری که نمی تواند مورد اعتراض نيروهای طرفدار حاکميت قانون، آزاديخواهی و نظام دمکراسی و مردم سالاری قرار نگيرد!

ما سوسياليست های مصدقی به پايمال شدن حقوق شهروندی هموطنان بهائی از سوی مقامات جمهوری اسلامی شديداً اعتراض داريم و چنين اعمال و کرداری که در حقيقت چيزی جز پايمال شدن «حقوق بشر» از سوی مقامات حکومتی و مذهبی نيست را، محکوم می کنيم!

ما سوسياليست های مصدقی به بازداشت هموطنان بهائی از جمله توقيف ٧ نفری که فعاليت های جامعۀ بهائی در وطنمان ايران را همآهنگ می کردند، شديداً اعتراض داريم و خواستار آزادی تمام هموطنان بهائی زندانی، همچون ديگر زندانيان سياسی ـ عقيدتی می باشيم!

بنظر ما سوسياليست های مصدقی بی مناسبت نخواهد بود تا در رابطه با پايمال شدن حقوق بهائيان در ايران حتی در دوران رژيم محمدرضاشاه پهلوی ، جملاتی را از کتاب «خاطرات و مبارزات فلسفی» در اين «بيانيه» نقل کنيم، موضوعی که اشارۀ کوتاهی به آن، پرده از گوشه هائی از سابقۀ کج انديشی بخشی از روحانيون مذهب شيعه در وطنمان ايران بر می دارد و در همان رابطه همچنين به يکی ديگر از تفاوتهای «ارزشی» بين طرز تفکّر و بينش فکری دکتر مصدق و دکتر محمود احمدی نژاد را برملا می کند، که اين خود هشداری به آن عدّه از افراد و کوشندگان سياسی است که به غلط کوشش دارند تا اين همانی مابين سياست و عملکرد اين دو سياستمدار ايرانی بوجود آورند و احمدی نژاد را مصدق قرن ٢١ فرض می کنند!

حجت الاسلام محمّدتقی فلسفی همان واعظ و سخنران معروف دوران حکومت محمدرضاشاهی بود که يکی از افتخارات دوران زندگيش مبارزه با «بهائيت» بود، که همچنين از طريق برنامه های راديوئی تهران مردم ايران را عليه جماعت بهائی تحريک می کرد که از سوی طرفداران آقايان شيخ محمود حلبی و آيت الله مصباح يزدی و « انجمن حجّتيه» ـ انجمن ضد بهائيت ـ، بنام «آيت الله فلسفی» نام برده می شود، در آن دوران کوشش فراوانی در جهت پايمال کردن حقوق شهروندی ايرانيان بهائی نمود، به طوري که بعد از سرنگونی حکومت قانونی و ملّی دکتر مصدق از طريق کودتای سازمان های جاسوسی سيا و انتليجنس سرويس در ٢٨ مرداد ١٣٣٢ که در آن کودتا همچنين بعضی از روحانيون شيعه دست داشتند، موفّق می شود تا با جلب موافقت محمدرضاشاه پهلوی و ياری و کمک برخی از مقامات دولت کودتا از جمله سرتيپ تيمور بختيار و سرلشگر علوی مقدم ، در ويران نمودن مرکز عبادتگاه بهائيان در تهران (حظیرة القدس)، نقش بزرگی ايفا نمايد و با در دست گرفتن کلنگ، شخصأ در امر تخريب آن ساختمان پيشقدم شود.

در صفحات ١٣٢ و ١٣٣ كتاب «خاطرات و مبارزات فلسفی» دربارهِ ملا‌قات آن روحانی مذهب شيعه با دكتر مصدق، آن هم بخاطر رساندن پيام مرحوم آيت‌الله العظمی بروجردی به وی (در دورانی که دکتر مصدق نخست وزير ايران بوده است) و كمك خواستن از رئيس دولت براي جلوگيری از فعاليت های مذهبی و جلوگيری از اجرای مراسم مذهبی بهائيان و حتی مخالفت با تماس و رفت و آمد شيعيان با آنها، نوشته شده است که:

مصدق بعد از تمام شدن صحبت من به‌گونه‌ای تمسخرآميز قاه‌قاه و با صدای بلند خنديد و گفت: آقای فلسفی! از نظر من مسلمان و بهايی فرق ندارند، همه از يك ملّت و ايرانی هستند.

زنده باد مبارزه در دفاع از حقوق دمکراتيک و شهروندی تمام آحاد ملّت ايران، صرف نظر از وابستگی قومی، مذهبی، مسلکی، جنسيت، شغل و مقام هر يک از آن آحاد!

سازمان سوسياليست های ايران خواستار آزاديهای اجتماعی، ازجمله آزادی دين و مذهب می باشد!

هيئت اجرائی سازمان سوسياليست های ايران - سه‌شنبه ۲٨ خرداد ۱٣٨۷ - ۱۷ ژوئن ۲۰۰٨

پیام بیت العدل اعظم به احبّای ایران

(06.04.08) (15.03.87)

شهرالعظمة ۱۶۵

۳ جون ۲۰۰۸

احبّای عزیز مهد امرالله ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

نزدیک به سه هفته از دستگیری اخیر اعضای محترم هیئت یاران می‌گذرد. نه از محلّ دقیق زندان و نه از آنچه که بر آنان می‌گذرد خبر دقیقی در دست است. این بی‌خبری و همچنین محرومیّت آن عزیزان از تماس با خانواده و دسترسی به وکیل برای دفاع از حقوق حقّۀ خود، موجب نگرانی شدید بهائیان جهان و صاحبان عدل و انصاف شده است. آنچه قلوب این آزرد‌ه‌دلان را تا حدّی تسکین می‌بخشد شجاعت و استقامتی است که شما دلدادگان روی جانان در مقابله با این بحران از خود نشان داده‌اید و با اتّحاد کامل، تمسّک به تعالیم الهی و اطمینان به تأییدات آسمانی به انجام فرایض روحانی خود مشغول و در حفظ و صیانت مصالح امری کوشایید. حمایت ارباب جراید و رسانه‌های گروهی از احبّای مظلوم ایران، پشتیبانی فعّالان اجتماعی و همدردی متفکّرین ایرانی نیز موجب امیدواری و امتنان قلبی است. ملاحظه فرمایید که چگونه گروه‌های فزاینده‌ای از ایرانیان عزیز با احیای سنن باستانی خود حقوق بشر را محترم می‌شمارند و معتقدند که دورانی که تعصّبات جاهلانه بتواند موجب تبعیض و جدایی بین مردم گردد به سر آمده و سعادت واقعی این ملّت را در ایرانی متنوّع ولی متّحد می‌دانند. مطمئن باشید که قاطبۀ ایرانیان نیز برای تحقّق این آرمان‌ها خواهند کوشید. متأسّفانه افراد معدودی که ابر تعصّب قلوب‌شان را تیره و تار ساخته و بغض و عداوت بر احساسات انسانی‌شان غلبه نموده نمی‌توانند درک کنند که چگونه ممکن است بهائیان دستورالعمل و برنامه‌ای جز خدمت به عالم انسانی و کمک به استقرار مدنیّت معنوی نداشته باشند. در نتیجه توطئه‌های بی‌اساسی را به شما نسبت می‌دهند، شما را به سبب تمسّک به اصول و فرایض دینی‌تان سرکوب می‌کنند و ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به اذیّت و آزارتان می‌پردازند. ولی شما نصایح حضرت بهاءالله را به خاطر دارید که می‌فرمایند: «امروز انسان کسی است که بخدمت من علی الارض قیام نماید.» (مجموعه‌ای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده، صفحۀ ۱۰۱)

پس بکوشید تا مصداق این بیان حضرت عبدالبهاء گردید که می‌فرمایند: «احبّای الهی باید مظاهر رحمت عامّه باشند و مطالع فیض خاصّ مانند آفتاب بر گلشن و گلخن هر دو بتابند و بمثابهٴ ابر نیسان بر گل و خار هر دو ببارند جز مهر و وفا نجویند و طریق جفا نپویند و غیر از راز صلح و صفا نگویند.» (منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ۱، صفحۀ ۲۴۸) علی‌رغم وضع بحرانی موجود و با الهام از تعالیم الهی به اعراض و ظلم و عدوان اهمّیّت ندهید و بالعکس معامله نمایید. فکرتان را در این محصور دارید که سبب خیر و نفع به اطرافیان خود باشید. به هم‌وطنان خود که وارثان فرهنگی غنی و انسانی هستند و خود نیز گرفتار ظلم و ستم و تضییقات گوناگون می‌باشند صمیمانه خدمت نمایید. از هر گونه اختلاف و انشقاق بپرهیزید، با عموم با صدق و صفا معاشرت کنید و در بارۀ آنچه که مشغلۀ ذهن آنهاست مذاکره و تبادل نظر نمایید و شعلۀ امید، ایمان و اطمینان به آیندۀ پرشکوه ایران و به سرنوشت درخشان نوع بشر را که خود معتقدید مآلاً تحقّق خواهد یافت در قلوب‌شان بر افروزید.

در اعتاب مقدّسه برای حفظ و صیانت احبّای عزیز مهد امر الله دعا می‌نماییم.

عدم امكان ارتباط با رهبران دستگير شدۀ جامعۀ بهائيان ايران نگرانى در بارۀ سرنوشت آنها را تشديد كرده است

(05.27.08) (07.03.87)

نيويورك – ٢٧ می ٢٠٠٨ - شش رهبر جامعۀ بهائيان ايران كه نزديك به دو هفته پيش دستگير شدند، و نفر هفتم که پیش از آن در مشهد دستگیر شده بود، از حق هر گونه ارتباطى محروم شده‌اند و به آنها اجازۀ تماس با وكلا و خانواده‌شان داده نمى‌شود. جامعۀ جهانى بهائى به شدت نگران سلامت و امنیت جسمی آنهاست.


هفت رهبر بهائی که اکنون در زندان بسر می برند عبارتند از: (نشسته از چپ به راست) آقایان بهروز توکلی و سعید رضائی؛ (ایستاده از چپ به راست) خانم فریبا کمال آبادی، آقایان وحید تیز فهم، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، و خانم مهوش ثابت. همگی این شهروندان بهائی مقیم طهران بودند که شش نفر آنان صبح زود در تاریخ ٧ خرداد ١۳٨٧ با هجوم به منازلشان دستگیر شدند و نفر هفتم در ماه مارس بازداشت شد.

بانى دوگال نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد گفت: «هرچند گزارش‌هاى اوليه حاكى از انتقال آنها به زندان اوين بود اما هيچ خبر رسمی در اين زمينه وجود ندارد و ما به شدت نگران وضع آنها هستيم.»

«آنچه روشن است اين است كه هيچ يك از حقوق اوليۀ آنها مراعات نشده و اجازۀ تماس با خانواده يا مشاوران حقوقى به آنها داده نشده است .در حال حاضر حتی خانواده‌های بازداشت‌شدگان آگاه نیستند که آیا ایشان به دادگاه رفته‌اند یا خیر، و اگر رفته‌اند اتهام ایشان چیست؟»

«تنها چيزى كه مى‌دانيم اظهارات هفتۀ گذشتۀ يك سخنگوى دولت مبنى بر دستگيرى آنها ’به دلايل امنيتى‘ است؛ اتهامى كه به كلى بى‌پايه و غير مستند است.»

خانم دوگال ادامه داد: «ما از جامعۀ بين‌المللى، سازمان‌های حقوق بشر، صاحبان انصاف و رسانه‌هاى خبرى تقاضا مى‌كنيم که به اقدامات خود ادامه دهند و از حكومت ايران بخواهند تا حد اقل حقوق اين بازداشت‌شدگان را مراعات كند و به آنها اجازه داشتن وكيل و ارتباط با بيرون از زندان را بدهد.»

اين شش نفر كه همگى اعضاى يك هيأت ملى براى رسيدگى به امور اوليۀ بهائيان ايران هستند در ساعات بامدادى روز چهاردهم مه ٢٠٠٨ طى عمليات گسترده‌اى كه شباهت نگران‌كننده‌اى به دستگيرى و قتل جمع بزرگى از رهبران جامعۀ بهائى در سال‌هاى دهۀ ١٩٨٠ داشت بازداشت شدند.

هفتمين عضو اين هيأت هماهنگ‌كننده در اوايل ماه مارس پس از احضار به وزارت اطلاعات در مشهد دستگير شده بود.

به گفته خانم دوگال محل بازداشت هيچ يك از اين افراد رسماً اعلام نشده است.

وى گفت: «ما بر اساس مداركى كه بعضى از مأمورين بازداشت اين افراد در روز چهاردهم مه به همراه داشتند تصور مى‌كرديم كه اين شش نفر به زندان اوين منتقل شده‌اند و نفر هفتم همچنان در مشهد نگهدارى مى‌شود.»

«اما با توجه به اينكه تلاش‌هاى مكرر خانواده‌هاى اين افراد براى كسب اطلاع از سرنوشت آنها پيوسته با پاسخ‌هاى متناقض و گمراه‌كننده‌اى از جانب مأموران دولتى روبرو شده بايد بگوئيم كه در حال حاضر از محل اين افراد اطلاعى قانونی و رسمی نداريم و نگرانى‌مان از شرایط آنها در بالاترين حد است.»

همۀ‌ دستگيرشدگان روز چهاردهم مه، خانم فريبا كمال‌آبادى، آقاى جمال‌الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى، آقاى سعيد رضائى، آقاى بهروز توكلى و آقاى وحيد تيزفهم ساكن تهران هستند.

خانم مهوش ثابت كه روز پنجم مارس ٢٠٠٨ در مشهد دستگير شده بود نيز ساكن تهران است. خانم ثابت توسط وزارت اطلاعات به مشهد احضار شده بود تا ظاهراً به سؤالاتى در مورد دفن يك فرد در گورستان بهائى مشهد پاسخ دهد.

هفتۀ گذشته غلامحسين الهام، سخنگوى دولت ايران، در يك كنفرانس مطبوعاتى به بازداشت و زندانى كردن اين شش نفر اذعان كرد. خبرگزارى‌ها روز بيستم مه به نقل از آقاى الهام نوشتند كه اين شش نفر’ به دلايل امنيتى‘ و نه به خاطر اعتقادات مذهبى‌شان دستگير شده‌اند.

خانم دوگال روز ٢١ مه در اين مورد گفت: «بهائيانى كه هفتۀ گذشته بازداشت شدند، مانند هزاران بهائى ديگرى كه از سال ١٩٧٩ تا به حال كشته، زندانى و يا به روش‌های ديگر تحت ستم قرار گرفته‌اند، فقط به خاطر اعتقادات دينى‌شان مورد آزار قرار گرفته‌اند.»

کانون بهائیان امنیتی بودن بازداشت های اخیر را ردّ کرد

(05.22.08) (02.03.87)

جامعۀ بین المللی بهائیان روز پنجشنبه دولت ایران را متّهم کرد بازداشت اخیر رهبران مذهبی این گروه را به دلیل تعصب مذهبی انجام داده است، و نه چنانکه ادعا می کند به دلایل امنیتی. اتّحادیۀ اروپا نیز به این بازداشت ها اعتراض کرده است.

مقام های ایرانی روز ۱۴ می با مراجعه به خانه های رهبران بهائیان ایران شش نفر از آنها را بازداشت و در زندان اوین تهران حبس کردند. به گفتۀ مقام های جامعۀ بین المللی بهائیان یکی دیگر از رهبران بهائی روز ۵ مارس بازداشت شده بود.

سخنگوی دولت ایران روز سه شنبه گفته بود که بازداشت ها با هدف دفاع از امنیت ملّی صورت می گیرد و «ربطی به مسائل عقیدتی ندارد».

غلامحسین الهام گفت: «این جریان، تشکیلاتی سازمان یافته است که علیه منافع کشور عمل می کند و با بیگانگان، مخصوصاً صهیونیست ها، ارتباط دارد».

اما جامعۀ بین المللی بهائیان روز پنجشنبه با صدور بیانیه ای گفت: «ادّعاهای مقام های ایرانی که شش بهائی به دلایل امنیتی بازداشت شده اند و نه به خاطر مذهب شان کاملا بی پایه و بی سند است».

بانی دوگال، فرستادۀ بهائیان در سازمان ملل متّحد، دولت ایران را به تلاش برای ریشه کن کردن بهائیان به دلیل مذهبشان متّهم کرد.

وی به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «طرح مشهود دولت ایران همواره نابود کردن جامعۀ بهائیان بوده است و این بازداشت های اخیر نمایانگر تشدید این طرح است... گروه بهائیان بازداشت شده صرفاً به دلیل اعتقادات مذهبی خود سرکوب می شوند».

جامعۀ بین المللی بهائیان فریبا کمال آبادی، جمال الدّین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، بهروز توکلّی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت را به عنوان افراد بازداشتی نام برده است.

روز چهارشنبه اتّحادیۀ اروپا نیز از ایران خواست سرکوب بهائیان را متوقف کرده و افراد بازداشت شده را آزاد کند.

اتّحادیۀ اروپا در بیانیه ای نوشت: «اتّحادیۀ اروپا نگرانی جدّی خود دربارۀ ادامۀ تبعیض سازمان یافته و آزار بهائیان ایران به دلیل مذهبشان را یادآوری می کند».

بهائیان چه پیش و چه پس از انقلاب توسط حکومت های ایران هدف قرار گرفته اند.

جمهوری اسلامی بهائیان را از پیروان ادیان رسمی کشور محسوب نمی کند و به خصوص در سال های اول پس از انقلاب، گزارش هایی از آزار بهائیان، از جمله بازداشت و اعدام و محرومیت آنان از حقوق اجتماعی، انتشار می یافت.

دولت ایران در ماه ژانویه بیش از ۵۰ نفر از پیروان بهائی را به اتهام ترویج دین خود بازداشت کرد.

ایران از اواسط قرن نوزدهم کانون دین بهائی بوده است. چندین بهائی در سال ۱۸۶۸ به فلسطین - اسرائیل کنونی - تبعید شدند و معبدی در حیفا که اکنون شهری مقدّس به حساب می آید ساختند.

جامعۀ جهانى بهائى ادعاهای ایران را بی پایه و غیر مستند اعلان کرد

(05.21.08) (01.03.87)


٢١ مه ٢٠٠٨ برابر با ١خرداد ١٣٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

امروز جامعۀ جهانى بهائى اعلام كرد ادعاهاى ايران در مورد اينكه بازداشت شش بهائى در هفتۀ گذشته «به دلائل امنيتى و نه اعتقادات مذهبى آنها» بوده، به كلى بى پايه و غير مستند است.


هفت تن بهائيان دستگیر شده، نشسته از چپ به راست، آقاى بهروز توكلى و آقاى سعيد رضائى، و ایستاده، خانم فريبا كمال آبادى، آقاى وحيد تيزفهم، آقاى جمال الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى و خانم مهوش ثابت هستند. شش تن از آنها صبح روز ١۴ مه در منازلشان، و هفتمهن تن در ماه مارس، در تهران دستگير شدند.

بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل گفت: «تمام ادعاهایى كه در بيانيه روز سه شنبۀ دولت ايران آمده به كلى بى پايه است». اشارۀ خانم دوگال به اظهارات روز گذشتۀ غلامحسين الهام، سخنگوى دولت ايران، بود كه در آن بازداشت و زندانى شدن شش نفر از رهبران جامعۀ بهائى مورد تأييد قرار گرفت.

خانم دوگال افزود: «اين اتهامات تازه نيست و دولت ايران بخوبى واقف است كه حقيقتى در آنها نيست. بنا به اسناد به دست آمده حكومت ايران همواره طرح از ميان بردن جامعۀ بهائى اين كشور را داشته و بازداشتهاى اخير نشانۀ تشديد اين طرح است.»

«بهائيانى كه هفتۀ گذشته بازداشت شدند، مانند هزاران بهائى ديگرى كه از سال ١٩٧٩ تا به حال كشته، زندانى و يا به اشكال ديگر تحت ستم قرار گرفته اند، فقط به خاطر اعتقادات دينى شان مورد آزار قرار گرفته اند. بارزترين دليل اين حرف اين است كه به دفعات به بهائيان دستگير شده در برابر توبه از اعتقادات بهائى و مسلمان شدن وعدۀ آزادى داده شده است، امكانى كه افراد معدودى از آن استفاده كرده اند.»

خانم دوگال ادامه داد: «بهائيان ايران نه تنها تهديدى براى امنيت كشور نيستند بلكه اعضاى اين جامعه علاقۀ زيادى به ايران و ترقى آن دارند. از نشانه هاى اين دلبستگى مى توان به باقى ماندن اكثر اعضاى اين جامعه در كشور عليرغم آزارهاى شديد اشاره كرد، از اين گفت كه دانشجويانى كه در كشور اجازۀ تحصيل نداشته و به ناچار براى تحصيل به خارج از كشور رفته اند بعد از اتمام تحصيلات براى كمك به اعتلاى كشور به ايران بازگشته اند و از تلاشهاى اخير بهائيان شيراز گفت كه براى كودكان نيازمند امكان آموزش فراهم مى كردند، تلاشى كه در ماه مه سال ٢٠٠۶ از جانب حكومت با دستگيرى ۵۴ بهائى شركت كننده در اين طرح پاسخ داده شد.»

خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران (ايرنا) در پوشش خبر كنفرانس مطبوعاتى آقاى الهام گزارش داد كه اين شش بهائى «به دلائل امنيتى و نه اعتقادات مذهبى آنها» بازداشت شده اند. ايرنا همچنين به نقل از آقاى الهام نوشت كه اين افراد به نوعى با «بيگانگان و بخصوص صهيونيستها» ارتباط داشته اند.

خانم دوگال در اشاره به اين موضوع گفت: «اتهام رابطه بهائیان با صهيونيزم يك نوع تحریف وقایع تاریخ است. مركز جهانى جامعۀ بهائى در اسرائيل است چون بهاءالله در نيمۀ قرن هيجدهم ميلادى توسط دو كشور اسلامى ايران و تركيۀ عثمانى به عنوان زندانى به سرزمين مقدس تبعید شد.»

«اتهام صهيونيست بودن، كه طى سى سال گذشته از جانب ايران به بهائيان وارد شده، چيزى جز تلاش حكومت براى برانگيختن دشمنى مردم ايران با بهائيان نيست. اين اتهام تكرار تلاشهاى پرسابقه براى تحريك انزجار مردم از بهائيان به عنوان عوامل نيروهاى خارجى، اعم از روسيه، انگلستان، ايالات متحده - و حالا اسرائيل - است كه همواره بى اساس بوده است.»

«مسأله اصلى، در ارتباط با بهائيان - كه به نداشتن وابستگى حزبى و عدم خشونت متعهد هستند - ايدئولوژى حكومت است كه بر اساس مدارك كاملا مستند مصمم است به طور كامل جلوى توسعه جامعه بهائى را، نه فقط از طريق بازداشت، مزاحمت و زندان بلكه با محروم كردن جوانان آنها از تحصيلات و جلوگيرى از اشتغال افراد اين جامعه، بگيرد.»

خانم دوگال گفت: «ما مى پرسيم که آیا این مسئله امنیت ملی است و یا طرز فکر مذهبی که باعث از بین بردن گورستان بهائیان و خرد کردن استخوانهاى یک جسد تازه به خاک سپرده شده توسط بولدوزر، و یا اذیت و آزار صدها کودک دبستانی توسط مدیران و معلمین مدارس جهت انکار عقاید مذهبیشان، و یا انتشار دهها مقاله ضد بهائی در روزنامه کیهان و سایر رسانه های دولتی شده است؟»

خانم دوگال در عين حال يادآور شد كه در طى اين سالها تعدادى از مقامات دولتى، روحانيون و اعضاى قوۀ قضائيۀ ايران به موضع غير سياسى جامعۀ بهائى و بى اساس بودن اتهامات حكومت بر عليه آنها به طور خصوصى اذعان كرده اند.

وى افزود ايدئولوژى حكومت فعلى ايران بیشتر وابسته به این باور است که بعد از حضرت محمد پیامبر دیگری نخواهد آمد و در نتیجه آئین بهائی این باور را به چالش میطلبد.

«مسأله در اينجا آزادى دين است و ايران يكى از امضاكنندگان پيمان هاى بين المللى است كه حق آزادى عقيده و دين، از جمله حق تغيير دين را به رسميت مى شناسند.»

خانم دوگال گفت: «آنچه حكومت ايران نمى تواند تحمل كند اين است كه مردم ايران به تبليغات دولت کمتر اعتنا مىكنند چون خودشان واقعيات را مى بينند - كه بهائيان ايران كشورشان را دوست دارند، كه در اشتياق به مشاركت در بهبود كشور صميمى هستند، كه صلح طلب و مطيع قانون اند - و اينكه همۀ اين خصائل ريشه در اعتقادات آنها دارد. به همين خاطر همدردى با جامعۀ بهائى در حال افزايش است. دائما افراد بيشترى در همۀ سطوح جامعه به طور خصوصى يا علنى به دفاع از آنها بر مى خيزند، و علاقه و توجه عمومى به آئين بهائى رو به افزايش است.»


اردیبهشت۱۳۸۷
بهائیان اعضای بیت العدل اعظم را انتخاب می کنند

(04.22.08) (03.02.87)

حیفا، اسرائیل- ۲۲ آوریل ۲۰۰۸ - فرآیند انتخاباتی جهانی که در ۱۰۰ هزار شهر و روستا در سراسر جهان آغاز شد با اجتماع نمایندگان در حیفا برای انتخاب هیأت اداری بین المللی دیانت بهائی در ۲۹ آوریل به انجام رسید.

نمایندگان ۱۷۰ ملّت برای انتخاب ۹عضو بیت العدل اعظم که مقّر آن در مرکز جهانی بهائی در شهر حیفا واقع شده ابداع رأی نمودند. این انتخابات هر پنج سال یکبار صورت می گیرد.

ویژگی شاخص انتخابات بهائی در اینست که نه فردی به عنوان نامزد یا کاندیدا در آن فعالیت می کند، و نه مبارزات و گفتگوهای انتخاباتی در مورد انتخاب فرد بخصوصی مطرح میگردد.


اعضای بیت العدل اعظم از چپ به راست عبارتند فرزام ارباب، فرزام ارباب، کایزر بارنز، پیتر کان، هوپر دانبار، فریدون جواهری، پال لمپل، پیمان مهاجر، شهریار رضوی، و گوستاوُ کُرِییا. نمایندگان دهمین کانونشن بین المللی بهائی در حیفا این اعضا را انتخاب کردند. نتایج رأی گیری در تاریخ 30 آوریل اعلام شد.

نمایندگانی که در همایش بین المللی بهائی شرکت میکنند همگی اعضای هیأت های ملّی اداری بهائی از سراسر دنیا می باشند و برای انتخاب ۹ نفری که به نظر آنان برای عضویت مؤسّسۀ عالی دیانتشان شایسته ترین می باشند با آراء مخفیانه رأی می دهند.

بر اساس آثار دیانت بهائی رأی دهندگان باید سعی نمایند تا نفوس مؤمنۀ سلیمۀ فعاله را انتخاب نمایند.

بیت العدل اعظم الهی برای بهائیان بالاترین مرجع دینی می باشد. این مرجع توسعۀ جامعۀ جهانی بهائی را با توجّه به شرایط متغیر دنیا هدایت کرده، تسهیلاتی برای زیارت بهائیان فراهم نموده، سرپرستی اراضی مقدّسۀ بهائی را به عهده داشته و امور مالی جامعۀ بین المللی بهائی را اداره می نماید.

مردان بهائی که سن آنان ۲۱ یا متجاوز از آن باشد واجد شرایط برای انتخاب شدن به عضویت بیت العدل اعظم می باشند. در سایر مؤسّسات محلی، ملّی، بین المللی و قاره ای هم زنان و هم مردان بهائیان می توانند خدمت کنند.

فرآیند انتخابات بیت العدل از سال پیش و زمانی که بهائیان ۱۰۰ هزار منطقه در سراسر دنیا در همایش های منطقه ای جمع شدند تا نمایندگانی را برای شرکت در همایش ملّی خود انتخاب کنند آغاز گشت. محفل روحانی ملّی هر کشوری در چنین گرد همائی هائی انتخاب می شود.

اعضای این شوراهای ملّی به عنوان انتخاب کننده در همایش بین المللی بهائی در سطح جهانی که از ۲۹ آوریل تا ۲ ماه می در حیفا برگزار شد گرد هم آمدند.

همچنان که انتظار می رفت حدود ۱۲۰۰ نماینده در این همایش شرکت نمودند و آن عده از نمایندگان که قادر به شرکت در این همایش نبودند رأی خود را از طریق پست ارسال داشتند.

تأسیس بیت العدل اعظم الهی بر طبق فرمودۀ حضرت بهاءالله، بنیان گذار دیانت بهائی، صورت گرفت.

سخنان جوانان بهائی در باره حقوق بشر خطاب به نمایندگان مجلس در انگلستان

(04.24.08) (05.02.87)

لندن، بریتانیا— ۲۴ آوریل ۲۰۰۸ — در هفته اخیر در ضیافتی در پارلمان کشور انگلستان چهار جوان نظرات خود را در مورد حقوق بشر بیان نمودند.

میزبانان این ضیافت که همه ساله برگزار می شود دوستداران پارلمانی بهائیان هستند که مرکب از کلیه احزاب می باشد. محفل روحانی ملی بهائیان بریتانیادر ضیافت امسال فعالیت های برنامه ریزی شده ای را که به افتخار شصتمین سال اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در دسامبر آینده اجرا خواهند شداعلان نمود.


1-آقای لِمْبیت اُپیک، عضو پارلمان، با چهار سخنران در مهمانی دوستداران پارلمانی بهائیان، که در تاریخ ۲۲ آوریل ۲۰۰۸ (برابر با ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷) برگزار شد، صحبت میکند. از چپ به راست: کالیس تهذیت، ژنا نیکُلاس، لاوینا هسَسینگ، و روت بندا. عکس از اندیشه اسلامبولی.
2-ژنا نیکُلاس، ۱۸ ساله، در مهمانی پارلمانی انگستان سخنرانی میکند. عکس از اندیشه اسلامبولی.

یکی از پیام ها که توسط «روت بندا»، «جنا نیکولاس» و «کالیس تهذیب»، اعضای جامعه بهائی، و دوستشان «لاوینا هساسینگ» ارائه شد حاوی این مطلب بود که اصول حقوق بشر با واقعیت حقوق بشر متفاوت است.

خانم نیکولاس ۱۸ ساله خطاب به ۱۰۰ نفر از حاضرین که شامل اعضای پارلمان و مجلس لرد ها، نمایندگان رسانه ها، جوامع مذهبی، و سازمان های غیر دولتی بودند چنین گفت: «به همان نسبت که آرمان های حقوق بشر متعارف تر می گردند، ما نیز امیدواریم که نسل ما بتواند به نقش خود در تحقق بخشیدن به وعده ای والا و تساوی برای همگان جامه عمل بپوشاند».

ایشان ادامه داد: «من و دوستانم به عنوان شهروندان جوان در آغاز قرن جدید براین امرتفکر نمودیم که ارزش های نهفته دراعلامیه حقوق بشر امروزه برای ما و در دنیائی که بیش از سال ۱۹۴۸ با هم مرطبت است چه مفهومی دارد. به عنوان یک جوان بهائی من توصیف لائیک عقایدی که در دیانتم به آن معتقد هستم را در دو مفهوم کلیدی تساوی حقوق و والائی تشخیص می دهم».

خانم هساسینگ ۲۰ ساله خطاب به میهمانان گفت: «من در زامبیا متولد شدم و در کشور من، و درواقع در سراسرقاره آفریقا، حقوق اجتماعی و اقتصادی برای اعمال حقوق سیاسی و مدنی امری لازم محسوب می شود. شرکت راستین در فرآیند های سیاسی بدون کسب دانش امری بس مشکل می باشد...بسیاری از دختران از حق تحصیل محرومند. در بسیاری از خانواده ها، بخصوص در مناطق روستائی، پدران و مادران تنها امکانات تحصیل فرزندان پسر خودرا فراهم می نمایند در حالیکه دختران خود را برای ازدواج آماده می سازند».

خانم بندا که او نیز ۲۰ سال دارد و با خانم هساسینگ در زامبیا تخصیل نموده چنین گفت:

«از آنجا ما این موقعیت را داشتیم که در مدرسه ای بین المللی که تحصیل برای دختران را ترویج می کند درس بخوانیم امیدواریم که بتوانیم به دیگران نیز یاری کنیم تا درک نمایند که مستحق چه حقوقی هستند».

کالیس تهذیب که تنها ۱۵ سال دارد چنین گفت: «نهایتا سابقه بعضی ممالک در تضمین حقوق برای شهر وندانشان همچنان به نحو تاسف باری نابسنده و ناقص باقی مانده است. این مسئولیت نسل ماست که وعده حقوق بشر را درک کنیم».

در پیام مخصوصی که خطاب به این ضیافت در ۲۲ آوریل فرستاده شده بود، گوردون براون نخست وزیر بریتانیا چنین نوشته بود: «در اینجا می خواهم مراتب احترام و تحسین خود را به حاضران در این ضیافت و جامعه بهائی در سطحی فراتر به خاطر کمک و معاضدت قابل ملاحظه ای که به بهبود زندگی در بریتانیا می کنندابراز نمایم. جامعه بهائی از سنتی طولانی، پر افتخار و بااحترام برخورار است و امروزه بریتانیا از کمک های فراوان این جامعه برخوردار است. دیانت شما حاوی تعهد روشنی برای تلاش درجهت مدارا با مذاهب واحترام برای ادیان دیگر است و این هدفی است که من وبسیاری از جوامع دیگر در سراسر بریتانیادر آن سهیم هستیم. جامعه بهائی باید بخاطر موفقیتش در ترویج جوامع منسجم و همبسته به خود افتخار کند».

گروه دوستداران جامعه بهائی که متشکل از همه احزاب می باشد در سال ۱۹۹۹ بوجود آمد. اعضای پارلمان از هر شاخه سیاسی که باشند می توانند در این گروه عضویت داشته باشند. اعضای گروه پیشنهادات و سئوالاتی را تقدیم پارلمان نموده و در مباحثاتی در مورد مسائل ایران، مصر و حقوق بشر شرکت می کنند. همچنین این اعضا اقداماتی دیگر از قبیل نگارش نامه های خصوصی به وزرا و سفارت ایران را به انجام رسانده اند.

رئیس گروه، لمبیت اوپیک، که یکی از اعضای لیبرال دموکرات پارلمان می باشد به میهمانان اطمینان داد که این گروه همچنان به فعالیت های خود از جانب بهائیان در نواحی مختلف دنیا ادامه خواهد داد.

در عملياتى مشابه دستگيرى هاى مرگبار سالهاى دهۀ ١٩٨٠، شش تن از رهبران جامعۀ بهائى در ايران بازداشت شدند

(05.15.08) (26.02.87)

نيويورک
١۵ می ۲٠٠٨ برابر با ۲۶ اردیبهشت ١۳٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

شش تن از رهبران جامعۀ بهائيان ايران ديروز در عمليات هماهنگ شده اى دستگير و به زندان مشهور اوين منتقل شدند. اين دستگيرى ها به طرز نگران كننده اى يادآور دورۀ مشابهى در سالهاى ١٩٨٠ است كه تعداد كثيرى از رهبران جامعۀ بهائى به طور جمعى بازداشت و مآلاً به قتل رسيدند.


تمامى هفت تن اعضاى گروهی که به امور بهائيان ايران رسیدگی میکنند بازداشت شدند. شش تن از آنها صبح روز ١۴ مه در منازلشان در تهران دستگير شدند. نشسته از چپ به راست، آقاى بهروز توكلى، آقاى سعيد رضائى، و ایستاده، خانم فريبا كمال آبادى، آقاى وحيد تيزفهم، آقاى جمال الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى و خانم مهوش ثابت هستند.

صبح روز چهارشنبه مأمورين امنيتى بعد از ورود به منازل اين شش مرد و زن، كه همگی اعضاى گروهی هستند که در سطح ملّی به حدّ اقلّ امور بهائيان ايران رسیدگی میکند، پس از پنج ساعت تجسّس آنها را به همراه خود بردند.

هفتمين عضو اين گروه همآهنگ كننده در اوائل ماه مارس، بعد از آنكه ظاهراً به بهانۀ ساده اى به وزارت اطّلاعات احضار شده بود، در مشهد بازداشت شد.

خانم بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متّحد، گفت: «ما شديداً به بازداشتهاى خواهران و برادران بهائی خودمان در ايران معترضيم. تنها جرم اين افراد اعتقاد آنها به آئين بهائى است.»

وى افزود: «آنچه اين دستگيرى ها را بيشتر نگران كننده مى كند شباهت آن با بازداشت و ربودن اعضاى دو شوراى ملّى ادارۀ جامعۀ بهائى ايران در سالهاى اوليۀ دهۀ هشتاد است كه به مفقودى يا اعدام ١٧ نفر منجر گردید.»

خانم دوگال اضافه كرد: «حملات به خانه هاى اين بهائيان سرشناس به طور كاملاً همآهنگ انجام شده است و نشان دهندۀ يك تلاش در سطح بالا براى آسیب رساندن دو باره به جامعۀ بهائی ايران و مرعوب ساختن اعضای آن است.»


شهرهائی که در آن رهبران جامعۀ بهائی در ایران دستگیر شدند.

بازداشت شدگان روز گذشته عبارتند از: خانم فريبا كمال آبادى، آقاى جمال الدّين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى، آقاى سعيد رضائى، آقاى بهروز توكلى و آقاى وحيد تيزفهم؛ همه ساكن تهران. خانم كمال آبادى و آقايان توكلى و تيزفهم پيشتر نيز بازداشت و پس از گذراندن دوره هائى از پنج روز تا چهار ماه آزاد شده بودند.

خانم مهوش ثابت، عضو بازداشت شده در پنجم ماه مارس در مشهد، نيز ساكن تهران است. خانم ثابت، در مشهد برای پاسخگوئى به سؤالاتى در بارۀ دفن يك فرد در گورستان بهائيان شهر به وزارت اطّلاعات احضار شده بود.

در ٢١ اوت سال١٩٨٠ همۀ نه نفر اعضاى محفل روحانى ملّى بهائيان ايران ربوده شدند و بعداً هم نشانى از آنها پيدا نشد. مطمئناً همگى آنها به قتل رسيده اند.

بلافاصله محفل روحانى ملّى بهائيان ايران مجدّدا تشكيل شد اما اين محفل نيز با اعدام هشت عضو آن در بیست و هفتم دسامبر سال ١٩٨١ دوباره متلاشى گرديد.

تعدادى از اعضاى شوراهاى محلى بهائى، معروف به محافل محلى بهائى، نيز در سالهاى نخستين دهۀ ١٩٨٠ بازداشت و اعدام شدند، تا اينكه بالاخره فريادهاى اعتراض بين المللى حكومت ايران را مجبور كرد از سرعت اعدام بهائيان بكاهد. از سال ١٩٧٩ بيش از دويست بهائى در ايران كشته يا اعدام شده اند هرچند از سال ١٩٩٨ به بعد كسى به اين عنوان اعدام نشده است.

در سال ١٩٨۳ حكومت ايران همۀ مؤسّسات رسمى ادارى بهائى را غيرقانونى اعلام كرد و به دنبال آن جامعۀ بهائى ايران محفل روحانى ملّى را كه نهادى منتخب جامعه است به همراه قريب به چهارصد شوراى منتخب محلى تعطيل كرد و بهائیان در سراسر ایران تقریباً تمام فعالیتهای تشکیلاتی خود را متوقف کردند.

گروه غيررسمى ملى، معروف به ياران، كه جمع دستگير شدگان ديروز و ماه مارس تنها اعضاى آن هستند، بعداً با اطّلاع مقامات دولتی براى رسيدگى به نيازهاى گوناگون جامعۀ سيصد هزار نفرۀ بهائيان ايران، كه بزرگترين اقليت مذهبى در كشور است، تشكيل گرديد.

برنامۀ الهام گرفته شده از دیانت بهائی در جلسۀ سازمان ملل توجه ها را جلب نمود

(05.19.08) (30.02.87)

سازمان ملل متّحد - ۱۹ می ۲۰۰۸ – برنامه ای ملهم از دیانت بهائی که صدها نفر را در هوندوراس و کلمبیا برای مشارکت در توسعۀ روستایی آموزش داده است، به عنوان مدلی برای توسعۀ مداوم، این هفته در یک جلسه ی اصلی سازمان ملل برجسته شد.

این برنامه که به عنوان SAT – مختصرشدۀ عبارت Sistema de Aprendizaje Tutoria به معنی سیستم یادگیری خصوصی - شناخته شده است، در یک کارگاه سه ساعته طی شانزدهمین جلسۀ کمیسیون سازمان ملل در راستای توسعۀ پایدار که از پنجم تا شانزده ام می در مرکز کاری سازمان ملل در نیویورک برگزار گردید، ارائه شد.

جامعۀ جهانی بهائی دو همایش دیگر را نیز در جلسۀ امسال کمیسیون حمایت کرد – گروه مذاکره ای بر موضوع «ابعاد اخلاقی تغییر اقلیمی: دلالت هایی برای توسعۀ روستایی و کشاورزی آفریقا» و دیگری تحت عنوان «توسعۀ پایدار بدون زنان روستایی؟»


خانم اِرین مُرفی-گرام، استاد دانشگاه کالیفرنیا در شهر بِرکْلی، در مورد پروژۀ SAT از طرف سازمان ملل سخنرانی کرد.

طاهره نیلر، نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل اظهار نمود که نوزده بهائی از نه کشور به عنوان شرکت کنندگان مدنی–اجتماعی، در کمیسیون امسال شرکت داشتند.

او ادامه داد: «درمقابل پشت صحنۀ بحران های غذا و تغییر اقلیمی، کمیسیون امسال یک خط مشی کلیدی برای نمایندگان بهائی فراهم آورد تا بر اهمیّت کشاورزی در استراتژی توسعۀ جهانی خود تاًکید کنیم».


برنامۀ SAT

کارگاه SAT با عنوان «مدلی برای قابلیت سازی توسعۀ پایدار روستایی SAT، بخشی از برنامۀ «مرکز یادگیری» کمیسیون بود و بحثی گسترده از اصول روحانی و اخلاقی را نمایان ساخت که این ابتکار را تقویت نمود.

ارین مورفی گراهام، عضوی از اساتید آموزش و پرورش در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی گفت: «این واقعاً در بارۀ تخفیف فقر نیست. توسعه در بارۀ ایجاد قابلیت های بشری است».


در تاریخ ۵ می ۲۰۰۸ (۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷)، در شهر نیویورک، جامعۀ بینالمللی بهائی مناظرهای دربارۀ تغیرات آب و هوا و تأثیرات آن در کشاورزیِ قارۀ آفریقا تشکیل داد. شرکتکنندگان از چپ به راست: دُوایْت اَلِن از دانشگاه اُلد دُمینیون، استیون کانِر از مؤسسۀ تحقیقات بینالمللی برای جامعه و امور جوّی در دانشگاه کلمبیا، بانی دوگال از جامعۀ بینالمللی بهائی، مادِسْت جاناتان مِرو از نمایندگی تانزانیا در سازمان ملل، و دان براون از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا.

دکتر مورفی گراهام، یک بهائی که تأثیرات SAT را در هوندوراس بررسی می کند، خصوصاً در اصطلاحات تواندهی زنان، بیان نمود که برنامه در ابتدا توسعۀ قابلیت های تصمیم گیری فرد و گروه را دنبال می کند با ارائۀ این ایده که دگرگونی فردی باید با دگرگونی اجتماعی همراه باشد.

او گفت:«ما اینطور نمی بینیم که این دو فرایند قابل انفکاک باشند».

باری اسمیت، یکی از مؤسّسین انجمن بیان، سازمانی غیردولتی و الهام یافته از دیانت بهائی در هوندوراس که استفادۀ گسترده ای از برنامۀ SAT در هوندوراس نموده است، گفت که این اقدام متفاوت از ابتکارهای دیگری است که نگرش افراد، مهارت ها، بینش ها و دانش را گسترش می دهد و شرکت کنندگان را از طریق نشان دادن آنچه برای پیشرفت شرایط خودشان لازم است، قدرتمند می سازد.

دکتر اسمیت گفت: «برخی اوقات مجموعۀ ذهنی وابسته ای وجود دارد که تحت آن افراد حس نمایندگی ندارند.» اما با این برنامه، نوعی «بازفکری در باره ی مفروضات اساسی مربوط به ماهیت توسعه و پیشقدمان آن» وجود دارد.

برنامۀ SAT توسط مؤسسۀ خصوصی آموزشی فوندایک در کالی، کلمبیا ایجاد گردیده بود.

تغییر اقلیمی

مذاکرۀ این هیئت بر بُعد اخلاقی تغییر اقلیمی و بر تأثیری که احتمالاً گرم شدن جهانی بر توسعۀ کشاورزی و روستایی آفریقا دارد تمرکز نمود و اینکه چطور درک ابعاد اخلاقی تغییر اقلیمی برای اداره کردن بحران هایی که قبلاً گفته شد، اضطراری است.

دویت آلن، متخصّص در به سازی تعلیم و تربیت در دانشگاه الد دومینیون در نورفولک، ویرجینا گفت: «ما برای واقعیت وابستگی متقابلمان به آموزش نیاز داریم».

دکتر آلن که یک بهائی است، گفت: «ما به آلاتی نیاز داریم تا مسائل را از لحاظ اخلاقی حل کنیم. تعلیم و تربیت می تواند برخی از چنین ابزاری را فراهم نماید».

او همچنین این موضوع را مورد ملاحظه قرار می دهد که در تلاش برای ادارۀ چالش های تغییر اقلیمی، زنان و جوانان منابع بهره برداری نشده ای هستند.

زنان روستایی

مذاکرۀ مربوط به توسعۀ پایدار و زنان روستایی که توسط جامعۀ جهانی بهائی حمایت شد، بر اساس سازمان کشاورزی و غذائی سازمان ملل، این حقیقت را برجسته ساخت که زنان مسئول تولید نیمی از غذای جهان هستند، و در کشورهای در حال توسعه، بین ۶۰ تا ۸۰ درصد تولید غذا را به عهده دارند.

ژانت گورانگ، کارشناس در جنگلبانی و پیشرفت زنان توسط سازماندهی زنان برای تغییر در کشاورزی و مدیرمت منابع طبیعی، گفت: «ما باید با این حقیقت که چهرۀ کشاورز، زن است کنار بیائیم».

دکتر گورانگ گفت که سرمایه گذاری کشاورزی و مؤسّسات مدیریت باید بیشتر نسبت به زنان پاسخگو باشند و زنان خودشان باید حقوق خود را فرا گیرند و خدمات و یاری هایی را که نیازمندند درخواست کنند.


فروردین ۱۳۸۷
بررسی «ارتباط بین نژاد پرستی و کشتار جمعی» دریک گِردهمآئی

(04.07.08) (19.01.87)

نیویورک، ایالات متحده آمریکا، ارتباط بین نژاد پرستی و کشتار جمعی، مرکز توجه مناظره ای بود که جامعۀ جهانی بهائی حمایت از آن را در روز جهانی رفع اختلافات نژادی به عهده داشت.

پیام اخوان، استادیار حقوق دانشگاه مک گیل، که نمایندگی جامعه بهائی را به عهده داشت گفت:«نسل کشی یک فاجعه طبیعی نیست، بلکه مصیبتی است ساختۀ بشر، ابزاری که رهبران ستمکار از طریق آن و به قیمت جانِ میلیونها نفر قدرت را تجربه می کنند».


آقای مارک وایتْزمَن (از مرکز سایمُن وایزِنْتال) و خانم ئیوت روگاساگوهونْگا (یکی از باقیمانده های قتل عامِ رواندا در سال ١٩٩٤) دو نفر از ٩ سخنرانی بودند که دربارۀ موضوع «ترک تعصبات نژادی: جلوگیری از قساوت» صحبت کردند. دو سفیر از سازمان ملل و نمایندگان دفتر حقوق بشر سازمان ملل نیز سخنرانی کردند.

پرفسور اخوان و هشت سخنران دیگر در روز ۲۷ مارس ۲۰۰۸ در چرچ سنتر، در ساختمان مرکزی سازمان ملل متحد در نیویورک، در یک گِردهمآئی با عنوان «نابودی نژاد پرستی: پیشگیری از کشتار جمعی» سخنانی ایراد کردند.

کِرِگ ماک هایبِر، از دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد در نیویورک، ارزیابی ناراحت کننده ای ارائه داد: «مبارزه بر ضد نژادپرستی، متأسفانه برخلاف آنچه دردهۀ قبل شاهد آن بودیم، پیشرفتی نداشته است».

او همچنین گفت نژادپرستی یک پدیدۀ جهانی است، و چون هیچ مجازاتی برای کسانی که این کشتارها تحت نفوذ آنها انجام می گیرد درنظر گرفته نشده است، روز به روز بدتر می شود. مفهوم «آن دگر» (the Other) چیزی است که نژادپرستی را جاودانه می سازد.

آقای ماک هایبِر گفت نژادپرستی نتیجۀ «ما» به علاوۀ «آن دگر» است که به ساختار نامتعادل قدرت اضافه شده و تنفری است که توسطِ سیاستمداران و رسانه های خبری تحریک شده است.

اوگفت :«امروز غلبه بر این الگو هستۀ مرکزی مبارزه برعلیهِ نژادپرستی است».


آقای پیام اخوان از دانشگاه مکگیل اظهار داشت که گاهی دولتها از روبرو شدن با قساوت بر علیه تودۀ مردم اجتناب میکنند.

نماینده هلند در سازمان ملل متحد، پی یِت دِ کلرک، با پذیرش این نکته که نژادپرستی به شکلهای مختلف وجود دارد گفت که ارتباط دادن نژادپرستی و کشتار جمعی «بسیار به جا» است.

وی افزود که ما با اشاره به افراد به عنوان نمایندگان گروههای شخصی راه را برای کشتار جمعی هموار می سازیم.

ریموند اُ ولف، نمایندۀ جامائیکا در سازمان ملل، ایوِت روگاساگوهونگا، یکی از بازماندگان کشتار سال ۱۹۹۴ رُواندا، و مارک وایتزمن، از مرکز سایمون وایزنتال از جمله دیگر سخنرانان این مجمع بودند که توسط طاهره نِی لِر نمایندۀ جامعه بهائی در سازمان ملل اداره می شد.

پروفسور اخوان تأکید کرد که نسل کشی از بعضی زوایا قابل پیش بینی و در نتیجه قابل پیشگیری است.

ایشان اضافه کرد: «جریانی مداوم از بدگمانی به بشریت و لاقیدی وجود دارد که در نهایت به نسل کشی منجر می شود».

وی ادامه داد: «دولت ها اغلب نسل کشی را ندیده می گیرند. هیچ یک از کشورهای عضو سازمان ملل بدون درنظر گرفتنِ منافع ملی، نیرویی بر علیه این جریان اعزام نمی کند. ما باید به این تفکر که ‘ملکۀ نجات’ بزودی خواهد رسید خاتمه دهیم، چون او نخواهند آمد».

ولی او معتقد است که کامیابی هائی نیز وجود دارد.

او یادآور می شود که درمقدونیه نیروهایِ حافظِ صلحِ سازمان ملل، جانِ افراد زیادی را در مناقشه بین آلبانیها و اسلاوها حفظ کردند.

و در افریقا، طرحِ «آموزش رهبری بروندی»، مذاکراتی را بین نیروهای متخاصم به مرحله اجرا درآورد. پروفسور اخوان می گوید: «این اقدامِ ساده، ولی به موقع، شاید از کشتارجمعی در بروندی جلوگیری کرده باشد».

او متذکر می شود که اجرای عدالت درمورد عاملان این بیرحمی ها امری است حیاتی، زیرا معافیت از مجازات نشانگر به هدف رسیدن مجرم است.

حکایت یک بازمانده

ایوِت روگاساگوهونگا که اکنون به عنوان یک تحلیل گر سرمایه گذاری بانکی در نیویورک مشغول به کار است گفت که چگونه در چهارده سالگی در رواندا شاهد کشته شدن برادر بزرگ خود توسط گروهی از مردان تبر بدست بود.

او که از قبیلۀ «توتسی» بود، خود را به عنوان یک «هوتو» جا زد و در محدودۀ دشمن پناه گرفت.

او زندگی با یکی از افراد آنجا را اینطور توصیف می کند: «....او هرشب، آغشته به خون توتسی هائی که درطول روز کشته بود به خانه می آمد ولی با من مهربان بود چون فکر نمی کرد که من یکی از آنها باشم...او اگر می دانست که من هم «توتسی» هستم هرگز با من این رفتار را نداشت».

اعلامیه «دوربان»

آقای ماک هایبِر از دفتر حقوق بشر سازمان ملل گفت که اعلامیه دوربان از کنفرانس جهانی ضد نژادپرستی در سال ۲۰۰۱ از «به یاد آوردن جنایات گذشته و حقیقت گوئی تاریخی» به عنوان یک نیاز یاد کرده است.

سفیر هلند، آقای دِ کلرک گفت که دولت او در جهت رسیدن به اهداف متعددی از اعلامیه دوربان، اقداماتی را در نظر گرفته است. از جمله این اقدامات ایجاد یک «کمیسیون رفتار یکسان»، یک عملکرد ملی و تلاشهائی دیگر در جهت ایجاد ساختارهائی پایه ای برای مبارزه با نژادپرستی در تمام سطوح اجتماعی در این کشور و نیز در سطح بین المللی می باشد.

او همچنین به «آژانس حقوق اساسی»، به «شورای اروپا» و به فعالیتهای «دادگاه جنائی بین المللی» در هاگ و همچنین به جنبش R2P مسئولیت حمایت اشاره کرد که حرکت هائی را جهت پیشگیری از تبعیض نژادی ایجاد می کند.

وبه اختصار...

آقای وایتزمن ازمرکز سایمون واینزنتال سخنانی دربارۀ آنچه که او «تروریسم دیجیتالی» می خواند ارائه نمود، یعنی بازیهای کامپیوتری با مقاصد نفرت طلبانه و گرافیک وحشیانه. او گفت «ترکیب تکنولوژی و ترور بزرگترین خطری است که جهان امروز با آن مواجه است».

ریموند ولف، نماینده جامائیکا در سازمان ملل اعلام کرد که ۸۰۰۰۰ دلار توسط ۱۷ کشور اهداء شده که بنای یادبودی به یاد قربانیان برده داری، درمقّر سازمان ملل برپا گردد. این بنا به تقدیر از این قربانیان و نیز به عنوان یادآوری این فاجعه به کار گرفته میشود.

این مجمع، روز ۲۱ مارس را به عنوان روز جهانی «رفع تبعیض نژادی» انتخاب کرد. همچنین ۲۵ مارس را به روز جهانی یادآوری قربانیان برده داری و تجارت بردگی اعلام کرد. این گِردهمآئی بخشی از سسلسله گفتگوهای حقوق بشر در شصتمین سالگرد اعلامیۀ حقوق بشر بود.

این گِردهمآئی با حمایت کمیتۀ رفع تبعیض نژادی تحت نظر کمیتۀ سازمانهای غیردولتی (NGO) حقوق بشرِ سازمان ملل با همکاری نمایندگان هلند و جامائیکا و دفتر نیویورک کمیساریای عالی حقوق بشرتشکیل شده بود.

و علاوه بر جامعه جهانی بهائی، انجمن روانشناسی امریکا، آژانس «کلیسای برادران صلح روی کرۀ زمین»، «فرانسیسکن بین المللی»، فدراسیون بین المللی اسکان و همجواری، انجمن بین المللی مطالعات فشارهای عصبی، اتحادیۀ جهانی علوم انسان شناسی و نژادشناسی، انجمن مطالعات روانشناسی مشکلات اجتماعی، و شورای جهانی زنان، این گِردهمآئی را حمایت کرده بودند.


اسفند ۱۳۸۶
نقض آشکار حقوق بشر در پيش نويس يک لايحه قانونى در ايران

(02.22.08) (03.12.86)

نيويورک
۲۲ فوريه ۲۰۰۸ برابر با ۳ اسفند ۱۳۸۶
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

مجلس ايران لايحه اى را تحت بررسى دارد که مواردى از نقض جدى حقوق بشر را نهادينه خواهد کرد، مواردى که نه تنها بهائيان، بلکه ديگران را حتى در بيرون از کشور در معرض خطر قرار خواهد داد.

بيشترين نگرانى، مربوط به بخشى از اين قانون است که برای کسى که از اسلام به ديانت ديگرى گرايش پيدا کند مجازات مرگ تعيين میکند. اين تعبير نه فقط بهائيان بلکه يهوديان و مسيحيان و غیره را نيز شامل مى شود.

بانى دوگال، نماينده اصلى جامعه بين المللى بهائى در سازمان ملل متحد، گفت: «لايحه پيشنهادى برخلاف تمام موازين و ضوابط حقوق بشر و پيمان هائى است که ايران نيز آنها را پذيرفته است.»


در مبحث پنجم از قانون پيشنهادی مجازات اسلامی ايران بیان شده که مجازات ارتداد – مسلمانی که به طور صريح اظهار واعلان کند كه از دين اسلام خارج شده– قتل است.

«لازم است جامعه بين المللى اکنون، تا فرصت باقی است و قبل از آن كه اين پيش نويس به قانون ايران تبديل گردد، به آن اعتراض کند.»

قانون پيشنهادى در عين حال دامنه اختيارات حکومت را در آنچه اخلال در امنيت ملى مى خواند به بيرون از کشور بسط مى دهد و به اعمال تبعيض هائى که در حال حاضر به طور گسترده بر عليه بهائيان و ديگران صورت مى گيرد جنبه قانونى مى دهد. اين قانون تعريفى چنان مبهم از بعضى جرائم «مذهبى» و غير آن ارائه مى کند که مى تواند تقريبا هر گروهى را که مورد تاييد حکومت نباشد در معرض اتهام قرار دهد.

خانم دوگال گفت: «اگر اين قانون تصويب شود، به حکومت و روحانيون اجازه خواهد داد تا با برخوردارى ازمصونيت قضائى، شهروندان ايران را به صرف اعتقادات مذهبى آنها تحت پيگرد قرار دهند. این کار اهانتی است نه تنها به مردم ايران بلکه به تمام مدافعان اصول حقوق بشر در جهان.»

به گفته خانم دوگال، بخش تازۀ اين لايحه در باره تغيير دين–به عنوان ارتداد– بخصوص بسيار شدید است، بدين معنى که نحوه نگارش آن مجازات اعدام را براى هرکس که از اسلام به ديانت ديگرى رو بياورد و بلافاصله توبه نکند الزام آور مى کند.

«در متن پيشنهادى کلمه 'حد' آمده، بمعنای آنکه اعدام، مجازات قطعى تعيين شده براى اين جرم است و قابل تغيير، تبديل و يا نقض نيست.» به گفته خانم دوگال: «در گذشته احکام اعدام در مورد ارتداد صادر و البته اجرا هم شده بود، اما هرگز در متن قانون نوشته نشده بود.»

خانم دوگال گفت: «بر اساس اين قانون، پيروان هر دينى غیر از اسلام که در موقع انعقاد نطفه شان يکى از والدين آنها مسلمان بوده، مرتد شناخته میشوند. در نتيجه اگر، به عنوان مثال، فرزند يک مسلمان و يک مسيحى ديانت مسيحى را اختيار کند بر اساس مفاد اين قانون مرتد و مجازات او اعدام است.»

بخش نگران کننده ديگرى از اين لايحه قوانين 'امنيت' کشور را به بيرون از ايران تعميم داده و کسانى را که در خارج از کشور هستند در برابر حکومت آسيب پذير مى کند.

«ظاهراً ايران تنها به تعقيب کسانى که آنها را مخالف مى شناسد در داخل کشور راضى نيست.» به گفته خانم دوگال بر اساس ماده ۱۱۲ قانون پيشنهادى «اقدام عليه حکومت، استقلال، امنيت داخلى و خارجى و تماميت ارضى کشور جمهورى اسلامى ايران» از مصاديق جرم محسوب میشود.»

خانم دوگال افزود: «از آنجا که مفهوم 'امنيت' در قانون تعريف نشده، هر اقدامى را مىتوان به عملى بر عليه آن تعبير کرد. در واقع تا به حال بسيارى از بهائيان در ايران به اتهام کاذب فعاليت عليه امنيت کشور متهم شده اند.»

«اگر اين قانون جديد کيفرى به تصويب برسد ايرانيان بهائى –و ديگران– در سراسر عالم به خاطر فعاليت هائى که مغاير با امنيت ايران تلقى شود در معرض اتهام قرار مى گيرند.»

به گفته خانم دوگال ابهام اين قانون در تعريف «توهين به مقدسات» و جرائم ديگر نيز مجوزى براى حکومت خواهد بود که بر عليه هر گروهى که مورد تأييدش نيست وارد عمل شود. «اين قانون شامل مادّه هایى است که به آنها به عنوان جرائم ذکر نشده و یا 'مفسد فى الارض' اشاره شده.»

خانم دوگال گفت: «اين قانون براى کسانى که 'سب النبى' کرده باشند مجازات اعدام تعيين کرده است. اينگونه ملاحظات در قانون بسيارى از گروه ها از جمله بهائيان را در موقعيتى بسيار آسيب پذير قرار مى دهد چون 'سب' يا توهين به پيامبر، خصوصاً وقتى اعتقادات مذهبى مطرح باشد، مى تواند به هر مفهومى اطلاق شود.»

در تحول ديگرى در همين زمينه ریاست اتحاديه اروپا اخيراً «نگرانى جدى» خود را از «وضعيت رو به وخامت» جامعه بهائى در ايران ابراز کرد.

ریاست اتحاديه اروپا در بیانیهای بتاریخ ۷ فوریه ۲۰۰۸بیان داشت که «اتحاديه اروپا نگرانى عميق خود را از وخيمتر شدن وضعيت اقليتهاى قومى و دينى در ايران و بخصوص وضعيت بهائيان ابراز مى کند.»

«اتحاديه اروپا نگران تبعيض و آزار مداوم و برنامه ريزى شده علیه بهائيان در ايران از جمله اخراج دانشجويان و محصلين دبيرستانى، محدوديت اشتغال و تبليغات ضد بهائى در رسانه هاى ايران است.»


بهمن ۱۳۸۶
سازمان عفو بین الملل و وزارت امور خارجۀ ایالات متحده، خواستار آزادی زندانیان بهائی در ایران شدند

(01.29.08) (09.11.86)

ژنو
٢٩ ژانویه ٢٠٠٨ برابر با ٩ بهمن ١٣٨٦
(سرويس خبرى جامعۀ جهانى بهائى)

با توجّه به درخواست اخیر وزارت امورخارجۀ ایالات متحده از دولت ایران مبنی بر لزوم آزادی زندانیان بهائی، سازمان عفو بین الملل، از طرف زندانیان، تقاضا نمود «اقدامی سریع و مبرم» برای آزادیشان بعمل آورند.
نوامبر سال گذشته سه نفر بهائی در ایران، در شهر شیراز، بازداشت شدند، و صرفاً در ارتباط با باورهای خود و عمل به اعتقادات آئین بهائی، دوران محکومیت چهارسالۀ خود را در زندان بسر میبرند.

آقای شان مَک کُرمِک، سخنگوی وزارت امور خارجۀ آمریکا، در تاریخ ٢٣ ژانویه ٢٠٠٨ اظهار داشت: «ما، با فوریت، از رژیم ایران میخواهیم که به آزادی افرادی که بدون طی مراحل قانونی و غیر عادلانه بازداشت شده اند، ازجمله سه جوان معلم بهائی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شیراز بسر میبرند، اقدام نماید.»


هاله روحی جهرمی

سازمان عفو بین الملل درخواست خود را در تاریخ ٢٥ ژانویه صادرکرد. در این درخواست از فعالان حقوق بشر در سراسر عالم تقاضا شده است که از طرف زندانیان بهائی مستقیماً با مقامات رسمی دولت ایران تماسِ کتبی حاصل نمایند، دلیل توقیف این افراد را جویا شوند و از آنان بخواهند که زندانیان را مورد شکنجه و بدرفتاری قرار ندهند.

درخواست سازمان عفو بین الملل که در تاریخ ٢٥ ژانونه ٢٠٠٨ در سایت انیترنتیِ آن سازمان منعکس شده بیان میکند: «از ١٩ نوامبر سال ٢٠٠٧ میلادی تا به حال، هاله روحی جهرمی، رها ثابت سروستانی و ساسان تقوا، که هر سه بهائی اند، توسط وزارت اطلاعات در شیراز توقیف شده و در بازداشت بسر میبرند.»

سازمان عفو بین الملل به مدافعین حقوق بشر توصیه میکند که «درخواست خود را به سریعترین وجهِ ممکن به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی یا به زبان بومی خود ارسال دارند و در آن قید نمایند که، چنانچه آنان به دلیلِ اعتقادشان به آئین بهائی توقیف شده باشند، سازمان عفو بین الملل آنان را به عنوان زندانی وجدان به شمار میآورد... و اگر دولت ایران قصد ندارد آنان را به جرمی واقعی و معتبر محکوم کند و یا فوراً برایشان محاکمهای عادلانه تشکیل دهد، برای آزادی آنان اقدام کند» و «از مقامات بخواهند که زندانیان را مورد بدرفتاری و شکنجه قرار ندهند...»

متن درخواست سازمان عفو بین الملل ماجرای آن سه زندانی را چنین بازگو میکند که آنان سه نفر از ٥٤ نفر بهائی بودند که همگی در ماه می ٢٠٠٦ میلادی به علّت شرکت در امر آموزش کودکانِ تهیدست و محروم از مزایای اقتصادی و اجتماعی در شیراز بازداشت شدند.


ساسان تقوا

تعداد کثیری از آن ٥٤ بهائی پس از چند روز آزاد شدند، درحالیکه خانم روحی، خانم ثابت و آقای تقوا برای حدود یک ماه بازداشت بودند. سپس، در ماه آگوست ٢٠٠٧ میلادی از طرف یکی از دادگاههای محلی به ٥٣ نفر از دستگیرشده گان اطلاع داده شد که آنان به «جرائم مربوط به امنیت ملی» متهم شده اند.

علاوه براین، خانم روحی، خانم ثابت و آقای تقوا به چهار سال زندان محکوم شدند، اگرچه به قید وثیقه درخارج از زندان بسر میبردند. سپس در ١٩ نوامبر ٢٠٠٧ میلادی با تلفن به آنان گفته شد که برای پس گرفتن اشیائی که در ماه می ٢٠٠٦ ضبط شده بود به دفتر وزارت اطلاعات درشیراز مراجعه کنند. ولی درعوض به زندان منتقل شدند.

جزئیات بیشتر

در متن درخواست گفته شده: «هنگامی که آن سه نفر به منزل مراجعت ننمودند، خانواده هایشان، که آنان را تا محل زندان همراهی کرده بودند، پاسخهای ضد و نقیضی از مقامات اطلاعاتی دریافت کردند. در ابتدا، مقامات دولتی سعی کردند ادعا کنند که آن سه نفر اصلاً وارد ساختمان نشده اند، با اینکه خانواده هایشان دیده بودند که آنها وارد ساختمان شده اند. بالأخره به آنان اطلاع داده شد که آن سه نفر در دفتر وزارت اطلاعات در شیراز بازدداشت شده اند.»

سن زندانیان در متن درخواست چنین ذکر شده: خانم روحی ٢٩ ساله، خانم ثابت ٣٣ ساله و آقای تقوا ٣٢ ساله.

طبق سایت اینترنتی سازمان عفو بین الملل، درخواستِ اقدام سریع و مبرم از طرف این سازمان به شبکه ای که حاوی بیش از ١٠٠,٠٠٠ فعال حقوق بشر در٧٠ کشور است، مخابره میشود.

دیان علائی، نمایندۀ جامعۀ بین المللی بهائیان در سازمان ملل متحد در ژنو اظهار داشت که این دفتر عمیقاً نگران آسایش و رفاه این سه زندانی بهائی است.

وی گفت: «ما امیدواریم که درخواستِ اقدامِ سریع و مبرمِ سازمان عفو بین الملل، به عنوان اخطاری از جانب مدافعین حقوق بشر در سراسر دنیا، به بازداشتِ غیرعادلانۀ این زندانیان پایان دهد.»

خانم علائی اظهار داشت که درخواست سازمان عفو بین الملل از این نظر بسیار به موقع است که پای آقای تقوا، در اثر سانحۀ اتومبیل، پیش از زندانی شدن ایشان صدمه دیده است و نیاز به معالجۀ پزشکی دارد.

خانم علائی اضافه کرد: «صدمۀ وارده بر پای ایشان شدیداً جدی و توأم با درد بسیار است. و حال معلوم شده که آقای تقوا، برای برداشتن گیرۀ فلزی که قبلا ً در پای ایشان نصب کرده اند، نیاز به جراحی دارد.»

خانم علائی اشاره کرد که اتهامات علیه این سه نفر ربطی به مسائل مربوط به امنیت ملی ندارد، و تماماً ناشی از اتهاماتی است که دادگاه، تحت عنوانِ مبادرت به «تبلیغ غیرمستقیم» آئین بهائی، به آنها وارد کرده است.
خانم علائی گفت: «درحقیقت این سه نفر، با استفاده از برنامه ای آموزشی که تأکید بر خصائل اخلاقی دارد، در امر کمک و مساعدت به کودکان تهیدست و محروم از مزایای اقتصادی و اجتماعی در شهرشان فعالیت میکردند.»

«اینکه دولت چنین فعالیتی را نوعی تهدید بداند حیرت انگیز است - واینکه اقدام به چنین فعالیتی منجر به محکومیت به زندان درازمدت بشود، کاملا ً بیجا و باورنکردنی است.»

خانم علائی گفت: «شکی نیست که این سه نفر زندانی وجدانند، و صرفاً به دلیلِ اعتقاد و عمل به شعائر آئین بهائی زندانی شده اند به این دلیل که بعضی از همکارانشان که در ماه می ٢٠٠٦ دستگیر شدند، بهائی نبودند و آن افراد طی یک روز آزاد شدند و هرگز مورد اتهام قرار نگرفتند.»

بیانیۀ وزارت امور خارجۀ ایالات متحده همچنین «مرگ مظنون» ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی کُرد ایرانی را که در تاریخ ٦ ژانویه توسط وزارت اطلاعات توقیف شده بود، مورد توجّه قرار داد. آقای مَک کُرمِک اظهار داشت: «ما از مقامات ایرانی میخواهیم که در این مورد، تحقیقات کاملی به عمل آورند.» ایشان همچنین از تداوم توقیف سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر اظهار نگرانی کرد.

متن درخواست سازمان عفو بین المللی را میتوانید در این سایت بخوانید:

http://www.amnesty.org/en/report/info/MDE13/017/2008

بیانیۀ وزارت امور خارجۀ ایالات متحده را میتوانید در این سایت بخوانید:

http://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2008/jan/99632.htm

ترفندِ جدید برای جلوگیری از ورود بهائیان به دانشگاه های ایران

(01.31.08) (11.11.86)

ژنو
٣١ ژانویه ٢٠٠٨ برابر با ١١ بهمن ١٣٨۶
(سرويس خبرى جامعه جهانى بهائى)

هرسال بیش از یک میلیون دانشجو در کنکور دانشگاههای ایران شرکت میکنند. بنابراین، هنگامیکه آقای هلاکو رحمانیان مطّلع شد که در کنکور، بین یک میلیون نفر رتبه ۷۶ از صدر دانشجویان را احراز کرده، بینهایت خوشنود گشت.


اخیراً، این دانشجوی ١٨ ساله از تهران در یکی از بلاگها چنین نوشت: « خوشحال شدم ، چون می دانستم که این رتبه بسیار خوب است و می توانم با این رتبه در هر رشـته و در هر دانشگاهی که می خواهم ، پذیرفته شوم.»

ولی هولاکو از این متعجّب بود که چرا تا ماه دسامبر هنوز در هیچ جائی پذیرفته نشدهاست. به همین دلیل به سازمان سنجش آموزش کشور، که مسئول اداره و مدیریت کنکور است، تلفن زد و با یکی از مقامات عالیرتبۀ آن سازمان صحبت کرد.

آن مقام عالیرتبه نیز از این مسأله متعجّب و متحیّر شد، تا زمانیکه آقای رحمانیان اظهار کرد که او بهائی است. آقای رحمانیان مینویسد: «يكباره، بعد از گفتن كلمه "بهائی" ايشان تلفن را قطع كردند و مكالمه قطع شد.»
او چندی بعد نامهای از سازمان سنجش آموزش کشور دریافت نمود.

در آن نامه گفته شد: «احتراماً، در پاسخ به درخواست شما مبنی بر صدور گواهی رتبه سال ١٣٨۶، به استحضار میرساند، به جهت نقص مدارک صدور گواهی ممکن نمیباشد.»

این داستان یکی از چندین داستانهای مشابه در ماههای اخیر در ایران است که جدیدترین شیوۀ دولت ایران را، در طول عملیات درازمدتاش برای مسدود کردن آموزش عالیِ دانشجویان بهائی، نمایان میسازد: یعنی ادعای دولت مبنی براینکه به اینکه پروندۀ بهائیان به گونهای «نقص» دارد.

تا به حال حدود ٨٠٠ دانشجو از بیش از ١٠٠٠ دانشجوی بهائی که در کنکور ژوئن ٢٠٠٧ شرکت کردند و امتحان را طبق مقرراتِ درست گذراندند، اطلاعیه دریافت کردهاندکه پروندۀ آنها «ناقص» محسوب شده و به این ترتیب از ورود آنان به دانشگاه جلوگیری بعمل آمده است.

دیان علائی، نماینده جامعۀ بینالمللی بهائی در سازمان ملل در ژنو، میگوید: «ارقامِ اخیر نشان میدهد که دولت ایران، علیرغم انکارِ ممنوعیتِ دانشجویان از آموزش عالی، عملیات جلوگیری از ورود بهائیان به دانشگاه را ادامه میدهد.»

خانم علائی میگوید: «خطمشیِ جدید دولت ایران که بر اساس آن ادعا میکند پروندۀ دانشجویان بهائی به نحوی "ناقص" است، نیرنگ دیگری است که نشان دهد حقوق بشر را محترم میشمارد، درحالیکه در خفا به سرکوب و آزار بهائیان ادامه میدهد.» ایشان اضافه کرد که در مدارک هیچیک از حدوداً ٩٠٠ دانشجوی بهائی که در کنکور سال ٢٠٠۶ شرکت کردند، اشارهای به "نقص پرونده" نشده بود.

بیش از مدت ٢۵ سال است که بهائیان از ورود به دانشگاههای دولتی و خصوصی در ایران ممنوع شدهاند. پس از فشارهای وارده از طرف سازمان ملل، کشورهای دیگر، سازمانهای دانشگاهی و تربیتی، و سازمانهای حقوق بشر، دولت ایران درسال ٢٠٠۴ اعلان نمود که پرسش دربارۀ باورهای مذهبی متقضاضیانِ دانشگاه را متوقف خواهد کرد، که بنظر میرسید راه را برای ورود بهائیان به دانشگاه بازکرده است.

اما از آن زمان به بعد، دولت، که طرح شناسائی کلیّۀ بهائیان ایران را آغاز کرده و از آن طریق توانسته است دانشجویان بهائی را زیر نظر داشته باشد، هرسال به نوعی راه را برای آنان مسدود نموده است.

جزئیات بیشتر

در سال تحصیلی ٢٠٠٧-٢٠٠۶ خط مشیِ اصلی برای محروم کردن دانشجویان بهائی از تحصیلات عالی، اخراج آنان از دانشگاه بود.

همانطور که اشاره شد، تقریباً ٩٠٠ دانشجوی بهائی در کنکور ژوئن ٢٠٠۶ شرکت کردند و حدود ۵٠٠ نفر از آنان شرائط لازم را برای ورود به دانشگاه بدست آوردند. با این حال، اکثری از حدوداً ٢٠٠ دانشجوئی که بالأخره توانستند در پائیز آن سال به دانشگاه راه یابند، بتدریج، طی سال تحصیلی اخراج شدند.

آنها هنگامی اخراج شدند که هویت دینیشان شناسائی شد و مقامات دانشگاه دریافتند که آنها بهائیاند.

اخراج دانشجویان زمانی به عنوان خطمشیِ رسمی دولت محرز شد که در نامۀ محرمانۀ وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری مورّخ سال ٢٠٠۶، به دانشگاههای ایران دستور داده شد دانشجویان بهائی را به محض شناسائی دینشان، اخراج کنند.

اما دانشجویان بهائی لب به سخن گشودند و ندای خود را در بلاگها و تریبونهای آزاد بلند نمودند. با وجود این، برای حفظ هویت آنان، از ذکر اسمشان در جزئیات ذیل خودداری شده است.

در ماه اکتبر، یکی از دانشجویان بهائی در همدان، که سال گذشته اخراج شد، اظهار داشت که شمار زیادی از دانشجویان بهائی چقدر آرزومند و مشتاق تحصیلات عالیهاند تا در عین حال بتوانند به پیشبرد توسعه و ترقّی کشورشان کمک کنند.

وی گفت: « برای اینکه بهتر بتوانیم نقش خود را در سازندگی و اعتلای این سرزمین مقدس ایفا نماییم، از مسئولان محترم تقاضا می کنیم که...موانع ورود و تحصیل جوانان ایرانی بهایی و طالب علم را در دانشگاههای کشور مرتفع سازند.»

در ماه فوریه، یکی از خانمهای جوان بهائی در نامهای به یکی از رؤسای امور از ایشان سؤال نمود که چرا بطور غیرمترقبه از دانشگاه پیام نور اخراج شده است.

ایشان در نامهاش پرسید: «ما به کدامین جرم محکوم دادگاه شما شدیم؟» «من بعد از چندین سال حسرتِ حضور در دانشگاه، بالاخره اجازه ورود در آن را در سال جاری یافتم. اما بعد از حضور چندین هفته ای در کلاس ها به علت مذهبم اخراج شدم.»

همانطور که اشاره شد، در سال تحصیلی ٢٠٠٨-٢٠٠٧، از تعداد بیش از ١٠٠٠ دانشجوی بهائی که در کنکور شرکت کردند و امتحان را طبق مقررات درست گذراندند، تقریباً ٨٠٠ دانشجو، تحت عنوان «نقص پرونده»، از تحصیل در دانشگاه محروم شدند.

آقای رحمانیان پائیز امسال از طریق اینترنت از احراز رتبۀ فوقالعاده عالیِ خود در کنکور مطّلع شد. وی در یکی از بلاگها نوشته است: «رتبه ام در سهمیه مناطق ( منطقه ١ ) ۵۴ و در کل کشور ٧۶ شد.»

ایشان بقیۀ مطلب را چنین ادامه میدهد: «امّا طولی نکشید که متوجه شدم که اکثر جوانان بهایی هم سن و سالَم ، به علت "نقص پرونده" که در سایت اعلام شده بود ، حتّی موفق به دیدن کارنامۀ خود نیز نشدهاند. خوشحالیام به غم تبدیل شد.»

خانم علائی بیان میکند که وضعِ آقای رحمانیان منحصر به فرد نیست. امسال هم، مانند سالهای گذشته، بسیاری از بهائیان رتبههای بسیار بالائی در کنکور سراسری احراز کردند، اما اجازۀ ورود به دانشگاه به آنان داده نشد، در حالیکه دانشجویان دیگر با نمرات پائینتر در دانشگاه پذیرفته شدند.

خانم علائی گفت: «اینکه درصد کمی از بهائیان در دانشگاههای ایران وارد شدند، به دلیل نمرۀ پائین آزمون در کنکور یا ضعف مدارج تحصیلی آنان نیست، بلکه فقط بدانجهت است که دولت به وسایل گوناگونی متوّسل شده تا راه ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل بهائیان را در آن مسدود کند.»

وی گفت، در سالهای ٢٠٠۴ و ٢٠٠۵، از ورود بهائیان به دانشگاه به آن دلیل جلوگیری شد که دولت در بخش اطلاعات شخصیِ برگۀ نتیجۀ آزمون، دین آنان را «اسلام» اعلام نمود. این مسأله برای بهائیان قابل قبول نبود تا اینکه در سالهای ٢٠٠۶ و ٢٠٠٧ بیان شد که منظور این بوده که موضوعِ بخشِ معارفِ دینیِ کنکور «اسلام» بوده و منظور هویّت مذهبی دانشجو نیست.

خانم علائی گفت: «علیرغم اعتراضات مکرّر از طرف اساتید دانشگاههای غرب، مقامات دانشگاه، و دانشجویان بسیاری از کشورهای دیگر، و مضاف بر آن، قطعنامههای سازمان ملل و تلاشهای سازمانهای حقوق بشر، ایران به وضوح عملیات خود را برای جلوگیری بهائیان از تحصیلات دانشگاهی ادامه داده، درحالیکه ادعا میکند چنین تبعیضی اصلا ً وجود ندارد. تلاشی جدّی از طرف دولت ایران برای خاتمه دادن به این بیعدالتی، اولین قدم جهت اثبات تعهد حقیقی آن دولت به موازین بینالمللیِ حقوق بشر و به تساویِ کلیّۀ شهروندان آن کشور، بدون توّجه به باورهای مذهبی آنان، است.»

بهائیان زندانی در شیراز به نوجوانان و کودکان تهی دست کمک میکردند، نه «تبلیغ علیه نظام»

(02.06.08) (17.11.86)

ژنو
۶ فوریه ٢٠٠٨ برابر با ١٧ بهمن ١٣٨۶
(سرويس خبرى جامعۀ جهانى بهائى)

جامعه بین المللی بهائی امروز اظهار داشت که اتهام ۵۴ بهائی به «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی» از طرف دولت ایران که تقریباً دوسال پیش آنها را دستگیر کرد، اشتباه محض است.

درماه نوامبر، سه نفر از افراد آن گروه مجدداً دستگیر و به چهار سال زندان محکوم شدند. حکم بقیۀ افراد، یکسال زندان تعلیقی گزارش شده است.


رها ثابت، ساسان تقوا و هاله روحی، نوامبر ٢٠٠٧ بازداشت شدند، و صرفاً در ارتباط با باورهای خود و عمل به اعتقادات آئین بهائی، دوران محکومیت چهارسالۀ خود را در زندان بسر میبرند.

دیان علائی، نمایندۀ جامعۀ بین المللی بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو، اظهار داشت: «بهائیانی که در ماه می ٢٠٠۶ دستگیر شدند به هیچ وجه اقدامی علیه دولت ننمودند، و صرفاً به هدف مساعدت به جوانان تهیدست در شهرِ شیراز، به فعالیت در طرحی انساندوستانه همت گماشتند.»

وی گفت: «اتهامات ناروای دولت صرفاً تلاشی است برای سرکوبِ عموم ایرانیانِ بهائی و منحرف کردنِ انتقاد جامعۀ بین المللی از کارنامۀ حقوق بشرِ ایران.»

بر اساس گزارشات رسانه های خبری، بعد از آنکه سخنگوی دولت ایران بهائیان را به «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی» متهم نمود، نگرانی از وضع بهائیان زندانی در شیراز هفته گذشته شدّت بیشتری یافت،. (هرچند بعضی از گزارشها تعداد دستگیرشدگان را ۵۴ نفر اعلام کرده اند، منابع بهائی خاطرنشان ساخته اند که فقط ۵٣ نفر در ماهِ می ٢٠٠۶ دستگیرشدند.)

اتهام این سه جوان به جرم تبلیغات علیه نظام در حقیقت چند روز بعد از ابراز نگرانی سازمان عفو بین المللی و وزارت امور خارجه امریکا صادر کردید. نگرانی این مراجع بخاطر دستگیری و محکومیت چهار ساله و عجولانه این جوانان بود.


1-کلاسهای آموزشی در سهلآباد، محلهای خارج از شیراز، ایران.
2-کلاسهای آموزشی در سهلآباد، محلهای خارج از شیراز، ایران.
3-جمعی ازمعلمین و کودکان درکلاسهای آموزشی سهلآباد، محلهای خارج از شیراز، ایران. این کلاسهای آموزشی در سال ٢٠٠۶ برابر با ١٣٨۵به دستور دولت تعطیل شد.
4-کلاسهای آموزشی در کتسبس، محلهای خارج از شیراز، ایران.

براساس گزارش آژانس خبری فرانسه، سخنگوی قوۀ قضائیۀ ایران، علیرضا جمشیدی، محکومیت سه نفر زندانی را تأئید کرد و در تاریخ ٢٩ ژانویه به خبرنگاران گفت که ۵١ نفر دیگر به یک سال زندان تعلیقی محکوم شدند، مشروط بر اینکه در کلاسهای سازمان تبلیغات اسلامی کشور حضور یابند.

دیان علائی گفت: «اخباری که از ایران به دست آمده، نمایانگر دولتی است که سخت درتلاش است تا عمل ِ زندانی کردن سه فرد بیگناه را که به تبلیغ آئین بهائی متهم شده اند، توجیه کند و این اتهام را، از دیدِ کجبین خود، معادل با ´تبلیغ علیه نظام` جلوه دهد.» وی اضافه کرد: «دلیل واضحتر بر این امر آن است که متهمین ِ دیگر باید در کلاسهای بازآموزیِ (سازمان تبلیغات اسلامی) حضور یابند تا از این طریق به وضوح آنان را وادار نمایند که از باورهای دینی خود روگردان شوند.»

ایشان اضافه نمود: «اگرچه نفس تبلیغِِ آئین بهائی به هیچ گونه نمیتواند جرم محسوب شود، چه که آزادیِ دین از حمایت و حراست قوانین بینالمللی برخودار است، حقیقت امر این است که بهائیانی که تقریباً دو سال پیش در شیراز دستگیر شدند، اصلاً تعالیم بهائی را تبلیغ نمیکردند – بلکه چندین طرح سوادآموزی و تواندهیِ جوانان را در نقاط مختلف شیراز و حومۀ آن آغاز کرده و در راستای آن مشغول به فعالیت بودند.»

خانم علائی همچنین گفت: «علاوه براین، آن گروه در سال ٢٠٠۵، طرح مذکور را به شورای اسلامی شیراز معرفی نموده و متعاقباً برای ادامۀ فعالیتهای خود، از کمیسیون فرهنگی مجوز قانونی دریافت کرده بود.»

خانم علائی همچنین در مورد اتهامات منعکس شده در مدارک دادگاه مبنی بر این که استفاده از کتابچۀ «نسائم تأئید» دلالت بر تبلیغ آئین بهائی دارد، اظهار نظر نموده و گفت که تمرکز این کتابچه آموزش مهارتهای کلامی و اصول اخلاقی است.

خانم علائی گفت: «واقعیت این است که کتابچۀ ´نسائم تأئید` هیچ اشارۀ مستقیمی به آئین بهائی نمی نماید و دروس آن، بازتاب اصولی اخلاقی است که همۀ ادیان در آن مشترکند.»

خانم علائی اظهار داشت: «با توجه به بیاعتنائیِ مستمرِ دولت ایران در مقابل خواستهای بین المللی برای آزادی بدون وقفۀ این سه زندانی، لازم است که جزئیات قضیه مطرح شود تا بدینوسیله همه چیز تحت بررسی مستقیم قرارگیرد.» اسامی آن سه نفر عبارت است از: هاله روحی جهرمی، ٢٩ ساله؛ رها ثابت سروستانی، ٣٣ ساله؛ و ساسان تقوا، ٣٢ ساله.


دی ۱۳۸۶

آذر ۱۳۸۶

آبان ۱۳۸۶

مهر ۱۳۸۶

شهریور ۱۳۸۶
اقدامات جدید دولت ایران بر علیه بهائیان ایران

نیویورک، ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۷ برابر با ۳۰ شهریور ۱۳۸۶

تخریب یک قبرستان بهائی در هفتۀ گذشته پیرو رویدادهای اخیر دیگر بیانگر سیاست نظام جمهوری اسلامی در جوّسازی کاذب و تحریک بر ضدّ بهائیان است.


سنگ قبرهای مقابر بهائیان در قبرستان بهائیان در نجف آباد توسط بُلدوزری تخریب و روی هم انباشته شد. تخریب این مکان (که بهائیان آن را گلستان جاوید مینامند) بین ۹ و ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۷ (برابر با ۱۸ یا ۱۹ شهریور سال ۱۳۸۶) صورت گرفت.

ویرانسازی این قبرستان توسّط گروهی مجهّز به ماشین آلات سنگین در فاصلۀ زمانی بین ۱۷ و ۱۸ شهریور (۹ و ۱۰ سپتامبر) در نزدیکی نجف آباد اصفهان صورت گرفت. در ماه ژانویۀ امسال واقعه ای مشابه در شهر یزد اتفاق افتاد که در طیّ آن گروهی با بولدوزر و ماشین آلات سنگین موجب خرابی و انهدام قبرستان دیگری شدند.

شمار این وقایع ضدّ بهائی و همچنین نقض حقوق بشر علیه دیگر شهروندان نیز در افزایش است.

چند روز قبل از تخریب قبرستان در نجف آباد نامه هایی تهدیدآمیز به حدود ۳۰ خانوادۀ بهائی فرستاده شد. در بهار امسال در استان مازنداران شش منزل مسکونی متعلّق به بهائیان به آتش کشیده شد. در ماه جون در شهرستان آباده اعلامیه ها و شعارهای دیواری حاوی دشنام و ناسزای نفرت انگیز به در و دیوار منزل های مسکونی و مغازه های بهائیان نوشته شد.

از ماه اردیبهشت، حدّ اقل در ۱۷ شهر بهائیان برای بازپرسی بازداشت شده اند. دستگیری شش نفر جدید گزارش شده است. در کرمانشاه، یک مرد ۷۰ ساله به یک سال زندان و ۷۰ ضربه شلاق به اتّهام «گسترش بهائیت و حتک حرمت ائمّۀ اطهار» محکوم شد. در مازندران، مجدداً دادگاه سه خانم و یک آقا را به اتّهام «تبلیغ به نفع سازمان مخالف نظام جمهوری اسلامی» محکوم نمود.

بنا بر گفتۀ نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی این وقایع نتایج سیاستهای بلندمدّت جمهوری اسلامی برای ایجاد تنفّر بر علیه بهائیان است.

خانم دیان علائی نمایندۀ جامعۀ بین المللی بهائی در سازمان ملل در ژنو متذکّر شد که «این معضل باید برای همه فعّالان حقوق بشر نگران کننده باشد.»

او از مردم دنیا و دولتهای جهان خواست تا از نظام حاکم بر ایران در مورد این عملکرد بازخواست کنند تا بدین وسیله از وخامت بیشتر شرایط جامعۀ بهائی و افزایش خشونت علیه آن پیشگیری شود. شمار بهائیان در ایران در حدود ۳۰۰ هزار نفر است و بهائیان پرشمارترین گروه دینی ایرانیان غیر مسلمان را تشکیل میدهند.


شعار «حزبالله بیدار است از بهائی بیزار است» روی دیوار ساختمانی در شهر آباده نوشته شده. … »

دیان علائی اضافه کرد که «بر طبق سوابق تاریخی اینگونه حملات اغلب پیش درآمدی برای سرکوبیها و تعرض های شدیدتر بعدی بوده».

«گرچه ممکن است برخی از این موارد جزئی به نظر بیاید ولی این برخوردها در حال افزایش است و از نظر جغرافیایی نیز از تمام نقاط ایران گزارش میشود و این خود بیانگر این است که آزار و اذیّت بهائیان سیاست رسمی نظام جمهوری اسلامی است و لازم است که دولت ایران در برابر سیاستگذاری خود مبنی بر اشاعه و ترویج خشونت پاسخگو باشد.»

خانم علائی اشاره کرد که «نوشته های دیواری شامل شعارهایی چون «مرگ بر بهائی مزدور آمریکا و انگلیس»، «حزب الله از بهائی بیزار است»، «بهائی مزدور اسرائیل»، «بهائی نجس است» میباشد و اینها واژههایی برگرفته از تبلیغات رسمی و مستقیم دولت است که از سوی رسانه های وابسته به نظام به مردم القا میشود.»

خانم علائی یادآور شد که گروههای دیگر، غیر ازبهائیان، نیز در ایران با نقض حقوق بشر مواجه هستند و مشکلات زیادی دارند.

وی گفت «در ماههای اخیر، مسؤلین دولت ایران حملات گستردهای به جوامع مدنی وارد آورده دانشگاهیان، فعّالان حقوق زنان، دانشجویان و روزنامه نگاران را هدف این حملات قرار داده اند.»

مشروح برخی از وقایع بر علیه بهائیان:

برخی از وقایع بر علیه بهائیان که در ماههای اخیر گزارش داده شده به قرار ذیل است:

--در ۲۸ خرداد ۱۳۸۶ (۱۹ جون ۲۰۰۷) گزارشی رسید مبنی بر بازداشت مردی بی بضاعت و هفتادساله در آپریل ۲۰۰۷ در کرمانشاه. اتّهام او دارا بودن سه دیسک فشردۀ موسیقی بهائی بوده است. او در ۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ (۲۳ آپریل ۲۰۰۷) به اتّهام «تبلیغ بهائیت و اهانت به ائمۀ اطهار» محاکمه شد. به وکیل مدافع او فقط ۱۰ دقیقه فرصت برای آشنایی با پرونده و آماده کردن دفاعیه داده شد. گرچه مجازات او هنوز کتباً اعلام نشده است قاضی او را شفاهاً به یک سال زندان و ۷۰ ضربه شلاق محکوم کرده است. حکم شلاق هنوز اجرا نشده است.

--در ۲۷ خرداد ۱۳۸۶ (۱۸ جون ۲۰۰۷) یک بهائی ۳۴ ساله در مغازۀ ابزارفروشی خود در تبریز دستگیر شد و به مکان نامعلومی برده شد. دو روز بعد او توانست با خانواده اش تماس بگیرد و سلامتی خود را به آنها اطّلاع دهد. یک مأمور انتظامی پس از برقراری تماس با بهائیان تبریز به آگاهی ایشان رساند که گویا تنی چند از همسایگان فردِ بازداشت شده از مأموران منکرات بوده اند و ادّعا کرده اند که او به اسلام توهین کرده است. در نهایت خانوادۀ او توانستند با او ملاقات داشته باشند و از قرار معلوم یک بازجویی دوروزه را سپری کرده بود. این شخص هنوز در بازداشت است.

--در ۶ خرداد ۱۳۸۶ (۲۸ می ۲۰۰۷) یک زوج بهائی در آباده در نزدیکی شیراز در منزلشان توسّط مأموران وزارت اطّلاعات بازداشت میشوند. مأمورین کتابها، فیلمهای خانوادگی، دیسکهای فشردۀ موسیقی، دفتر تلفن، مدارک شخصی، تلفن همراه، رایانۀ شخصی و یادداشتهای مربوط به ملاقات تنی چند از بهائیان منطقه که به امور جامعۀ محلّی بهائی به طور غیر رسمی رسیدگی میکردند را مصادره نمودند. هر دو برای مدتّی مورد بازجویی قرار گرفتند. خانم بهائی پس از هشت ساعت آزاد شد ولی شوهرش به شیراز منتقل شد و پس از گذشت بیش از یک ماه بازداشت با وثیقه آزاد گردید. اتّهام او تبلیغ دین بهائی بود.

--در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ (۸ می ۲٠٠۷) دادگاه استینافی مازندران شکایت و فرجام خواهی دو باره سه خانم و یک مرد بازداشت شده درقائمشهر به سال ۲٠٠۵ به اتّهام «تبلیغ به نفع سازمان مخالف نظام جمهوری اسلامی» را نپذیرفت. پرونده آنان به دیوان عالی کشور ارجاع شده است. در حال حاضر متهمین با پرداخت وثیقه آزاد هستند. (حکم دادگاه استیناف)

--در ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ (۲۵ آپریل ۲۰۰۷) دادگاه انقلاب اسلامی ساری یک فرد بهائی را به یک سال زندان و چهار سال تبعید در شهرستان بیجار محکوم کرد. اتّهام او «فعّالیّت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و به نفع گروهی و سازمانهای مخالف نظام» بود.

--در ماه اردیبهشت ۱۳۸۶ (ماه آپریل و می ۲۰۰۷) عدۀ زیادی از بهائیان و ساکن مناطق گوناگون برای بازجویی احضار شدند و یا از طریق تلفن توسّط مأموران وزارت اطّلاعات و یا مأمورین انتظامی مورد بازپرسی قرار گرفتند. برخی از ناحیه های مورد نظر عبارتند از بابلسر، بندر عباس، بندر ترکمن، بجنورد، گیلاوند، دماوند، همدان، کرج، لاهیجان، شاهین شهر، طهران و یافت آباد. بازپرسیها پیرامون فعّالیتهای جامعۀ بهائی و اشخاص بهائی بود. بنا بر گزارش رسیده به بانکی در مرکز جیرفت دستور داده شده است که حسابهای بانکی بهائیان را به مقامات مربوطه گزارش دهد.

--جامعه جهانی بهائی اخیرا نسخه ای از یک نامۀ صادر شده از بنیادی دولتی که مسئولیّت مراقبت از رزمندگان جنگ ایران-عراق و هزینه های ایشان را به عهده دارد به دست آورده است. در این نامه آمده است که شخص مورد بحث با وجود معلول بودن و نقص عضو شدید پیرو اسارت جنگی در عراق به دلیل عضویّت در «فرقۀ بهائیت» واجد شرایط برای دریافت حقوق بازنشستگی نیست. برای دیدن نامۀ اصلی و ترجمه آن به لینک زیر مراجعه کنید.

--حمله به دین بهائی در تمام رسانه های گروهی و از جمله اینترنت همچنان ادامه دارد. روزنامه هایی در خراسان و مازندران به تازگی مقاله هایی توهین آمیز به بهائیان چاپ کردهاند و جزوه های ضدّ بهائی در شیراز برای همگان توزیع شده اند. این نشریّات در مدارس شاهین شهر، اهواز و بابلسر نیز پخش شده اند.

--بنا بر گزارشهای موثّق رسیده بانکها از دادن وام به متقاضیان بهائی خودداری کرده اند و مقامهای مسئول به دلیل بهائی بودن مراجعین از صدور یا تمدید جواز کسب خودداری کرده اند. در سنندج یک مقام بانکی ادّعا کرده است که ۱۴ درخواست وام از متقاضیان بهائی به ایشان رسیده است که به تمامی آنها پاسخ ردّ داده خواهد شد. یک کارمند بانک در ساری فاش کرده است که «به ما ابلاغ شده است که از ارائۀ وام و دیگر خدمات به بهائیان خودداری کنیم.»

--در همدان صاحب یک دکّان خواربارفروشی که برای ۴۸ سال دایر بوده است کوشیده بود که جواز کسب را به دلیل فوت پدرش به نام خود منتقل کند. یکی از مسئولان رسمی به او گفته بود که به بهائیان جواز کسب خواربارفروشی داده نخواهد شد. این مسئول به او گفته بود «هر جا که بروی، حتّی سازمان ملل، بالاخره به اینجا خواهی آمد و جواب آشکار هم همین خواهد بود.»